یادداشتی از حسن صنوبری

مروری بر حواشی پیش آمده برای شعرهای آقایان اسماعیلی و قزوه

08 آذر 1392 18:55 | 14 نظر
Article Rating | امتیاز: 4/78 با 37 رای
مروری بر حواشی پیش آمده برای شعرهای آقایان اسماعیلی و قزوه
شهرستان ادب: روزهای روضه و ندبه و نوحه و مویه بر مصیبت حضرت سیدالشهدا (روحی و ارواحنا له الفدا) همه چیز تحت‌الشعاع حلقه‌ی ماتم قرار می‌گیرد. جریانِ عادیِ زندگی متوقف می‌شود، بساط شادیِ جمع می‌شود، اهلِ بازار کرکره‌ی دکان را پایین می‌کشند، اهل مدرسه از حجره بیرون می‌آیند، نه کسبی می‌ماند و نه مکاسبی، مردم همه از کشت و زراعت و شوخی و شیطنت و لهو و تجارت دست می‌کشند، حتی دکه‌ی روزنامه و دکان سیاست هم کم مشتری می‌شود؛ چرا؟ زیرا عزای اشرفِ اولادِ آدم است.

با این حال مثل هر سال امسال هم حاشیه‌هایی به وجود آمد، که چون محل و مصدرش عالمِ شعر بود برای ما هم اهمیت دارند. حال آنکه به همان دلیل که در سطرهای بالا گفتیم در روزهای واقعه بیشتر شاعران و دوستدارانِ شعر هم مانند بقیه مردم ترجیح می‌دهند خودشان را درگیرِ واقعه‌ای دیگر، غیر از سوگواری بر آل الله(علیهم السلام) نکنند. روزهایی که زمانِ گریه بر عزای حسین(علیه‌السلام) است شایسته نیست چشم و دل به غیر بدهیم.

اما حالا دیگر فکر می‌کنم به حرمت حق و حقیقت خوب است مروری بر این حواشی داشته باشیم. نه از منظر سیاستمداران و روزنامه‌نگاران و نه از منبرِ واعظان و عالمان، که از سرِ شعر دوستی و از دیدگاهِ یک شاعرِ مسلمان.


ماجرا از کجا شروع شد؟

از انتشارِ هجده رباعیِ انتقادیِ آقای رضا اسماعیلی در خبرگزاری فارس. بعضی از این رباعی‌ها واقعاً شعرهای خوبی بودند. یعنی در مجموع هم از لحاظ پیام و هم از لحاظ پیکره شعرهای قابل‌توجهی بودند. مثل:

ای مرثیه‌خوان! زبان عاشورا باش
هم قبله‌ی کاروان عاشورا باش
با لهجه‌ی سرخ عشق، همچون زینب
بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش

واقعاً این رباعی و مخصوصاً سطر آخرش بسیار زیباست. همچنین بعضی رباعیات و سطرهای دیگر. در کنار این‌گونه سطرها، سطرهایی هم بودند که انتقادی دقیق و درست به بعضی از اشتباهات و حواس پرتی‌هایی که در بعضی از مجالس عزای اهل‌بیت(علیهم السلام) وجود دارد و در شأن ایشان نیست، داشتند (مثل سطرهایی که از تخفیف نام مبارک حضرت به «سین  سین»های تکرار شونده انتقاد داشتند) . در کنار این سطرها سطرهایی هم بودند که با فرهنگ و قرائت عمومیِ از شیوه عزاداری بر شهیدان عاشورا همخوانی نداشتند. از جمله:

گفتی به من ارباب! خطا گفتی تو
شرمنده شدم ز دوست، تا گفتی تو
من بنده‌ام و مقام من جز این نیست
شرک است به بنده‌ای «خدا» گفتی تو

 و در کنار این دو گروه، سطرهایی هم بودند که بی‌رودربایستی اشتباه بودند. یا به خاطر ابهامشان به نظر می‌آمد چنین باشند. آن هم آن دسته از سطرهایی که به نظر می‌آمد به نفسِ «روضه ی حزین خواندن» در مصیبت سیدالشهدا(علیه‌السلام) یا گریه و ماتم بر ایشان متعرض شده‌اند. اگر چنین چیزی باشد باید گفت آن سطرها پایه و مایه محکم و مستدل دینی (در میان همه مذاهب اسلامی) ندارند. چه اینکه در کتب روایی، حتی روایات معتبری داریم مبنی بر عزاداریِ حضرت ختمی‌مرتبت محمد مصطفی(صل الله علیه و آله و سلم) بر شهادتِ حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) آن هم پیش از شهادت ایشان. نقل است در سنین کودکی امام حسین(ع) هر وقت پیامبر اسلام(ص) ایشان را می‌دیدند می‌ایستادند و بر سراپای امام حسین(ع) بوسه می‌زدند و حتی می‌گریستند. وقتی از ایشان علت امر پرسیده می‌شد، حضرت رسول(ص) پاسخ می‌دادند: «اُقَبِّلُ مَوضِعَ السُّیُوف»: «بر جای شمشیرها بوسه می زنم». و چه نوحه و چه ماتمی از این بالاتر؟ علی لعنه‌الله علی القومِ الظالمین.


بگذارید دوباره از متن دور شویم و به حاشیه بپردازیم:

ماجرا با یادداشتِ انتقادیِ آقای محمود حبیبی کسبی در سایت الف ادامه پیدا کرد. آن بخشی از یادداشت ایشان که استناد به گفتار و رفتار اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) داشت بخشِ خوبِ یادداشت بود و آن بخشی که راویِ عصبانیت در لحنِ آقای حبیبی کسبی بود بخشِ بد یادداشت. همان طور که بی‌رودربایستی گفتیم بعضی از رباعی‌های آقای اسماعیلی به نظر اشتباه می‌آمدند؛ اینجا هم باید بی‌رودربایستی بگوییم بعضی از واژه‌ها و عباراتِ آقای کسبی با سنجه‌ی اخلاق اسلامی گناه به حساب می‌آیند. گفتیم اسلام و گفتیم مسلمان یاد این حدیث افتادم که از وصایای حضرت رسول(ص) به امیرمومنان(ع) است: «یاعلی! المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه». اگر ستمگری که به ما استیلا دارد یا کافری که کینه‌ی دینِ خدا را دارد به ما و دین ما حمله کرده باشد، ما حق داریم به حکم قوله تعالی: «لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» حتی با او بد حرف بزنیم. ولی در غیر این صورت وقتی برادرِ مسلمان، شیعه، فروتن و اخلاق مدارِ ما سخن اشتباهی را درباره‌ی دین می‌گوید حق نداریم هر ناشُسته و ناروایی که به دهانمان آمد را نثار او کنیم. هم راه انتقادِ مؤدبانه باز است، هم نصیحتِ مشفقانه. حق نداریم با آبروی او بازی کنیم و سخنانی را در نکوهشش بگوییم که سزاوارِ پست‌ترین موجودات زمین و زشت‌ترین دشمنان ائمه معصومین(علیهم السلام) است. اگر واقعاً برای حدیثِ معصوم ارزش قائل باشیم، نمی‌توانیم آن حدیث که از پیامبر ذکر شد را نادیده بگیریم، و این حدیث مروی از مولا امیرالمؤمنین(ع) را : «المومن اعظم حرمه من الكعبه»: «آبروی مومن، احترامِ مومن، شرافت مومن از حرمت کعبه نیز بیشتر است». این صرفا اشاره به اهل ایمان دارد و وای بر ما اگر آن فرد ریش و مویی هم سپید کرده باشد.

