امام خمینی: من هیچ حقی ندارم، شماها خون دادید

15 بهمن 1394 12:05 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای
امام خمینی: من هیچ حقی ندارم، شماها خون دادید

شهرستان ادب: متن پیش رو سخنرانی رهبر بزرگ انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) در 15خرداد 1358 و در حضور جمعی از مراجع و روحانیون و گروههای مختلف مردمی است. از سرفصلهای این سخنرانی تشریح انگیزه‏ها و اهداف قیام 15 خرداد و نکاتی پیرامون روشنفکرمآبان غربزده و نکوهش انقلابی-نمایان فرصت طلب است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم[1]

انگیزه قیام 15 خرداد

پانزده خرداد چرا به وجود آمد؟ و مبدأ وجود آن چه بود؟ و دنبالۀ آن در سابق چه بود؟ و الآن چیست؟ و بعدها چه خواهد بود؟ 15 خرداد را کی به وجود آورد؟ و دنبالۀ آن را کی تعقیب کرد؟ و الآن کی همان دنباله را تعقیب می‏کند؟ و پس از این امید به کیست؟ 15 خرداد برای چه مقصدی بود؟ و تا کنون برای چه مقصدی است؟ و بعدها برای چه مقصدی خواهد بود؟ 15 خرداد را بشناسید؛ و مقصد 15 خرداد را بشناسید؛ و کسانی که 15 خرداد را به وجود آوردند بشناسید؛ و کسانی که 15 خرداد را دنبال کردند بشناسید؛ و کسانی که از این به بعد امید تعقیب آنها هست بشناسید؛ و مخالفین 15 خرداد، و مقصد 15 خرداد را بشناسید.

15 خرداد از همین مدرسه شروع شد. عصر عاشورا در همین مدرسه اجتماع عظیم بود؛ و بعد از اینکه صحبتهایی و افشاگریهایی شد، دنبالۀ آن منتهی به 15 خرداد شد. 15 خرداد برای اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدأیت اسلام و راهنمایی روحانیت و همین جمعیتها که الآن اینجا هستند. اینها بودند که 15 خرداد را به وجود آوردند. همین سنخ جمعیت بودند که 15 خرداد را به وجود آوردند. و همین سنخ جمعیت بودند که کشته شدند. همین طبقه از افراد اسلامی بودند که برای اسلام قیام کردند و هیچ نظری جز
اسلام نداشتند 15 خرداد را به وجود آوردند. همین جمعیتی که مقصدی غیر از اسلام ندارند در تعقیب 15 خرداد تا حالا دنبال کردند. از همین جمعیت که مقصدی غیر از اسلام ندارند امید آن است که تعقیب کنند و نهضت ما را به ثمر برسانند.

آفرینندگان حماسۀ 15 خرداد

باید دید این جمعیت کی هستند. اینها که 15 خرداد را به وجود آوردند و آنها که در 15 خرداد، به طوری که مشهور است، پانزده هزار فدایی دادند و آنهایی که پس از 15 خرداد و 15 خردادها و پس از قتل‏عام 15 خرداد و قتل‏عامهای دیگر در میدانها آمدند چه قشری از جمعیت بودند؟ آنهایی که 15 خرداد را به وجود آوردند، آنهایی که دنبالۀ 15 خرداد را تا کنون رساندند، آنهایی که برای شکستن سد رژیم فعالیت کردند، آنهایی که به خیابانها ریختند و فریاد «اللّه‏اکبر» کردند، همین قشر از جمعیت بودند. حق مال همین قشر از جمعیت است؛ دیگران هیچ حقی ندارند. الآن کی منحرف دارد می‏کند مسیر ملت ما را؟ چه گروههایی هستند که ملت ما را از این مسیر می‏خواهند منحرف کنند؟ چه جمعیتهایی هستند که نهضت اسلامی را می‏خواهند از اسلامیتش منحرف کنند؟ اینها گروههایی هستند که عده‏ای از آنها نمی‏دانند قضایا را، جاهلند؛ و عده‏ای هستند عالماً عامداً با اسلام مخالفند. آنهایی که جاهلند باید هدایت کرد، باید گفت به آنها که ای آقایان! که خیال می‏کنید به غیر از اسلام در ایران می‏تواند چیزی پیش ببرد، ای کسانی که گمان می‏کنید[قدرتی]غیر اسلام رژیم را ساقط کرده است، ای کسانی که احتمال می‏دهید که غیر مسلمین و غیر اسلام کس دیگر دخالت داشته است، شما مطالعه کنید، بررسی کنید اشخاصی که در 15 خرداد جان دادند، سنگهای قبرهای آنها را ببینید کی بودند اینها. اگر یک سنگ قبر از این قشرهای دیگر غیر اسلامی پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته‏اند. اگر در قشرهای اسلامی یک سنگ قبر از آن درجه‏های بالا پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته‏اند. ولی پیدا نمی‏کنید. هر چه هست این قشر پایین است، این قشر کشاورز است، این قشر کارگر است، این تاجر مسْلم است؛ این کاسب مسلم
است؛ این روحانی متعهد است. هر چه هست از این قشر است. پس 15 خرداد را به تبع اسلام اینها بوجود آوردند و به تبع اسلام اینها حفظ کردند؛ و به تبع اسلام اینها نگهداری می‏کنند. کسانی که گمان می‏کنند غیر قدرت اسلام می‏توانست یک همچو سدی را بشکند در خطا هستند.

