شعری از محمد تقی عزیزیان

11 مرداد 1391 12:08 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 3 رای
شسته لکه خون روی چهره کاشی

چه روزگار سیاهی ست توی نقاشی

ببین عوض نشدی روزگار خیره سری!

زمانه !باز همان کشکی و همان آشی

چه می شود که بیایی و بار بر بندی

سفر کنی بروی سرزمین نجاشی

چرا تو آه خودت را به آسمان نبری

چرا تو سلسله ظلم را نمی پاشی

غروب تلخ میانمار مرده اش زنده است

بگو به جمله ی حکام ظالم و ناشی

بگو که در دل تاریخ ثبت خواهی شد

اگر بمیری و روی عقیده ات باشی
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

آتشی که گلستان نشد
داستانی از مریم رمضانی

آتشی که گلستان نشد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه
در دومین جلسه «نگاهی به داستان کوتاه ایران» بررسی شد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار
با موضوع «شعر و فلسفه» در کافه کراسه

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری
بازخوانی یک نیمایی به بهانه سخنان اخیر ترامپ

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری

قهرمانِ بی‌روایت قهرمانِ غایب است
یادداشتی بر کتاب «عطر عربی» به قلم سیدحسین موسوی­‌نیا

قهرمانِ بی‌روایت قهرمانِ غایب است

بیشتر

پر بازدیدترین ها

 

«آواز کلمات» : ایشی‌گورو، نوبل 2017 و «شبانه‌‎ها»یش
روایت پرستوعلی‌عسگرنجاد از جایزۀ نوبل ادبیات امسال

«آواز کلمات» : ایشی‌گورو، نوبل 2017 و «شبانه‌‎ها»یش

شعری برای «شعر» ؛ از دکتر شفیعی کدکنی
پرونده پرتره محمدرضا شفیعی کدکنی

شعری برای «شعر» ؛ از دکتر شفیعی کدکنی

نشست نقد مجموعه داستان «عطر عربی» برگزار شد
با حضور علی‌محمد مودب، علی‌اصغر عزتی‌پاک، میلاد عرفان‌پور و مصطفی جمشیدی

نشست نقد مجموعه داستان «عطر عربی» برگزار شد

ردپای نقاشی در شعرهای سهراب سپهری
یادداشتی از عصمت زارعی

ردپای نقاشی در شعرهای سهراب سپهری

بیشتر

پر بحث ترین ها