آدونیس: هرگز نمی‎توانم در موضعی با آمریکا همراه باشم
سخنان آدونیس در مصاحبه با بی‎بی‎سی درمورد ایران، شعر ایران و شعرش دربارۀ ایران
آدونیس: هرگز نمی‎توانم در موضعی با آمریکا همراه باشم
چه زمانی «سِفر بمباران» ترجمه می‎شود؟
یادداشت حسن صنوبری بر کتاب تازه علی‎محمد مودب
چه زمانی «سِفر بمباران» ترجمه می‎شود؟
ما گزینه‌هامونو فعلاً گذاشتیم تو كشو!
شعر طنزی از محمد رسول‎پور درباره مذاکرات ایران و آمریکا
ما گزینه‌هامونو فعلاً گذاشتیم تو كشو!
صفحه 5 از 10ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   
«جعبه‌های پر از خالی» | نگاهی به نمایشنامۀ «رؤیای آمریکایی» ادوارد البی
شهرستان ادب: همزمان با سالروز تولد «ادوارد البی» نویسندۀ و داستان‎پرداز شهیر آمریکایی، یادداشتی می‎خوانید از پرستو علی‎عسگرنجاد بر نمایشنامۀ «رویای آمریکایی» این نویسنده. شاید همۀ توفیقاتش در زندگی هنری- ادبیاش را، مدیون کشف هویت واقعی خود باشد! «ادوارد فرانکلین البی» از همان اولین روزهای 20 سالگی که فهمید عضو حقیقی خاندان ثروتمند و مرفه آلبی نیست و پدر و مادر فقیرش در کودکی او را به این خانواده سپرده‌اند تا در رفاه و امنیت زندگی کند، دست از زندگی اشرافی خود کشید. این تصمیم سخت؛ رها کردن ثروتی که سال‌ها در پناه آن‌ها، درست مثل یک بورژوای حقیقی رشد کرده بود و تجربه‎کردن زندگی پایین‌ترین طبقات آمریکا همچون دست‌فروشان؛ پلی بود برای رسیدن به حقایق بی‌شماری که بعدها، دست‌مایۀ مهم‌ترین اثر وی، «رؤیای آمریکایی» قرار گرفتند. گرچه البی با نگارش «داستان باغ‌وحش» که به تأثیر از فضای نوشته‌های ساموئل بکت در آن روزگار خلق شده و توجه جامعۀ هنری آن روز آمریکا را برانگیخته بود، به شهرت رسیده بود و بیشتر خوانندگانش او را با «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟»ش به یاد می‌آورند؛ اما وی شهرت حقیقی خود را اول مدیون «رؤیای آمریکایی» و سپس «مرگ بسی اسمیت» است. به عنوان اشاره‌ای گذرا باید گفت «مرگ بسی‌ اسمیت»، ماجرای غم‌بار و تأثربرانگیز جوان سیاه‎پوستی است که جامعۀ نژادپرست سفیدپوستان آمریکا، او را با عقاید متعصبانۀ خود می‌بلعد. این اثر در حقیقت رونمایی البی از جهل نژادپرستانۀ مردمی است که خود را متمدن‌ترین مردم دنیا می‌دانند؛ اما در باطن، تفاوت رنگ پوستی را تاب نمی‌آورند و این تصنیف‌خوان بی‌نوای سیاه‌پوست را، قربانی عصبانیت خود می‌کنند. اما «رؤیای آمریکایی» که شاهکار ماندگار البی است، با زبانی طنزآلود و دردناک و با بهره‌گیری از قلم استواری که کارهای البی را به «اوژن یونسکو»، خالق نمایشنامۀ زیبای «کرگدن»، شبیه می‌کند؛ زندگی سه نسل از یک خانوادۀ آمریکایی را روایت می‌کند. قدیمی‌ترین و اولین نسل، مادربزرگ پیر داستان است که با ساختن جعبه‌های کوچک و بزرگ خالی، روزگار خود را می‌گذراند. گرچه رفتار او برای حفظ استقلال مالی و عدم اتکا به دو نسل بعدی که قصد حذف او را دارند، شایان تقدیر است؛ اما ایدئولوژی اصلی البی برای نگارش این اثر که همان «پوچی و توخالی بودن رؤیای آمریکایی» است، خود را در همین کار به ظاهر سادۀ مادربزرگ نشان می‌دهد. جعبه‌هایی که او می‌سازد، در حقیقت هیچ محتوی خاصی ندارند و برای منظور مشخصی هم ساخته نمی‌شوند. گرچه با همین شغل به ظاهر ساده و شرکت در دوره مسابقات استانی و کشوری، مادربزرگ ثروت هنگفتی به هم زده است؛ اما مخاطب می‌داند که  این جعبه‌ها، پر از خالی‌اند تا نشان دهند پوچی، خود را از نوجوانان و جوانان آمریکایی گذر داده و حتی به نسل میانسال آن‌ها هم رسیده است. چه این‌که این جعبه‌های بی‌حاصل هم موجبات نجات مادربزرگ را از دست نسلی که می‌خواهند او را به خانۀ سالمندان بفرستند، فراهم نمی‌کند. نسل دوم، عجیب‌ترین نسل این روایت است و متشکل از خانواده‌ای است که در اقدامی حیرت‌انگیز، فرزندخواندۀ خود را به علت چند مشکل اخلاقی کوچک، مثله می‌کند و از بین می‌برد! این نسل در حقیقت نمادی برای آرمانگرایان افراطی آمریکا است که راه نجات را تنها در قتل و ک...
ادامه مطلب