انقلابی‏نمایان فرصت‏طلب

و اما آن قشری که به واسطۀ مخالفت با اسلام با ما مخالفت می‏کنند،آنها باید علاج به هدایت ـ اگر ممکن است علاج ـ کرد؛ والا با همان مشتی که رژیم را از بین بردید این وابسته‏ها را هم از بین خواهید برد. از 15 خرداد تا کنون آنچه شده است، آنچه تحقق پیدا کرده است، با فعالیت همین قشر و با جان‏نثاری همین جمعیت و با خون دادن همین طبقه بوده است. اینها حق دارند در همه چیزهایی که باید تحقق پیدا بکند رأی بدهند. آنهایی که در خارج بودند و حالا آمده‏اند و آنهایی که در خارجِ صف بوده‏اند و حالا وارد صف شده‏اند هیچ حقی در این نهضت ندارند. و نظر آنها هیچ اعتباری ندارد. نظر آن ملتی که نهضت را به وجود آورد و قدرتهای بزرگ را شکست، و بعد از این هم دنبال همین قدرت خواهد بود، تمام حَظّ مال اینهاست. نظرهای اینها میزان است. نظرهای دیگران اگر موافق با نظر اینهاست، اگر دنبالۀ اسلام است، اگر با حفظ اسلام و احکام است، اهلاً و مرحبا؛ و اگر انحراف است آنها باید بروند آنجایی که قبلاً بوده‏اند. انحرافات را از کجا بشناسیم؟ از کجا بدانیم که[تفاوت]قشر نهضت به وجودآور، با قشرهای مخالف نهضت چیست؟ از کجا بفهمیم؟ از نوشته‏های آنها، از گفتار آنها، از اجتماعات آنها، از میتینگهای آنها. هر اجتماعی که بر اساس اسلام و قوانین اسلام است، بر مسیر این ملت است. و هر اجتماع و هر نطق و هر خطابه و هر قلمفرسایی که برخلاف مسیر اسلام است، هر چه باشد خلاف این نهضت است. مخالفین شما می‏خواهند خون را شما دادید، استفاده را آنها ببرند. مخالفین شما می‏خواهند زحمتها را شما کشیدید، میوه‏ها را آنها بچینند. مخالفین شما ملت ستمدیده هیچ رنجی نبردند، در زمان طاغوت هم هیچ رنجی نبردند؛ برای اینکه تبع بودند؛ موافق بودند یا ساکت بودند. حالا که شما سفره را پهن کردید، اینها به دور سفره نشسته‏اند برای استفاده. کاش می‏گفتند شما هم شریک، لکن می‏گویند ما، و شما نه. و روحانیت نه. ما و قشرهای دیگر نه. همه چیز را برای خودشان می‏خواهند. ما و اسلام نه!

سخنی با غرب‏باوران بیگانه از 15 خرداد

ای غربزده‏ها! ای اجنبی‏زده‏ها! ای انسانهای میان تهی! ای انسانهای بی‏محتوا! به خود آیید همه چیز خودتان را غربی نکنید. ملاحظه کنید چیزهایی که در غرب است، چیزهای خوبی که در غرب است، ملاحظه کنید جمعیت حقوق بشر که در غرب است، ببینید چه اشخاصی هستند و چه مقاصدی دارند. اینها حقوق بشر را می‏خواهند ملاحظه کنند، یا حقوق ابرقدرتها را؟ اینها دنبال ابرقدرتها هستند و حقوق ابر قدرتها را می‏خواهند تأمین کنند. شما ای حقوقدانهای ما! ای جمعیت حقوق بشر! دنبالۀ این حقوقدانها نروید. شما مثل این قشر، این قشر زحمتکش، حقوق را اجرا کنید. اینها جمعیت حقوق بشر هستند. اینها برای حقوق بشر زحمت می‏کشند. اینها تأمین آسایش بشر را می‏کنند. و شما صحبت می‏کنید! اینها عمل می‏کنند. این کارگرها، این دهقانها، اینها جمعیت حقوق بشر و حقوقدان هستند. اینها عمل می‏کنند، و شما می‏نویسید. هیچ یک از شما در راه رسیدن بشر به حقوق خودش فعالیت ندارد. آنکه فعالیت دارد همین جمعیتی هستند که امروز قیام کرده و 15 خرداد قیام کرد. اینها برای بشر دلسوزند؛ برای اینکه مسْلمند. اینها مسْلمند. اسلام برای بشر دلسوز است. شما که مسیرتان غیر اسلام است برای بشر هیچ کاری نمی‏کنید، می‏نویسید و می‏خواهید نهضت را منحرف کنید، می‏گویید تا نهضت را منحرف کنید.

