نادر ابراهیمی
نادري براي ادبيات و فرهنگ (پروندۀ نادر ابراهیمی)
یادداشتی از سیدحسین موسوی‌نیا دربارۀ نادر ابراهیمی
نادري براي ادبيات و فرهنگ (پروندۀ نادر ابراهیمی)
ابراهیمی نمونه‌ای نادر بود (پروندۀ نادر ابراهیمی)
میزگرد نقد «با سرودخوان جنگ...» با حضور میرشکاک و جوادی یگانه
ابراهیمی نمونه‌ای نادر بود (پروندۀ نادر ابراهیمی)
صفحه 2 از 2ابتدا   قبلی   1  [2]  بعدی   انتها   
سه پنجره به «سه دیدارِ» نادر ابراهیمی
شهرستان ادب: «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‎آمد»  بی‎شک مهمترین اثر در حوزه‎ی ادبیات داستانی است که با موضوع رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی نوشته شده است. نویسنده‎ی این کتاب، داستان‎پرداز و رمان‎نویس بزرگِ معاصر زنده‎یاد نادر ابراهیمی است که پیش از نوشتنِ «سه دیدار» با «آتش بدون دود»، «بار دیگر شهری که دوست می‎داشتم» و دیگر داستان‎ها و عاشقانه‎هایش از معتبرترین و محبوب‎ترین نویسندگانِ پنجاه سال اخیر در ایران بود. در اهمیت این کتاب همین بس که خود مرحوم نادر ابراهیمی در پایان سه دیدار نوشته است: «همین‌قدر می‌گویم که در عمر خویش، کاری چنین کمرشکن، در هم کوبنده و خوف‌انگیز انجام نداده‌ام، و نه، دیگر، خواهم داد» . یک: حال و هوای کتاب چه از نظر رویکرد سیاسی اجتماعی و چه از نظر رنگ‎آمیزی حسی حماسی و عاطفی بسیار یادآور شاه‎کار نادر ابراهیمی یعنی رمان «آتش بدون دود» است. «آتش بدون دود» یک کار عظیم است. اگر کارهایی مثل «بار دیگر شهری که دوست می‎داشتم» را بخواهیم به یک ترانه و تک‎آهنگ زیبا در موسیقی پاپ تشبیه کنیم، در مورد کاری در حد و حدود «آتش بدون دود» باید موسیقی ارکسترال سمفونیک را مثال بزنیم. این تشبیه فقط ناظر به حجم کار نیست، بلکه رتبه، موضوع و کلاس کار نیز مدنظر است. علی‎ای‎حال طبع نویسندگیِ نادر ابراهیمی و کثرت علاقه‎ها، دغدغه‎ها و تجربه‎های زیستی هنری او خیلی مایل به سمفونی نبود و در عمل باعث شده بود او به جای پنج کار حجیم (که مثلا بنا به تجربه دوتایش موفق و سه تایش ناموفق باشد) یکی دو کار حجیم و ده دوازده کار سبک‎تر (که حداقل نیمی از آن ها شاخص هستند) داشته باشد. همانطور که می دانید این دو جلد رمان، تمام سخن و انگیزه‎ی نویسنده برای سه دیدار نبوده است و سه دیدار نیز چون «جاده‎های آبی سرخ» از کارهای ناتمام مرحوم نادر ابراهیمی است که با بیماری و مرگ ناگهانی این نویسنده ی بزرگ ادامه پیدا نکرد. جلد نخست «رجعت به ریشه‎ها» نام دارد و جلد دوم «در میانه‎ی میدان» و هر دو جلد در بین سال‎های ٧٥ تا ٧٦ نوشته شده‎اند. جلد سوم هم که سرنوشتش هیچ‎گاه مشخص نشد و گویا مفقود شده، «حرکت به اوج» نام داشته است. باری اگر «سه دیدار» به سرانجام می‎رسید و مثلا ده جلد تمام می شد می شد جزو سمفونی‎های نادر ابراهیمی. اما به جز دغدغه های سیاسی، اجتماعی، تاریخی، به جز انطباق خط سیر داستان بر یک دوره‎ی میان‎مدت تاریخی، به جز حجم کار و ویژگی‎هایی از این دست که «سه دیدار» را به «آتش بدون دود» شبیه می‎کنند، سه دیدار حال و هوا و رنگ‎آمیزیِ دیگری دارد که در آن متانت در روایت، آرامش در اندیشه، و غلظتِ خمیرمایه‎های عرفانی فلسفی را می‎توان دید. آغازگرِ این رنگ‎آمیزیِ جدید در آثار نادر ابراهیمی پیش از سه دیدار، رمانِ «مردی در تبعید ابدی» است که به جز آن ویژگی‎هایی که گفته شد شباهت‎های دیگری هم با سه دیدار دارد. از جمله اینکه این کتاب نیز بر اساس زندگیِ یکی از شخصیت‎های برجسته‎ی ایرانی اسلامی یعنی فیلسوف نامدار صدرالمتالهین شیرازی _معروف به ملاصدرا_ نوشته شده است. جالب اینکه ملاصدرا نیز همچون امام خمینی یک عالم شیعیِ سرشناس و از اهالی برجسته عرفان و فلسفه در روزگار خود بوده است و جالب‎تر اینکه اندیشه‎ی فلسفی امام خمینی بسیار متاثر از دیدگاه‎های او و ن...
ادامه مطلب