ادامه‌ی ماجرا: گویا به خاطر این یادداشت انتقادیِ آقای کسبی یا دیگر انتقاداتی که به آن رباعی‌ها وارد شده بود، آن شعرها سریعاً بالکل از صفحه خبرگزاری فارس حذف شدند. این مطلب حتی در پایانِ آن یادداشتِ آقای کسبی هم ذکر شده است. من نمی‌دانم در این میان چه اتفاقی افتاد اما چند روز بعد اتفاقی افتاد که بیش از پیش باعث حیرت و ناراحتی ناظران و شاعران شد. باز در همان سایتِ سیاسیِ الف، و این بار با عنوانِ «بیانیه» و این بار با امضای چهار شاعر (و تا حدودی «مجری-شاعر») مطلبی بر علیه رباعی‌های آقای اسماعیلی منتشر شد. و در این یکی تکبر و تفرعن و خود «یگانه متولیِ دستگاهِ امام حسین» پنداری و دیگری «یزید زمانه» پنداری بسیار بیش از فقره‌ی پیش موج می‌زد. حالا من نمی‌خواهم اینجا به ویژگی‌های نثر مصنوع و متکلف آن بدیهی گوییِ بی‌حاصل و آن اطنابِ ممل اشاره‌کنم. تعظیم شعائر حسینی سنتی حسنه است. آری. تحریف این سنن هم نادرست. بله. ولی سرانجام چه؟ جای این سخن کجاست؟ وقت این سخن کی است؟ چیستی و چگونگی این سخن باید چه و چگونه باشد؟ عمل نکو در ساختار درستش می‌تواند حتی عبادت باشد، اما همین عمل ، در یک ساختار نادرست ممکن است تبدیل به ریا شود. یا حتی تحریف و بدعت. نمازِ جمعه را که نمی‌شود روز چهارشنبه خواند.


پیشینه

بگذارید کمی از پیشینه‌ی ماجرا سخن بگوییم. اگر نخواهیم دیرینه شناسی را تا ماجرای شیعه‌ی حلب و دروازه‌ی انطاکیه در مثنوی معنوی پی بگیریم باید بگوییم:  پس از مشروطه با ریشه دواندن تجدد و رشد صنعتِ مقلدِ «منور الفکری» هر چیزی که نسبتی با «سنت» داشت زیرِ عینک‌های گردِ منورالفکران با نگاهِ نقادی بازبینی می‌شد. نقادی‌هایی که گاه واقعاً بی‌بهره از دقت لازم برای نقد بودند. گویی برای خیلی‌ها مهم و معروف و مرسوم بود که «نقد کنیم، بأی نحو کان» تا از زمره‌ی غافلان به حساب نیاییم و از قافله‌ی منتقدان و متجددان عقب نمانیم. بی‌شک شعر آن روزگار هم بی‌بهره از این نقدها و همچنین رویکردهای انتقادی نماند. و بی‌شک پای این نقدها به میدان آیین‌های عزاداری بر سالار شهیدان
(ع) هم باز شد. از جلوه‌های این‌گونه نقدها می‌توان به بعضی از شعرهای ایرج میرزا در این زمینه اشاره کرد. شاید بتوان گفت بعضی از انتقادهای ایشان به شیوه‌های عزاداری ایام عاشورا درست بوده است و البته که بعضی نیز نادرست. علی ای حال هرچه فتیله‌ی منورالفکری پایین کشیده شد و شعله‌ی اندیشه و فرهنگ دینی در این سرزمین بالا گرفت، بازار این‌گونه نقدها هم بیشتر کساد شد و قطعاً در روشنای انقلاب اسلامی که ریشه در سنن دیرین ما داشت دیگر کمتر نشانی از آن منورالفکر بازی ها می‌شد سراغ گرفت. می توان گفت مهم‌ترین سطر در آغاز دوباره‌ی این‌گونه نقدها سطر آخر غزلِ باشکوهِ زنده‌یاد حسین منزوی برای حضرت سیدالشهدا(ع) بود که برخلاف جو رایج آن روزگار که شعرها تماماً در ستایش اهل‌بیت(ع) و ستایشگران ایشان بود، به نقد بعضی از ستایشگران ایشان پرداخته بود. منظورم این بیت است:

حد تو رثا نیست عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکه‌گیران

و اینجا بود که باز شروع شد. باز بازار انتقاد رونق گرفت. مخصوصاً از سوی زمره‌ی تقلید و داعیه‌داران روشنفکری در عصر جدید. عجیب این است که در این سرزمین هرچه فروتن تر و بی‌سر و صدا تر باشی بیشتر آماجِ هجمه‌ها و نقدها قرار می‌گیری. مثلاً من مطمئنم صاحبانِ شعرهای زیر هیچ‌گاه از سوی آقایانِ بیانیه نویس قصه ما مورد نقد و شماتت قرار نمی‌گیرند:

از تیغ گرفتند تنت را و سپردند
در آن سوی مقتل به کمان‌ها و گمان‌ها

ای زنده جاوید! همان روز سرت را
از نیزه ربودند و سپردند به آن‌ها

گفتند فقط، از لب و دندان و ندادند
از رد نفس‌های شهید تو نشان‌ها

ای کاش مسیح نَفَست، روح بریزد
در کالبد منجمد مرثیه‌خوان‌ها


«عبدالجبار کاکایی»



یا:

مردم براى طبل و دهل، سینه می‌زنند
از چار راه تا سر پُل سینه می‌زنند

پرسیدم از شما و صدا «بمب و بام» بود
میدان انقلاب فقط ازدحام بود

راه ادای کامل دین از کدام سوست؟
گم می شوم، «امام حسین» از کدام سوست؟

مقصد کجاست؟ عاقبت از یاد می رود
این «خط» فقط به «عشرت آباد» می رود

عشرت خطوط شهر شما را سیاه کرد
خورشید، راه آمده را اشتباه کرد

آقا! پیاده می شوم اینجا که کوفه است
نه، سبز نیست شهر شما، بى شکوفه است

جاى درنگ، هلهله کردند عده‌ای
از حرف‌های من گله کردند عده‌ای

این ازدحام، هلهله‌ی اهل کوفه است
نفرین، هنوز هم صله‌ی اهل کوفه است

«سید ضیاالدین شفیعی»



نگاهی به شعر علیرضا قزوه

مسئله‌ی دیگر که در پی همین حاشیه‌های مربوط به شعر آقای اسماعیلی به وجود آمد ، حاشیه‌های مربوط به انتشار غزلی از دکتر علیرضا قزوه است. پیش از شرح ماوقع پیشنهاد می‌کنم به یاد داشته باشیم واقعاً پیش از اینکه من و خیلی از هم سن و سال‌های من به دنیا بیاییم، یا  وقتی که ما داشتیم در کوچه گل کوچیک می‌باختیم، آقای قزوه و مانندهای ایشان، در هیئت سوگوار عزای اهل بیت بودند، شعر آیینی می‌گفتند و خوب هم می‌گفتند.