تواضع و تعظیم در برابر ملت

از 15 خرداد تا حالا که آمدیم، خون دادیم یعنی شما خون دادید، من که نشسته‏ام اینجا. من هم هیچ حقی ندارم. شما خون دادید. شماها به میدان رفتید؛ شماها مبارزه کردید؛ ماها هیچ حقی نداریم. ما باید برای شما خدمت کنیم. خودمان نباید استفاده کنیم. نه استفادۀ عنوانی. خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم! خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته بشود و من استفاده‏اش را ببرم![گریه و ابراز احساسات شدید جمعیت و شعار درود بر خمینی]طبقه‏های بالا، آنهایی که فعالیت هیچ نداشتند و مخالفت هم ندارند، حقی ندارند، و نباید حقی داشته باشند؛ لکن اگر از حالا خدمت بکنند، صاحب حق می‏شوند. و من مأیوسم که خدمت بکنند. آنهایی که نظر انحرافی دارند، آنهایی که نظر خیانت به اسلام و این ملت دارند، آنهایی که اسلام 1400 ساله را کافی نمی‏دانند، آنها باید حسابشان را از ملت جدا کنند. جدا هم هست. ما از این به بعد احتیاج به شما داریم. احتیاج به همین طبقه؛ و بی‏نیاز از آن طبقات.

مخالفان اجرای اسلام

امروز روزی است که اسلام باید تحقق پیدا کند. این حرفها که گفته می‏شود نظیر همان حرفها بود که گفته شد که «حالا زود است صبر کنید.» ما اگر اسلام را در این انقلاب، در این نهضت احکام اسلام را پیاده نکنیم، کی پیاده خواهیم کرد؟ چه وقت همچو نهضتی تحقق پیدا می‏کند؟ اگر این نهضت خدای نخواسته بخوابد و به خاموشی بگراید، کی می‏تواند دیگر اسم اسلام را بیاورد؟

اگر ما امروز قوانین اسلام را اجرا نکنیم، کی اجرا بکنیم؟ آقایانی که می‏گویید نمی‏شود، پس کی می‏شود؟ پس بگویید هیچ وقت اسلام نه! بگویید نهضت منهای اسلام. همان طوری که گفتید اسلام منهای روحانیت، حالا هم بگویید نهضت منهای اسلام. اگر با این نهضت اسلام را متحقق نکنید و احکام اسلام را مو به مو جاری نکنید، مأیوس باشید دیگر نخواهد شد. آنهایی که به اسلام عقیده دارند، آنهایی که دلشان برای قرآن می‏تپد، امروز باید فعالیت کنند. 15 خرداد برای همین بود. قبل از 15 خرداد برای اسلام بود قیام روحانیون؛ قیام 15 خرداد برای همین بود؛ بعد از آن هم دنبالۀ همین بود. اسلام بود لَیْسَ اِلاّ. ما غیر اسلام نمی‏خواهیم. و اسلام در همه وقت و خصوصاً حالا قابل
اجراست.

