شعر نوجوان، حامد محقق و اتوبوس

یادداشت حسن صنوبری درباره نیمایی‎های نوجوانانه حامد محقق

28 بهمن 1395 15:00 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 11 رای
یادداشت حسن صنوبری درباره نیمایی‎های نوجوانانه حامد محقق

شهرستان ادب به نقل از خبرگزاری فارس:  حسن صنوبری یادداشتی درباره شعرهای نوجوانانه حامد محقق نگاشته است که در ادامه میخوانید


یک: «ادبیات تجاری»، «ادبیات ترویجی» و آنک «ادبیات هنری»

چندی پیش به بهانه دو رمان نوجوان خوب، یعنی «تاجیک؛ هیولایی که بی‎صدا گریه کرد، بلند خندید» نوشتۀ حمید حاجی‎میرزایی و «سفیدی پر کلاغ» نوشتۀ سید مهرداد (میثم) موسویان، یادداشتی نوشته بودم و در مقدمه اندکی از فلسفه و وضعیت کلی ادبیات کودک و نوجوان امروز سخن گفته بودم. وقتی به کتابی مثل «از خودم سوال می‎کنم» و شاعری مثل «حامد محقق» می‎اندیشم آن فلسفه و آن کلیات دوباره پیش چشمم جان می‎گیرند. چند سطر از آن یادداشت:

«در بین مولفان و تولیدکنندگان در کل شاید بتوانیم بگوییم دو گرایش و دو تلقی در زمینه ادبیات نوجوان وجود دارد، که دست بالا با اولی‎ست. و آن‎هم ادبیاتی است که از منظری فراتر از نوجوان و با زبانی فریب‏‎کارانه با او سخن می‎گوید. این ادبیات، قطعاً در ژانر و گونۀ ادبیِ «ادبیات عامه‎پسند» و «ادبیات تجاری» یا «ادبیات بازاری» قرار می‎گیرد. یعنی ادبیاتی که مؤلّف و ناشر در درجۀ اول کاری با ادبیات و زیبایی و حقیقت و رفاقت ندارند، بلکه هدف، تسلط بر بازارِ فروش است، به هر قیمتی شده ...

ادبیات عامه‎پسند در همۀ حوزه‎ها حضوری جدی دارد، اما در هیچ محدوده‎ای به اندازۀ محدودۀ کودک و نوجوان، تا این حد قدرت‎مند و البته خطرناک نیست. شاید بتوان بستر و علت قدرت‎گیری و قدرت‎طلبی ادبیات عامه‎پسند را در خود مخاطبش جستجو کرد. مخاطبی که زیاد است و بازاری که بسیار گسترده است...

تلقیِ بد دیگری هم شبیه به همین تلقی بازاری از سوی مولفان وجود دارد که آنقدرها هم بد نیست و نمی‎توان آن را جزو ادبیات تجاری تقسیم‎بندی کرد، اما گاهی خیلی به ادبیات عامه نزدیک می‎شود، از طرفی در این تلقی هم نگاه به نوجوان از بالاست. این تلقی، نگارش بر اساس اهداف تبلیغی، ترویجی و آموزشی است. من نمی‎خواهم اسمش را بگذارم "ادبیات تعلیمی" چون ادبیات تعلیمی ما در گذشته صفحات بسیار درخشان، فاخر و نیز همدلانه و صمیمانه‎ای داشته است ... لذا اصطلاح "ادبیات ترویجی" مناسب‎تر است... دقت بفرمایید، منظورِ ما هر نوع داستان مذهبی و یا حتی هرنوع داستانی که جنبۀ آموزنده دارد نیست، بلکه آن ادبیاتی مد نظر است که در آن ادبیات، صمیمیت و خلوص ارتباط با مخاطب، فرع بر اهداف آموزشی و ترویجی قرار می‎گیرد...»

در آن یادداشت پس از تعریف و توضیح تمایزهای دو ژانر «ادبیات بازاری» و «ادبیات ترویجی» در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات سومی را معرفی کردم که آثار شاخص امروز هم در بین آن‎ها قرار می‎گیرند: «ادبیات هنری». لابد می‎گویید شعر و داستان قرار است زیر مجموعه عالم «هنر» قرار بگیرند، اما به نظرم اکنون که نگاه‎های بازاری یا ترویجی در آن‎ها قوت گرفته‎اند –به خصوص در ادبیات کودک و نوجوان- از هنر عاری شده‎اند؛ این است که برای کارهای خوب استثنایی مجبوریم هنر را در قالب پسوندی دوباره به این آثار پیوند بزنیم.