علی ای حال غزل ایشان هم در چهار بیتش  انتقاداتی به وضع مرثیه خوانی امروز داشت. ما اینجا صورتِ نخست و پیش از تصحیح آن ابیات را باز می‌نویسیم:

هزار سال رفت و دسته‌دسته‌ی قمه زنان
گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت

شریعت محمدی نه قیمه است و نه قمه
چرا زمانه پی نمی‌برد به اصل جوهرت؟

بیا کنار روضه‌های کوفیان نگاه کن
ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت

تمام شب شکسته سینه می‌زدم به یاد تو
و نوحه‌خوان که اسب می‌دواند روی پیکرت...


اینجا از بیت نخست واقعاً نمی‌شود دفاع کرد! هرچند که شاعر سعی کرده است که حکمت و حقیقتی را به تصویر بکشد، اما این مسئله در مرحله بیان با مشکل مواجه شده است و بیت نخست تا حدی توهین آمیز به نظر می‌آید. از همان منظری که ما گفتیم، دیگر بیت‌ها هم قابل نقد هستند، یعنی با توجه به همان پیشینه و مکرر شدنِ نقدِ عزاداری و مبدل شدنش به نقض غرض و احتیاج به نقدِ نقدِ عزاداری. اما اگر مرادِ این ابیات (مخصوصا دو بیت آخر) نهیِ مرثیه خوانان از اهتمامشان به خواندنِ روضه مکشوف (باز) باشد این سخن درستی ست. کمترین ستم‌هایی که نسبت به خاندان پیامبر اسلام(علیهم السلام) در کربلا روا داشته شد، آن قدر عظیم هستند و آن قدر مصیبت‌اند که نیازی نیست در هر مجلس و هر موقعیت و هر حال و هوایی هرکسی مصائب سخت تر را بازگو کند. این واقعاً یک اشکال است که هر مداح جوانی در هر نوبت روضه خوانی با هر میزان آمادگی روحی خودش و آمادگی روحی مجلس _به زعم خودش_ برای گرم تر کردنِ مجلس می‌رود سراغ بازترین روضه ها و جانگدازترین روایات. پس این بخش شعر آقای قزوه واقعاً دارای نقد درستی ست. آن هم از سر ایمان و بی روشنفکر بازی. علی ای حال ما هم منکر نیستیم در دیگر ابیات و حتی شاید همین ابیات به خاطر ویژگی‌های خاص «زمینه متن»، متن معنای روشن خودش را نمی‌تواند برساند. و به همین خاطر هم هست که تمام ابیاتی که ذکر شد، در اقدامی اخلاقی توسط خود شاعر تغییر کرد. یعنی شما اگر بروید وبلاگ ایشان را بخوانید دیگر اثری از این ابیات نمی‌بینید.

باری همان طور که بر اساس زمینه متن، به متن آقای قزوه انتقاد وارد دانستیم، باید به بعضی از نقدهایی که بر این شعر نوشته شد نیز انتقاد وارد بدانیم. دوستانی هم که اینجا چیزی نوشتند و سخنی گفتند می‌توانستند حرف خود را درگوشی و خصوصی و در یک فضای صمیمانه به شاعر برسانند. یا اگر اهتمام داشتند که این انتقاد را علنی مطرح کنند می‌توانستند با لحن مودبانه این مسئله را تذکر بدهند. مثلا شاعری جوان به نام آقای حسن بیاتانی یادداشتی خطاب به آقای قزوه نوشته‌اند و در پایانش گفته‌اند:

« خلاصه این که از نوحه خوانی اسم بردید که روی پیکر امام اسب می دواند و من نمی توانم از شاعری اسم نبرم که در ترکیب بندش بدن امام را به صلیب کشید...»

انسان واقعاً متحیر می‌ماند. جدا از لحن، که گویا فراموش کرده طرف مقابل جای استاد ماست و ما اولین مشق‌های شعریمان را از روی دست همین فرد می‌نوشتیم، که فراموش کرده طرف مقابل خودش مسلمان است، شیعه است و برادر ایمانی ماست، اصل حرف واقعاً شگفت‌انگیز است، که ما در راه نکوهش و نقدِ علیرضا قزوه بیاییم آن حقیقت متعال را بازیچه و مضمونِ سخن خود قرار دهیم. اینها همه بی دقتی های آشکارند. به نظرم آقای بیاتانی باید با مسئولان سایت عقیق تماس بگیرند و خواهش کنند مطلبشان را از روی سایت بردارند.

پس یک مسئله رعایت شأن و رتبه شاعر است، که اصلاً ما در چه حدی هستیم که بخواهیم با طرف مقابل تند حرف بزنیم و اصلاً اسلام و اخلاق چقدر به ما برای پیشروی اجازه داده است، یک مسئله نفسِ موضوع است که چه مقدار اشتباه وجود دارد و چه مقدار نه، یک مسئله مهمتر حرمت و شأن خود اهل‌بیت است، که اگر ما برای پاسداشت آن قیام کرده‌ایم یک وقت خدا نکرده خود به آن لطمه نزنیم. در همه این مسائل باید توجه داشت اعتقاد بی‌اخلاق دیگر اعتقاد نیست.
بیانیه‌ی دیگری هم در انتقاد از آقای قزوه منتشر شد که چون امضا نداشت، و از طرف شاعران هم نبود دیگر به آن نمی‌پردازیم.  ذیل بیانیه صرفاً بسنده شده بود به امضایی مستعار با عنوان «چند نفر از مداحان شمال غرب تهران».


سرانجام

بالأخره بعضی منتقدِ بعضی از شیوه‌های عزاداری امروزند، که ممکن است اشتباه کنند و ممکن است ما منتقدشان باشیم. این مسئله راه و روش مخصوص و درست خودش را دارد، می‌شود به جای بیانیه پشت بیانیه دادن در یک سایت سیاسی، با یک گفت و گوی تلفنیِ صمیمانه مسئله را حلش کرد، در اندرونیِ خانه‌ی شاعرانِ مسلمان، نه در بیرون و پیش چشم سیاست بازان. یا نهایتاً با یک مقاله مؤدبانه و کل نگر که در آن به کسی به طور خاص بی‌احترامی نشود. دو سال پیش شاعر جوانی که منتقد این‌گونه نقدها بود، و دو سال پیش که هنوز نقد این نقدها خودش تبدیل به یک سنت نشده بود و ورود به آن شجاعت و شرافتی خاص را می‌طلبید مقاله‌ای نوشت با نام «آسیب‌شناسی آسیب‌شناسی‌های عزاداری» که در وقت خودش و با حفظ ترتیب و آدابش به این مسئله انتقاد کرد. منظور آقای رضا وحیدزاده است. کسی که واقعاً دردِ هیئت داشت و دلواپسِ این شعائر بود. کسی که در هیئت امام حسین(ع) یک بار آتش گرفته است.