هشدار و اخطار

آقایان! توجه کنید به گفته‏های خودتان، توجه کنید به نوشته‏های خودتان، توجه کنید که شما را اسلام از قید و بند آزاد کرد. توجه کنید که شما را اسلام از بلاد خارج به داخل کشاند. توجه کنید که اسلام شما را از زاویه‏ها بیرون کشید؛ از کنج خانه‏ها بیرون کشید. توجه کنید که اسلام قلم شما را آزاد کرد. توجه کنید که اسلام بیان شما را آزاد کرد. حالا بر ضد اسلام؟! مسلمین می‏توانند تحمل کنند که اسلام و خون مسلمین شما را آزاد کرد، و حالا بر ضد اسلام قیام می‏کنید؟ چیز می‏نویسید؟ این کفران نعمت است . خداوند این نعمت را به شما داد. شکرانۀ این نعمت این است که تبعیت کنید از اسلام. توبه کنید از حرفهایی که می‏زنید. توبه کنید از نوشته‏هایی که می‏نویسید. گرایش کنید به اسلام. گرایش کنید به طبقات پایینی که شما پایین می‏دانید و از شما بالاترند. اینها چهرۀ نورانی اسلام و مسلمینند. اینها چهره‏هایی هستند که رسول خدا آنها را می‏پذیرد. اینها چهره‏هایی هستند که محبوب خدا هستند. شما هم وارد اینها بشوید؛ چهرۀ خودتان را با اینها منطبق کنید؛ آراء خودتان را با اینها منطبق کنید. هی دم از غرب چقدر می‏زنید! چقدر میان تهی شدید! باید احکام اسلام را با احکام غرب بسنجیم! چه غلطی است! شکر نعمت این است که به اسلام وفادار باشید. من به شما اخطار می‏کنم که به اسلام وفادار باشید، من شما را نصیحت می‏کنم. من در همین مدرسه شاه را نصیحت کردم و نشنید، شما که چیزی نیستید. عصر عاشورا من گفتم کاری نکن که ملت تو را بیرون کند. نشنید و کاری کرد که ملت بیرونش کرد.[تأیید حضار و سپس شعار درود بر خمینی جمعیت]برادرهای من! از هر قشری که هستید، وقت نگذشته است؛ وقت توبه باقی است. بیایید با این ملت برادروار در این راه راهپیمایی کنید. یکی از شما توی این جمعیت نیست! یک دانه از شما توی این جمعیت نیست! بیایید با این مردم هم رأی باشید؛ هم صدا باشید. بیایید[به سوی]اسلام که همۀ شما را نجات داد. به شکرانۀ نعمت از اسلام وفاداری کنید. برای اسلام باشید. برادرهای من! آنچه می‏خواهید در اسلام است. آنچه می‏خواهید در این کنج مدرسه‏هاست. زندگی آنها را ببینید، و مقایسه کنید با آنهایی که برای بشر دلشان می‏تپد! یعنی با قلم، یعنی با بیان! ببینید اینها در چه حال هستند. ببینید زندگی روحانیت چه است. ببینید زندگی این طبقۀ کارگر چه است. ببینید زندگی این کشاورز چه است. زندگی این کاسبکار چه است. برای اینها فکر کنید. دلسوزی این نیست که قلم بردارید بر ضد اسلام چیز بنویسید؛ به اسم حقوق بشر و به اسم حقوقدان با اینها همراهی کنید. شماها تا حالا برای این ملت از جیبتان چیزی خرج کردید؟ به وجدان خودتان من ارجاعتان می‏کنم. آنهایی که دلشان برای این مستمندان و این بشر می‏سوزد؛ این زنهای اطراف شهر قم و زنهای جنوب تهران و زنهای جنوب همۀ شهرستانها. جنوب به معنای اینکه شما می‏گویید اینها پایین هستند. اینها حقوق بشر را می‏دانند و عمل می‏کنند. اینها طلاهایشان که ذخیرۀ یک پنجاه سال، بیست سال، سی‏سالشان بود آمدند برای مستمندان دادند. شما چه کردید؟ شماها چه کردید؟ بگویید. شما هم همراهی کنید با این مستمندان. شما با این طبقه همراه بشوید. نمی‏گویم پول بدهید؛ می‏گویم قلمتان موافق باشد؛ قدمتان موافق باشد؛ رأیتان موافق باشد؛ اسلام را حفظ کنید. اسلام برای شما خوب است. برای دنیایتان خوب است. اگر آخرت را هم قبول ندارید، برای دنیایتان خوب است. با روحانیین مخالفت نکنید؛ برای دنیایتان خوب است. اینها هستند، این قشر روحانی متعهد، این قشر روحانی که توی این حجره‏های کوچک دو تا سه تا زندگی می‏کنند که بیرونشان کردند، این جمعیت زاغه نشینهای اطراف شهرها که هر هفت نفر، هشت نفر آنها در یک سوراخی زندگی می‏کنند، اینها حقوق بشر را بهتر از ما می‏دانند. اینها جمعیت دلسوزی برای بشرند. اینها جمعیت حقوق بشرند، نه من و شما. بیایید برای اینها فکری بکنید، برای اینها. دولت و ملت برای این طبقه فکر کنند. اینها حق دارند. حق اینها را ادا کنید. و همینها حق بشر را دارند ادا می‏کنند.