در عالم شعر نیز امروز بازار ادبیات کودک و نوجوان را انبوه مجموعه‎شعرهای سطحی و ضعیفی پر کرده است که یا با انگیزۀ اقتصادی سروده‎شد‎ه‎اند یا انگیزۀ اعتقادی –از نوع روبنایی‎اش-؛ کارهایی که یا نمی‎مانند یا ماندگاری‎شان را باید حنجره‎های قدرتمند موسیقی، گرافیک و تبلیغات تضمین کنند.

دو: قیصر امین‎پور و شعر نوجوان

پس از انقلاب چند شاعر با گرایش‎های قدرتمند هنری و فارغ از این گرایش‎های معمول سراغ شعر کودک و نوجوان رفتند، به خصوص شعر نوجوان. شاعرانی چون زنده‎یادان قیصر امین‎پور و سلمان هراتی، که در این بین جایگاه مرحوم امین‎پور استثنایی است. امین‎پور با مجموعه‎شعرهای موفقی چون «مثل چشمه، مثل رود»، «منظومۀ ظهر روز دهم» و «به قول پرستو» معیاری برای شعر هنری، اصیل و موثر با مخاطب نوجوان به وجود آورد. هرچند او در نثر نوجوان هم چنین اهتمامی را با کتاب‎هایی چون «طوفان در پرانتز» و مخصوصا «بی‎بال پریدن» داشت. توفیق امین‎پور در برقراری ارتباط با مخاطب نوجوان جدا از صمیمیت و صداقت ذاتی شخصیت شاعر به تجربه‎های روزنامه‎نگاری او به ویژه در مجله «سروش نوجوان» باز می‎گشت.

پس از امین‎پور هرکاری که در حوزه شعر نوجوان اتفاق افتاد، درست یا غلط، نیک یا بد، تحت تاثیر او بود. شمار بالایی از شاعران ضعیف این حوزه از مقلدان او هستند و شمار بسیاری از شاعران خوب این حوزه از پیروان او. یک شاهد: بیشتر شعرهایی که مرحوم امین‎پور برای شعر نوجوان سراغشان رفتند در قالب‎های چارپاره، مثنوی و نیمایی سروده شده‎اند؛ اکنون هم به جز همین سه قالب در عرصه شعر کودک و نوجوان قالبی نمی‎بینید و البته دیگر از شدت تکرار، کار دارد به ابتذال می‎رسد. با اقبالی که امین‎پور توانست در بین مخاطبان پیدا کند، پس از او نسخه‎های مقلد و مبتذل شعر او رو به فراوانی گذاشتند و هرکس به خود اجازه داد در این زمینه قلم‎فرسایی کند. در زمینه شعر کودک و نوجوان! یعنی یکی از دشوارترین گونه‎های شعری امروز! امین‎پور پس از خود خلف چه بسیار پیدا نکرد، اما چه کم‎شمار خلف صالح!

کسانی که به این مقوله نگاه جدی داشته باشند امروز به سختی می‎توانند شاعران جدی این عرصه و شعر هنریامروز برای مخاطب نوجوان را پیدا کنند. چهره‎های جدی و موفق انگشت‎شمارند و هنوز تا قضاوت نهایی راه بسیار دارند. نادر چهره‎هایی مثل «غلامرضا بکتاش»، «مریم هاشم‎پور»،«حامد محقق» و...

سه: ساختار و محتوای شعرهای نوجوان حامد محقق

حامد محقق چهرۀ تازه‎نفس این عرصه است. فرزند استاد جواد محقق که او نیز روزگاری سراغ شعر نوجوان رفته بود، اما شعرهای حامد است که رنگ امروز را دارند. از حامد محقق به جز پراکنده‎هایی که در نشریات خوانده‎ام تاکنون  دو مجموعه شعر خوانده‎ام، یکی «مثل یک درخت» که مجموعۀ پیشین او بود و دیگری «از خودم سوال می‎کنم» که مجموعۀ تازۀ اوست. هردو مجموعه خواندنی هستند و متفاوت با فضای شعر امروز. حامد محقق به طور جدی دارد به قالب «نیمایی» در شعر نوجوان می‎اندیشد. استفاده از قالب نیمایی در شعر نوجوان ابداع اصلی مرحوم قیصر امین‎پور در این حوزه بود. او بود که از همیشه خاص بودن مخاطب شعر نیمایی نترسید، حصار مخاطبانی‎اش را شکست و ظرفیت‎های شعر نیمایی در حوزه شعر کودک و نوجوان را شناخت و شناسند. خیلی‎ها پس از او در این حوزه سراغ نیمایی رفتند، اما دشواری شعر نیمایی کار آن‎ها را به تجربه‎های سست و ناتمام تقلیل داد. حامد محقق را ستایش می‎کنم چون اهتمام دارد بی‎شتاب و با قاعده سراغ این قالب برود و شاید اولین نمونه‎های نیمایی کوتاه با مخاطب نوجوان را او سروده باشد. این اهمیت ساختاری سرایش حامد محقق، اهمیت محتوایی محقق نیز همان دوری‎اش از انگیزه‎های ترویجی و بازاری و نگاهی انسانی و صادقانه به مخاطب نوجوان است. او قصد ندارد مخاطب نوجوان را فریب بدهد –چه با نیت خوب چه با نیت بد- او حتی قصد ندارد برای او بزرگتری کند، او می‎خواهد با مخاطب خود گفتگو کند، و البته بهای این گفتگو –که رسیدن به صمیمیت در زبان و نگاه و اندیشه است- را هم به طور کامل می‎پردازد. «عاشقانۀ نوجوان» گونه‎ای نو و البته دشوار است که در شعر حامد محقق تجربه شده است. گونه‎ای که اگر به دست شاعری توانا و اخلاقی سروده نشود نابود می‎شود و مبتذل.