حالا حرف و سخن بسیار است ولی من به همین بسنده می‌کنم. و امیدوارم و امیدواریم (این سطر را از طرف همه شهرستان ادبی‌ها) در جامعه مسلمانان، مخصوصاً بین اهل ولا و مخصوصاً بین شاعران و هنرمندان، اگر اختلاف و انتقادی وجود دارد پیش از انتشار عمومی، با گفت و گوهای رودررو و صمیمانه حل شود. چه اینکه هم دکتر قزوه، هم جناب آقای اسماعیلی، هم آقای حبیبی کسبی، هم آن سه نفرِ دیگر امضاکننده‌ی بیانیه ،هم جناب آقای بیاتانی همه مسلمان و شیعه‌اند و از یک خانواده‌ی ایمانی و همه هم از ثمرات و سرمایه‌های ادبیات سرزمینمان. ان شاءلله.


حسن صنوبری



کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • مروری بر حواشی پیش آمده برای شعرهای آقایان اسماعیلی و قزوه
امتیاز دهید:
نظرات

محمدکاظم کاظمی
یکشنبه, 22 دی,1392 | 02:31 ق.ظ
جناب صنوبری. به گمان من بسیار خوب و منصفانه نوشتید. البته آنان که اهل افراط‌‌اند، منصف‌ها را اهل تفریط می‌بینند. قضاوت‌های ما معمولاً متکی بر موقعیتی است که در آن ایستاده‌ایم. کاش همه بتوانیم در موقعیت تعادل بایستیم تا حرف‌های متعادل را بپذیریم.

رضا اسماعیلی
دوشنبه, 18 آذر,1392 | 10:20 ق.ظ
بسم الله النور

قلم گرفتم و گفتم : دلا ! چه ها بنویسم ؟
شکایتی به لب آرم ، ولی دعا بنویسم
_____________________________


به برادر دوست ، شاعر صادق و نیکنام
عزیز دلم حسن آقای صنوبری :

با سلام و احترام و فروتنی


استاد مطهری – که سلام و درود خدا بر او باد – می گوید : « در حقیقت حسین ( ع ) با ظلم مبارزه می کرد و با جهل ، چنان که در زیارت به ما تلقین و تعلیم کرده اند که هدف این مبارزه از بین بردن جهل و گمراهی است . چنان که در زیارت اربعین است :
« وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ االضَّلالَةِ » .

وقتی که حسین را تو « سین » می خوانی
در تعزیه ، روضه حزین می خوانی
یعنی که حماسه را غلط می فهمی
وقتی ز حماسه اینچنین می خوانی

جوانمرد ! قبل از هر چیز از مطلب مستدل و بیطرفانه ای که نوشته ای تشکر می کنم . و اما بعد ... فکر می کردم در مدتی که توفیق همنشینی و همنفسی باهمدیگر را داشته ایم ، به سرمنزل همدلی و همزبانی نزدیک و در فهم از دین به زبان مشترکی رسیده ایم . برای همین فکر نمی کردم از مضمون بعضی رباعی ها - بخصوص رباعی بالا - چنین برداشتی داشته باشی :

« ... سطرهایی هم بودند که بی ‌رو دربایستی اشتباه بودند . یا به خاطر ابهامشان به نظر می‌آمد چنین باشند. آن هم آن دسته از سطرهایی که به نظر می‌آمد به نفسِ « روضه ی حزین خواندن » در مصیبت سیدالشهدا (علیه‌السلام) یا گریه و ماتم بر ایشان متعرض شده‌اند. اگر چنین چیزی باشد باید گفت آن سطرها پایه و مایه محکم و مستدل دینی (در میان همه مذاهب اسلامی) ندارند. چه اینکه در کتب روایی، حتی روایات معتبری داریم مبنی بر عزاداریِ حضرت ختمی‌مرتبت محمد مصطفی (صل الله علیه و آله و سلم) بر شهادتِ حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) آن هم پیش از شهادت ایشان... »

بزرگوار !
در تمام رباعی ها ، اعتراض من به « سوگ سیاه » است که سرمنشا همه تحریف ها ، انحرافات و کجروی هاست ، نه « سوگ سرخ حسینی » که شبچراغ بیداری و قیام و ظلم ستیزی است ، چنان که علما و بزرگان دینی نیز در این امر متفق القولند ( از جمله استاد شهید مرتضی مطهری ) ، وگرنه نفس عزاداری بر حضرت اظهر من الشمس است و چیزی نیست که امثال اسماعیلی که از کودکی با محبت و معرفت حسینی بزرگ شده اند نفهمند .

بگذریم . این چند سطر درد دلی برادرانه و دوستانه بود . غیرت دینی و روح آزادیخواهت را می ستایم و برایت دعا می کنم .

قلمت پویا و نفست گرم / یا علی .



به طلبه
شنبه, 16 آذر,1392 | 10:57 ب.ظ

با سلام
من پيشنهاد مي‌كمن شما يك بار ديگر متن را بخوانيد. مدعاي اصلي اين متن بيش از انكه بر "درستي يا نادرستي" آن ابيات باشد، _ حداقل با فهم من_ بر نحوه بيان، رعايت ادب و نحوه امر به معروف و نهي از منكر است. شما كه مي‌فرماييد جرم ما كه ديرتر به دنيا امده‌ايم چيست، فراموش كرده‌ايد امام حسن و امام حسين_فرزند برترين انسان‌ها، و سرور جوانان اهل بهشت و و – چطور در دنيا كودكي به يك پيرمرد امر به معروف كردند و وضو گرفتن آموختند؟ يا در سلوك آل‌الله نحوه برخورد حتي با دشمنانشان را نخوانده‌ايد؟
واقعا در آن بيانيه بي‌ادبي نديديد؟
و تنها به نقل همين فرمايش آيت‌الله مجتبي تهراني اكتفا مي‌كنم كه «عقل نظري و عقل عملي با ادب به فعليت مي‌رسد».

خداوند همه ما و شما را در مسير ادب و تقوا نگه دارد.