پند و اندرز به روشنفکرمآبها

من به شما جمعیتها، جمعیتهایی که هر چند روز دور هم می‏نشینید، نصیحت می‏کنم.

من علاقه دارم که همه سعادتمند باشید. من نصیحت می‏کنم که مسیر خودتان را از اسلام جدا نکنید. مسیر خودتان را از روحانیت جدا نکنید. این قدرت الهی را. این قدرت روحانیت که یک قدرت الهی است، از دست ندهید. اگر این قدرت از دست برود، شما هیچ خواهید بود. این قدرت روحانی است که مردم را به کوچه‏ها می‏کشد. قدرت اسلام است که از حلقوم روحانیت بیرون می‏آید. اینها را نشکنید. خدایا، تو می‏دانی که من برای اینکه معمم هستم از روحانیت طرفداری نمی‏کنم. برای اینکه می‏دانم این قشرند، این قشرند که می‏توانند ملت را نجات بدهند؛ این قشرند که مردم آنها را می‏خواهند. این مساجد است که این بساط را درست کرد. این مساجد است که نهضت را درست کرد. در عهد رسول‏اللّه‏ هم، و بعد از آن هم تا مدتها، مسجد مرکز اجتماع سیاسی بود؛ مرکز تجییش جیوش بود. «محراب» یعنی مکان حرب؛ مکان جنگ: هم جنگ با شیطان، و هم جنگ با طاغوت. از محرابها باید جنگ پیدا بشود؛ چنانکه پیشتر از محرابها پیدا می‏شد از مسجدها پیدا می‏شد. ای ملت! مسجدهای خودتان را حفظ کنید. ای روشنفکران مسجدها را حفظ کنید، روشنفکر غربی نباشید. روشنفکر وارداتی نباشید! ای حقوقدانها! مسجدها را حفظ کنید. بروید به مسجد؛ نمی‏روید! این مسجدها را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد؛ تا مملکت شما نجات پیدا کند. خداوند ان‏شاءاللّه‏ این مسجدها را برای ما حفظ کند. خداوند ان‏شاءاللّه‏ روحانیون را برای ما حفظ کند. خداوند ان‏شاءاللّه‏ مخالفین را هدایت کند. خداوند ان‏شاءاللّه‏ ملت ما را سعادتمند کند.

والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته

1 ـ به علت همهمه جمعیت در مدرسه فیضیه امام خمینی دو مرتبه بسم‏اللّه‏ گفتند.

 

کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • امام خمینی: من هیچ حقی ندارم، شماها خون دادید
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«ماه‌شعر» مهرماه برگزار می شود
با حضور دکتر محمدمهدی سیار و استاد علی انسانی

«ماه‌شعر» مهرماه برگزار می شود

گفت‌وگو با اعظم عظیمی نویسنده داستان کوتاه «عطر عربی»
پیرامون مجموعه داستانی با همین نام

گفت‌وگو با اعظم عظیمی نویسنده داستان کوتاه «عطر عربی»

فرجام‌های خوش بی‌فرجامی: روایت‌ها از شر
به قلم کارول ال. برن‌اشتاین و ترجمه محمد حقانی فضل

فرجام‌های خوش بی‌فرجامی: روایت‌ها از شر

استاد شفیعی؛ معلم شاعران
یادداشتی از علی بارزانی

استاد شفیعی؛ معلم شاعران

آتشی که گلستان نشد
داستانی از مریم رمضانی

آتشی که گلستان نشد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه
در دومین جلسه «نگاهی به داستان کوتاه ایران» بررسی شد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه

بیشتر

پر بازدیدترین ها

 

فرجام‌های خوش بی‌فرجامی: روایت‌ها از شر
به قلم کارول ال. برن‌اشتاین و ترجمه محمد حقانی فضل

فرجام‌های خوش بی‌فرجامی: روایت‌ها از شر

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری
بازخوانی یک نیمایی به بهانه سخنان اخیر ترامپ

«آمریکا این است» شعری ضدآمریکایی از حسن صنوبری

آتشی که گلستان نشد
داستانی از مریم رمضانی

آتشی که گلستان نشد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه
در دومین جلسه «نگاهی به داستان کوتاه ایران» بررسی شد

صادق هدایت؛ جدا مانده از ایران، جدا مانده از فرانسه

استاد شفیعی؛ معلم شاعران
یادداشتی از علی بارزانی

استاد شفیعی؛ معلم شاعران

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار
با موضوع «شعر و فلسفه» در کافه کراسه

سومین نشست شب‌های شعر تهران با حضور محمدمهدی سیار

بیشتر

پر بحث ترین ها