از کتاب مثل یک درخت:

1

راه

خسته از سفر

بار روی دوش را زمین گذاشت

شهر آفریده شد


2

نشست روی تیر برق

        پرنده‎ای که تازه از سفر رسیده بود

دور و بر

           درختِ خانه‎اش نبود


3

قطار چیست

غیر چند ...

           چند ...

                  چند ...

آه

باز هم تمام شد قطار!


4

یاد تو

پشت پنجره نشست

مثل یک کبوتر سفید

با صدای در

پر زد و پرید


از کتاب از خودم سوال می‎کنم:


1

در میان خانۀ دلم

به جز خدا

و مادرم – که گاه‎گاه

پشت دفتر ریاضی مرا

                            نگاه می‎کند-

هیچکس خبر ندارد از کسی

                                     که توی راه مدرسه

                                از کنار کوچۀ دلم گذشته است

من و او

نگاه‎ها...

تاپ‌تاپ قلب من:

خدا... خدا...


2

روبه‎روی کوچه‎مان

                   یک مغازه است

توی آن پر از

               شعرهای تازه است

شعرهای آن:

                پرنده‎ها

                          در قفس رها



چهار: شعر کوتاه و مخاطب نوجوان

کوتاه‎سرایی، به نظر من مهم‎ترین ویژگی شعرهای محقق است که می‎تواند مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

در شعر کلاسیک ما قالب‎هایی چون «رباعی» و «دوبیتی» و کوتاه‎تر از همه «مفرد» یا «بیت» نمایندۀ کوتاه‎سرایی بودند. البته اگر «خسروانی» و «نوخسروانی» و دیگر گونه‎های سه‎لتی را خیلی رایج ندانیم. با ترجمۀ «هایکو» از سرزمین‎های شرقی‎تر، کوتاه‎سرایی در قالب شعر منثور (همان سپید) و شعر نیمایی هم رونقی دوچندان یافت، در تمام این سنن شعری شرقی، کوتاه‎سرایی با حکمت و تعمق و تامل همراه است. شعر کوتاه در اکثر گونه‎هایش از هایکو تا رباعی شعر حکمت است. شعری است که باید آن را آهسته و با دقت و تامل خواند. چنین نگاهی است که باعث می‎شود به افزونی شعرهای خیلی کوتاه حامد محقق برای مخاطب نوجوان خوشبین نباشم.

سینما، فوتبال، تبلت، بازی‎های رایانه‎ای خشن و جذاب، انیمیشن‎های طولانی، رمان‎های فانتزی ... چگونه یک شعر کوتاه تامل برانگیز در چنین فضایی می‎تواند مخاطب نوجوانی برای خود دست و پا کند؟ اهل حکمت را یک سخن حکیمانه کافی است، اما اگر بعضی از این شعرها را برای مخاطب نوجوان با آنهمه شلوغی ذهن بخوانی، اولین چیزی که می‎گوید این است: «همین؟ بقیه‎اش چی؟»

این است که گمان می‎کنم در شعر نوجوان باید به نکاتی مثل روایت و قصه‎پردازی و همچنین وزن و قافیه و موسیقی بیشتر بها داد. من اگر بخواهم خودم یک روز در شعر نوجوان وارد شوم یک منظومه داستانی می‎نویسم. شعر کوتاه‎تر هم بگویم هایکو و شعر نیمایی سه سطری نمی‎گویم.