مراد عقیلی
شنبه, 16 آذر,1392 | 10:37 ق.ظ
سلام علیکم

از آنجا که من خودم مداح اهل بیت ( ع ) هستم ، با استفاده از کلمه « ارباب » در شعر آیینی مخالفتی ندارم و پیش از این نیز در نوحه ها و شعرهای خود زیاد از این کلمه استفاده کرده ام . ولی با توجه به حرف و حدیث هایی که این روزها در باره بار معنایی این کلمه شنیده ام ، فکر می کنم اگر برای معصومین علیهم السلام به جای ارباب از همان واژه اصیل و ناب « مولا » استفاده کنیم مقرون به صواب تر باشد .هر چند هیچ تعصبی هم در مورد به کار نبردن کلمه ارباب به معنای آقا در شعر و نوحه های خودم ندارم .
در دیوان شاعران بزرگ آیینی گذشته هم که نگاه کردم ، دیدم هیچ کدام از شاعران دینی گذشته برای امام حسین ( ع ) از کلمه « ارباب » استفاده نکرده اند و ظاهرا این تعبیر بعد از انقلاب توسط بعضی از مداحان باب شده است .
جسارت مرا می بخشید . درس پس دادم . شعر آقای صنوبری هم در باره استاد قزوه حرف نداشت .

و من الله التوفیق


حسین متقی ( طلبه )
جمعه, 15 آذر,1392 | 12:22 ق.ظ
سلام علیکم :
فبشّر عبادالذین‌ یستمعون‌ القول‌ فیتبعون‌ احسنه‌ ( سوره زمر ؛ آیه 18 )
ترجمه : کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین انها پیروی می کنند ، انان کسانی هستند که خدا هدایت شان کرده و آنها خردمندانند .
____________________________________________________________

برادر عزیز و ارجمند آقای حسن صنوبری :
هر چند شما را از نزدیک ندیده و نمی شناسم ، ولی دغدغه های دینی شما برای من آشنا و قابل احترام است .
باید بگویم که نفس حقی دارید و بی اعتنا به « زنده باد » ها و « مرده باد » ها در مسیر صواب حرکت می کنید که به عنوان یک طلبه وظیفه خود می دانم به شما بگویم : « طیب الله انفاسکم » .

برادر ! متاسفانه همیشه وجود داشته اند کسانی که خودشان را مرکز عالم هستی و عقل کل می دانند و دیگران را بی سواد و بی اطلاع فرض می کنند !

از همین رو مخصوصا به آیه بالا اشاره کردم تا تلنگری به این دوستان باشد . به این برادران ایمانی - که انشاالله نیت خیر دارند - باید گفت : وقتی بزرگانی همچون آیت الله العظمی مکارم شیرازی ، استاد محمد علی مجاهدی ، دکتر محمد رضا سنگری ( عاشورا پژوه ) و ... بر مضامینی که استاد قزوه و بعضی دیگر از شاعران آل الله ( ع ) در اشعار عاشورایی خود به آنها به عنوان انحراف و آسیب اشاره کرده اند ، مهر قبول و تایید می زنند ، من و شما که ادعای ولایت پذیری و پیروی از بزرگان و عالمان دینی را داریم باید با فروتنی بپذیریم و مسیر خود را اصلاح کنیم . نه این که بر باطل خود همچنان بمانیم و به دیگران بگوییم « تو بچه ای و نمی فهمی !

به قول آقای قزوه این روزها همه ما سخت در معرض قضاوتیم . خودمان را فریب ندهیم . یادمان باشد که حق زیر ابر نمی ماند . نقد پذیر باشیم . اجرکم عندالله .



امیر علی رجبی مسلمان
پنجشنبه, 14 آذر,1392 | 10:21 ب.ظ
با سلام و احترام
جهت اطلاع دوستانی که طی دو هفته گذشته به بهانه « دفاع از عزای امام حسین ( ع ) بر روی حقیقت خط بطلان کشیدند و به شاعران آگاه اهل بیت ( ع ) ناجوانمردانه حمله کردند و تهمت زدند . امیدوارم بعد از خواندن این خبر شهامت عذرخواهی را داشته باشند ( لطفا برای رضای خدا این مطلب را سانسور نکنید )
_____________________________________________________________

آیت‌الله العظمی مکارم:
عزاداری را تبدیل به تجارت نکنید .
سبک های عیش و نوش را وارد مجالس حسینی ( ع ) نکنید .
_____________________________________________________________

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با توصیه به هیئت‌های عزاداری و مداحان، گفتند: هیئت‌های عزاداری برای پرداختن رقم های بالا به مداحان مسابقه نگذارند ، کار عزاداری را تبدیل به تجارت نکنید.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی ، در آغاز درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزارشد، با بیان این که کارهای خلاف، وارد عزاداری حسینی ( ع ) نشود تاکید کردند: باید مراقب باشیم کارهای خلاف ، بساط امام حسین ( ع ) را آلوده نکند.

پیامی به مداحان دارم
_________________

ایشان با بیان این که پیامی به مداحان دارم، تصریح کردند: مداحان پیشکسوت، مداحان جوان را آموزش دهند، و سبک های متین و سنگین و در شأن مجلس امام حسین (ع) را اجرا نمایند.

* سبک های عیش و نوش را وارد مجالس حسینی ( ع ) نکنید
______________________________________________

این مرجع تقلید تاکید کردند: مراقب باشید، سبک‌های مجالس عیش و نوش را وارد مجالس حسینی(ع) نکنند و هیئت‌های عزاداری نیز برای پرداختن رقم های بالا به مداحان مسابقه نگذارند و کار عزارادای را تبدیل به تجارت نکنند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی اظهارداشتند: مداحان و هیئت ها باید قصدشان خالص باشد، وجوه کلان و رقم‌های بالا خدای ناکرده موجب بی اخلاصی می شود، باید مداحان پیشکوست آنها را نهی کنند .

* بیان مسائل سیاسی و جناحی ممنوع
______________________________

ایشان با بیان اینکه مسائل سیاسی و جناحی وارد مجالس حسینی نشود گفتند: باید مراقب بود، مجالس حسینی تبدیل به مجالس سیاسی و جناحی خاص نشود، چرا که باید اهداف امام حسین ( ع ) برای همه مردم تبیین شود .

این مرجع تقلیدگفتند: اساتید دانشگاه های ژاین که برنامه های عزادارای را دیده بودند خیلی تحت تاثیر قرارگرفته بودند، عاشورا بعد از 1400 سال ظرفیت های زیادی دارد، مشروط بر این که وارد مسائل افراطی و آلوده نشود .

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روایتی از امام هادی (ع) اظهارداشتند: سرزمین هایی وجود دارد که خدای متعال دعای بندگان را مستجاب می کند و یکی از سرزمین هایی که دعا درآنجا مستجاب می شود، کربلا است، سرزمین کربلا زیرا مدفن شهیدان راه خدا و دارای شرافت خاصی می‌باشد.

این مرجع تقلید با اشاره به واقعه کربلا، ابراز داشتند: چیزی از رحلت پیامبر ( ص ) نگذشته بود که تفاله های جاهلیت ، زمام امور مسلمین را به دست گرفتند و امام حسین( ع ) برای رسوایی آنان و نشان دادن انحراف قیام کرد.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به فرارسیدن ماه صفر، اظهارداشتند: ماه صفر ماهی است که حوادث دردناک ،رحلت پیامبر(ص) ، اربعین حسینی ، شهادت امام مجتبی و امام رضا(ع) در آن واقع شده است.
ایشان بابیان این که زمینه تبلیغات دین در ماه صفر فراهم است افزودند: در مجالس حسینی ( ع ) باید مردم را با اهداف امام حسین(ع) آشنا کرد و نحوه عزادارای درست را به مردم تبیین کرد.

معنای درست « شفاعت »
____________________

این مرجع تقلید با اشاره به سجده زیارت عاشورا تصریح کردند اگر مفهوم سجده آخر زیارت عاشورا را تبیین کنیم ، همه چیز درست می شود، خواستن شفاعت از امام حسین (ع ) بدون ثبات قدم امکان پذیر نبوده، بلکه باید ثابت قدم بود و مانند کسانی که خون قلبشان را در راه دین ریخته اند ، صادقانه همراه آنها حرکت کنیم ، و امر و به معروف و نهی از منکر انجام دهیم .

زیارات اهل بیت ( ع ) درس نامه های اسلام
________________________________

معظم‌ له گفتند: اگر محتوای زیارت عاشورا را بفهمیم و برای مردم تبیین کنیم، همه کارها درست می شود، چرا که زیارات و دعا ها ی اهل بیت ( ع ) درس نامه های اسلام هستند .


مراد علی جعفری
پنجشنبه, 14 آذر,1392 | 05:07 ب.ظ
تاملی در معنای قرآنی « ارباب »

از واژه های دخیل در قرآن، واژه «رب» از ریشه « ر ب ب» است که احتمالاً از زبان عبری وارد عربی شده است. این لفظ در استعمال اولیه به معنای پادشاه به کار رفته است و کاربرد آن برای خداوند، تحولی است که در جوامع مسیحی سوری پدیده آمده است .
این لفظ در زمان جاهلیت و در مقطع نزول قرآن علاوه بر استعمال در معنای « پادشاه » در معنای صاحب، مالک و خداوند نیز به کار رفته است و در مقطع بعد از قرآن در علوم مختلف چون فلسفه ، تربیت و عرفان معانی گوناگونی به خود گرفته است. این واژه در عصر فئودالی نیز دلالت بر فرهنگ منحط و فاسد « ارباب و رعیتی » می کند .
با دقت در معانی بسیاری از مشتقات این واژه چون ربابه ، مَرَبِّب، المربوب، رُبّان و... که از ریشه «ر ب ب» گرفته شده اند ، به دست می آید که این معانی ارتباط مهمی با معنای اولیه این واژه یعنی « پادشاه » دارند و روشن است که بر اثر توسعه حوزه معنایی واژه «رب» به وجود آمده اند .
در قرآن به رغم کاربرد زیاد این واژه، تنها به دو وجه معنایی « پادشاه و سلطان » و « خدا » اشاره شده است. مشتقات این واژه که در قرآن آمده است عبارتند از : واژه « ارباب » جمع «ربّ» که چهار بار در قرآن آمده است و مراد از آن معبودهای دروغین و بزرگان قوم است. از جمله این آیات می توان به موارد زیر اشاره نمود .:
« أَأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
( سوره یوسف ؛ آیه 39 )
در این آیه منظور از « ارباب » معبود است . چرا که در آیه بعد چنین آمده است :
« ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ...»
( سوره یوسف ؛ آیه 40 )
ترجمه : « این معبودهایی که غیر از خدا می پرستید . »
« وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
( سوره آل عمران ، آیه 64 )
ترجمه : « بعضی از ما بعضی دیگر را به جز خدای یگانه به خدایی نپذیرند . »
« وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً »
( سوره آل عمران ، آیه 80 )
ترجمه : « و نه به شما دستور داد که فرشتگان و پیامبران را معبود خود انتخاب کنید . »
در صدر این آیه از سوره آل عمران، به اهل کتاب خطاب شده است که فقط خدای یگانه را معبود خویش قرار دهید نه غیر خدا را . لذا می توان نتیجه گرفت که منظور از« ارباب » در این دو آیه معبودهای دروغینی هستند که آنها ، جز خدا می پرستیدند .
« اتخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
سوره توبه ، آیه 31 ) (
ترجمه : « آنان دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادن
» در ذیل این آیه چنین آمده « وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً
ترجمه : « آنها دستور نداشتند جز خداوند یکتایی که معبودی جز او نیست را بپرستند
این قسمت از آیه می تواند خطابی از سوی خدا به کسانی باشد که معبودهایی غیر از او گرفته بودند . لذا می توان نتیجه گرفت لفظ « ارباب » در صدر آیه نیز به آن معبودها اشاره دارد .


مراد علی جعفری
پنجشنبه, 14 آذر,1392 | 03:46 ب.ظ
برادر عزیز جناب صنوبری :

دهان حق گوی شما را می بوسم . شک نکنید که حرف شما حق است و شما در دایره انصاف و عدالت رفتار کرده اید که متاسفانه خیلی ها این سیره اسلامی را بر نمی تابند .

جواب بیانیه نویسان را هم حضرت حافظ - که رحمت خدا بر او باد - داده است - اگر حافظ امروز زنده بود و این حرف ها را می زد تا حالا بارها و بارها از طرف این دوستان بیانیه نویس تکفیر شده بود ) :

خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست
پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم


جواد شیخ الاسلامی
پنجشنبه, 14 آذر,1392 | 05:26 ق.ظ
سلام اقای زارع.
در متن شما ابهامات زیادی بود که بد نیست جواب بدهید:
1- بنده کی و کجا و چطور گفتم که یک نفر معصوم و خیر محض است؟ و کجا ان فرد را مشخص کردم؟
2- کی و کجا گفتم هر که در مقابل آن فرد ایستاد شر محض؟
3- من نفهمیدم باز هم کجایش توهین آمیز است. منظور آقای قزوه مشخص است: کسانی که امروز -مخصوصا در داخل- قمه میزنند دچار وهن مذهب و دوری مردم -مخصوصا نامسلمانها- از مرام و مذهب شیعه میشوند. پس کسانی که با لجاجت احمقانه ی خودشان به جای یاری امام دارند زحمات امام را بر باد میدهند روبروی امام اند. حال چه باور کنند و چه باور نکنند. این فرمایشات از اقا:
«... وقتی کمونیست‌ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آنجا محو کردند مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند و ... هیچ نشانه‌ای از اسلام و تشیع باقی نگذاشتند، فقط یک چیز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود، دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیر دستانشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز جماعت برگزار کنند و یا قرآن بخوانند، اما اجازه دارند که قمه بزنند، چون خود قمه‌زنی برای آن‌ها یک وسیله تبلیغاتی بر ضد دین و تشیع بود ...».
درباره ی علمایی حرف زده بودید که قمه زنی را حتی واجب کرده بودند! ابتدا پس از کمی تعجب نسبت به فتوایی که آن علما داشته اند(!)از شما سوال میکنم دقیقا اسم و زمان زندگی آن علما را بیاورید تا برویم سر اصل بحث! زیرا که یک زمانی بعضی از علما کت و شلوار را هم حرام کرده بودند و حالا همه دارند میپوشند! پس شرایط و مقتضیات زمان را باید در نظر گرفت.
4-تازه همانها هم که جواز قمه زنی را داده اند آن را مشروط داشته اند. که این شرطها امروز رعایت نمیشود و سبب میشود من هم با اقای قزوه هم صدا باشم که: قمه زنان دارند آبروی دستگاه امام زمان را میبرند.همچنین خیلی از این مداحی های زشت و زننده.به نظر من آنها که امروز با لجاجت تمام میخواهند قمه زنی و اینطور کارهای دسته چندم در دین را بزرگ کنند به دنبال هواس نفس خودشان هستند. در حقیقت دلشان برای امام حسین نسوخته. بلکه برای تعصبات کورِ جاهلیتی خودشان سوخته
5-"صلاً بپذیریم که قمه زنی کار درستی نیست"؟! نه آقا! خیلی هم کار درستی است!
اما در کجای بیت اقای قزوه قمه زنان را با اشقیا و قاتلین امام حسین مقایسه کرده اند؟! اینکه ایستاده اند در برابرت که حرفی از مقایسه نیاورده. شما امروز اگر گناهی بکنی جلوی حضرت صاحب ایستاده ای. اگر گناهی بکنی جلوی خدای تعالی ایستاده ای. چه ربطی به بحث دارد؟ چرا همه ش سعی دارید مغالطه کنید؟ شاعر دارد انذار میدهد. هشدار میشدهد. پس هیچی نگوید دیگر؟! خدا هم به پیامبر میگوید اگر فلان کار را نمیکردی ما از پیغمبری عزلت میکردیم. خب این یعنی مثلا پیامبر را میخواهد کنار ما ادمهای معمولی بگذارد؟و از این گونه هشدارها به پیامبر چندیدن نمونه داریم.
6-شما بفرمایید اظهار نظر با علم داشته باشید. ما خیلی خوشحال میشویم بدانیم شما در این سالها کجا بوده اید که ما از اظهار نظر باعلم بی بهره بوده ایم!
7-شما اگر علم و تقوا داشتید به جان همسنگری نمی افتادید. آن هم چه همسنگری ای؟؟ قزوه ی عزیز که امتحانش را در یاری امام حسین و عزارادی های آن بارها پس داده. و چقدر هو خوب پس داده. نمونه اش همین سال 88 که جانش کف دستش بود و کسی خبر نداشت. ده هابار تهدید شد و امثال تو نمیدانم کجا بودید و داشتید اظهار نظر با علم میکردید.
شمااگر ذره ای در این قضیه تقوا به خرج میدادید نمیگذاشتید هرجوانی -محمد سهرابی- بیاید و دهنش را به هر چیزی که لایق دشمنان است به قزوه نسبت دهد.
شما خوابی برادر.هم امام حسین را اشتباهی گرفته اید. هم دوستان امام حسین را. هم دشمنانش را
8-شما هم نیز قدر عمرت را بدان. و آن را کمی صرف مطالعه و همچنین انصاف کن. و هیچوقت عجولانه در هیچ ساتی نظر مگذار. به آخرتش فکر کن و جواب پس دادن. جواب اینکه "چرا به جای دشمن به جان دوست افتادید؟"
9- قبول دارم که برای شما موضوع سختی است. اما برای من مثل روز روشن است.
موفق باشید!
یاعلی

زارع
ﺳﻪشنبه, 12 آذر,1392 | 04:10 ب.ظ
جناب آقای جواد شیخ الاسلامی!
خوب نیست که آدم اینقدر چشم و گوش بسته یک نفر معصوم و خیر محض بداند و هر که در مقابل وی ایستاد را شرّ محض...
در مورد بیت اول که آقای صنوبری گفته اند توهین آمیز است و شما نفهمیده اید کجایش اهانت است، باید عرض شود که بنده مقلد حضرت آیت الله العظمی خامنه ای هستم و به قمه زنی اعتقادی ندارم اما بسیاری از مراجع تقلید درگذشته و بسیاری از مراجع حی و حاظر، حکم به جواز و حتی استحباب قمه زنی داده اند و آن را از شعایر حسینی به حساب آورده اند. البته الان نمی خواهیم به بحث فقهی دربارة قمه زنی بپردازیم که بسیار مفصل است. اما اولاً عزاداری که با قمه زنی، طبق نظر مرجع تقلیدش، در حال انجام فعل مستحب است، تکلیفش چیست؟ طبق فقه شیعه و عقاید مکتب ما، هم او و هم آن مرجع مأجورند. حال چطور کسی که در حال انجام فعل مستحب است را می توان گناهکار و در تقابل و تعارض با امام معصوم خواند؟ بماند که برخی از مراجع گذشته و حال این عمل را واجب کفایی دانسته اند.
اصلاً بپذیریم که قمه زنی کار درستی نیست و قمه زنها در اشتباه و گمراهی به سر می برند. آیا مقایسة آنها با اشقیا و قاتلین امام حسین کار درستی است؟
متأسفانه مشکل حضرت عالی هم همان مشکل جناب اسماعیلی است، یعنی «اظهار نظر بدون علم».
عزیزم! شما جوانی، قدر عمرت را بدان و آن را صرف مطالعه و فراگیری معارف آل الله کن و عجولانه و بدون علم دربارة موضوعات پیچیده و صعب اضهار نظر مکن!
موفق باشید
یا علی

طلبه
ﺳﻪشنبه, 12 آذر,1392 | 03:54 ب.ظ
دوست عزیزم، جناب آقای صنوبری!
با سلام
اولاً بنده مطلب آقای حبیبی کسبی و نامة آن چهار هنرمند بزرگوار را مجدداً خواندم اما در هیچ یک از این نامه ها بر خلاف ادعای حضرت عالی، ارتکاب به گناهی از سوی نویسنده و یا نویسندگان مشاهده نکردم!!! به جز افترا و تهمتی که هم اکنون شما به این بزرگواران زده اید.
ثانیاً طبق جست و جویی که الان من با سرچ انجام دادم، این دو نامه تنها در سایت (به قول شما سیاسی) الف منتشر نشده بودند، بلکه به جهت صحت مطالب مندرج در این نوشته ها، سایتهای «خبرگزاری مهر»، «عقیق»، «خبرآنلاین»، «مشرق نیوز»، «تی نیوز» و چند سایت و پایگاه دیگر این دو نامه را منتشر کردند.
ثالثاً آنچه طبق فرمودة حضرت عالی (موجب حیرت و ناراحتی ناظران و شاعران) شد، متن آن دو نامه نبود، بلکه اساساً در روزگار سیطرة فیمینیست و خصلتهای (خوب یا بد) زنانه، بروز و ظهور غیرت و تعصب (که واکنشها و خصلتهایی کاملاً مردانه است) بعید و عجیب به نظر می رسد. مخصوصاً غیرت به شعایر مذهبی که در عصر مدرنیته نشانة‌تحجر و عقب ماندگی است. بله دوست عزیز، دوران ما، دوران تساهل و تسامح در برابر پرده دری ها و جسارتهاست. و این موجب تحیر و نگرانی حضرت عالی و همفکرانتان شده است وگرنه آن دو نامه کاملاً منطقی و مستدل و متکی بر روایات و باورهای شیعی نوشته شده بود.
رابعاً در این دو نامه، به هیچ روی به قول شما «خود یگانه متولیِ دستگاهِ امام حسین پنداری و دیگری یزید زمانه پنداری» وجود نداشت بلکه در شعرهای آقای قزوه و اسماعیلی چنین برداشتی وجود داشت که نوحه خوانان و عزاداران را با ملاعینی که اسب بر پیکر حضرت اباعبدالله دواندند، قیاس کردند و گفتند هرکه بر مصائب امام حسین «اشک بریزد» و «واحسین» بگوید، امام حسین را نمی شناسد و خود را جای سیدالشهدا گذاشتند و از لسان مبارک امام، از کسانی که ایشان را ارباب خطاب می کنند، تبری جسته و آنها را مشرک خواندند.
ضمناً اگر قرار باشد همه مثل شما فکر کنند و در برابر کژی ها سکوت کنند که چهار روز دیگر در کوی و برزن باید (زبانم لال) شاهد سبّ و لعن اولیای خدا باشیم و دم دربکشیم! نه عزیز من! همة ما متولیان ظاهری دستگاه حسینی هستیم و نیز وسیله ای برای جلوة متولی حقیقی مجالس عزاییم که یقیناً شخص امام عصر، حضرت بقیة الله الاعظم (روحی له الفدا) است.
خامساً کجای این نامه ها تحریف و بدعت است؟ تحریف و بدعت در چیست؟ این نامه ها چه ربطی به (نمازِ جمعه را در روز چهارشنبه خواندن) دارد؟
اگر در این ماجرا، جایی بدعتی رخ داده باشد، در آن رباعی های سست رخ داده، نه در این دو نامة مستدل.
سادساً شما فرمودید وقتی هم سن و سالهای شما داشتند در کوچه گل بازی می کردند، آقای قزوه در حال شعر گفتن بوده اند. احسنت! درست است! یقیناً همین طور است! ولی ابتدا شرایط سنی و تجربة خود را با نویسندگان این چند نامه قیاس نکنید که شدیداً مع الفارق است؛ بعد هم مگر دیر به دنیا آمدن جرم است؟ یعنی الان ما چون از (بلاتشبیه) مسعود رجوی کوچکتریم و آن موقع که او با حکومت ستم شاهی می جنگید، ما یا به دنیا نیانده و یا در حال همان گل بازی شما بودیم، نمی توانیم باورها و رفتار او را نقد کنیم؟!
از شما بعید است، برای اثبات ادعای خود به چنین ادلة سستی متمسک شوید!

در پایان از اینکه در نوشته تان تا حدودی انصاف روا داشتید، از شما تشکر می کنم.
یا علی

جواد شیخ الاسلامی
شنبه, 09 آذر,1392 | 11:33 ب.ظ
سلام
من تقریبا با کل این متن هم نظر هستم و موافق. البته شاید کمی اختلاف نظر هم داشته باشم؛ که خیلی کم است. تازه آن هم شاید فقط اختلاف نظر در نوع بیان مطلب است؛ شاید هر دوی ما یک حرف داریم اما به دو زبان. هرچه هست من از نوشته تان خوشم آمد. ممنون
اما یک سوال دارم از حسن آقای صنوبری عزیز. آن هم اینکه دلیل مخالفت شما با بیت اول چیست؟ من نفهمیدم کجای این بیت توهین آمیز بود.

حسن صنوبری
شنبه, 09 آذر,1392 | 10:58 ب.ظ
سلام جناب طلبه
به قول طلبه ها: نحن ابناءالدلیل.
یعنی دست کم هنگام محاجه و مباحثه عقلی «عناوین» به کار نمی آیند.
باری من منکر انگیزه های ایمانی آقایان نشدم. ولی وقتی سخن از «مبانی تشیع» و دفاع از مکتب حقه به میان آید، بحث دیگر تعارف بردار و شوخی بردار نیست. بحث خیلی خطیر و دقیق می شود.
فقیر در این فقره سعی کرده ام دلایل خود را هم به دعاوی خویش منضم کنم. و البته که خوشحال می شوم دلایل شما را هم بشنوم.
با تشکر از توجه شما
یاعلی

طلبه
شنبه, 09 آذر,1392 | 11:52 ق.ظ
اتفاقاً نامه ای که آقایان امیرحسین مدرس، رسالت بوذری، محمود حبیبی کسبی و شهرام شکیبا نوشته بودند، متن بسیار روان و مناسبی بود و دقیقاً مبنای شیعی داشت. بنده به عنوان یک شاعر و طلبه هرچه در آن نامه دیدم، دفاع از مکتب حقة تشیع بود

نام

ایمیل

وب سایت

تازه ها

 

آتشی که گلستان نشد
داستانی از مریم رمضانی

آتشی که گلستان نشد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه
در دومین جلسه «نگاهی به داستان کوتاه ایران» بررسی شد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار
با موضوع «شعر و فلسفه» در کافه کراسه

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری
بازخوانی یک نیمایی به بهانه سخنان اخیر ترامپ

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری

قهرمانِ بی‌روایت قهرمانِ غایب است
یادداشتی بر کتاب «عطر عربی» به قلم سیدحسین موسوی­‌نیا

قهرمانِ بی‌روایت قهرمانِ غایب است

بیشتر

پر بازدیدترین ها

 

«آواز کلمات» : ایشی‌گورو، نوبل 2017 و «شبانه‌‎ها»یش
روایت پرستوعلی‌عسگرنجاد از جایزۀ نوبل ادبیات امسال

«آواز کلمات» : ایشی‌گورو، نوبل 2017 و «شبانه‌‎ها»یش

شعری برای «شعر» ؛ از دکتر شفیعی کدکنی
پرونده پرتره محمدرضا شفیعی کدکنی

شعری برای «شعر» ؛ از دکتر شفیعی کدکنی

نشست نقد مجموعه داستان «عطر عربی» برگزار شد
با حضور علی‌محمد مودب، علی‌اصغر عزتی‌پاک، میلاد عرفان‌پور و مصطفی جمشیدی

نشست نقد مجموعه داستان «عطر عربی» برگزار شد

ردپای نقاشی در شعرهای سهراب سپهری
یادداشتی از عصمت زارعی

ردپای نقاشی در شعرهای سهراب سپهری

بیشتر

پر بحث ترین ها