وقتی دو کتاب حامد محقق را از این منظر مقایسه کنم کتاب جدیدتر –یعنی «از خودم سوال می‎کنم»- امتیاز بیشتری می‎گیرد تا کتاب قبلی –مثل یک درخت-. دقت بفرمایید بحث خوبی و بدی شعرها نیست، بحث تردید در تناسب ساختار بعضی از شعرها با مخاطب است. اما اگر از این منظر کوتاه بیاییم، به سختی می‎توان داوری کرد کدام یک از این دو کتاب بهتر است.

پنج: تصویرسازی و شعر نوجوان

تصویرسازی متن، هرچقدر در شعر بزرگسال امری امکانی به نظر بیاید در شعر کودک و نوجوان امری ضروری است. با توجه به مخاطب، ادبیات کمی مجبور است اینجا به کمک خواهر و برادران صوتی و تصویری‎اش سخن بگوید. اما اگر به اصل موضوع، یعنی تصویرسازی متن هنری و اثر ادبی توجه کنیم اقتضائاتی پدید می‎آید که در تمام گونه‎های هنری باید رعایت شود. سه حالت ممکن است اتفاق بیفتد؛ حالت نخست: تصویر و متن هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند یا اینکه ارتباطی کم وجود داشته باشد ولی در نهایت متن و تصویرمخل و مزاحم هم باشند. در این حالت سوال به وجود می‎آید که چرا این دو خط موازی که هریک دنبال کار خویش است باید در یک کتاب باشند؟ جبر انتشارات؟ نه هیچ ضرورتی وجود ندارد که هیچ، ضرورت است که این همنشینی اتفاق نیفتد. اما دو حالت دیگری قابل قبول است. حالت دوم: تصویر متن را همراهی کند. یعنی قلمو و تصویرِ تصویرگر و تصویرپرداز، تجسّمِ قلم و خیالِ شاعر (یا نویسنده) باشد. این اتفاق خوب و البته معمول و متداولی است برای مخاطب نوجوان که آسانتر با خیال متن درگیر شود. حالت سوم: تصویر با متن همکاری کند. یعنی به جای قلم، اینبار خیالِ تصویرپرداز با خیالِ شاعر و متنش، گره می‎خورد و قلموی او ماجرایی نو را رقم می‎زند. حالت سوم، حالت دوم را در دل خود دارد و چیزی بیشتر. چون که صد آمد نود هم پیش ماست. متاسفانه این حالت متعالی به طور استثنایی روی می‎دهد.

شش: تصویرسازی شعرهای حامد محقق

اگر این دو کتاب را از لحاظ تصویرسازی با هم مقایسه کنیم، بی‎شک «مثل یک درخت» کتاب بسیار بهتری است تا «از خودم سوال می‎کنم». روی جلد «مثل یک درخت» نام تصویرپرداز نیامده است، حال آنکه تصویرپردازی‎های «مهدی بادیه‎پیما» عموما از جنس همان حالت متعالی سوم است. تصاویر بادیه‎پیما هم شعرهای محقق را فهمیده است هم شعرهای تازه‎ای را در کنار آن سروده است؛ به همین خاطر است که کتاب «مثل یک درخت»، در مجموع یک کتاب خواندنی و خواستنی شده است و آدم دوست دارد آن را به نوجوانان هدیه بدهد اما متاسفانه درمورد کتاب «از خودم سوال می‎کنم» این اتفاق کمتر افتادنی شده است.

اگر «مثل یک درخت» بین حالت دوم و سوم همراهی متن و تصویر متردد است، «از خودم سوال می‎کنم» بین حالت اول و دوم مردد است. بعضی شعرهای کاملا تصویری اصلا تصویرپردازی نشده‎اند (مثل شعر «تاب» و «شعرهای در قفس رها» و...) و بعضی شعرها نه تنها توسط تصویر درک نشده‎اند بلکه تصویر هم به تنهایی حرف دل‎انگیزی با خود ندارد. از جمله تصویر شعر «از جلو نظام» و تا حدی شعر «جای پای پرنده». البته در این کتاب هم تصویرسازی‎های خوب صورت گرفته است (از جمله تصویر شعر «برگ‎ها» و تصویر شعر «مادر پرنده‎ها» و تاحدی تصویر شعر «زنگ بی‎معلمی»؛ اما دو مشکل اساسی باعث می‎شود فراتر از بررسی موردی، تصویرسازی‎های خانم «نرجس السادات محمدی» را مخل و ناهماهنگ با روح کلی کتاب بدانم.

شاید اگر این تصویرسازی‎ها همراه این متن نبودند و در عالم دیگری بودند بسیاری‎شان را می‎ستودم، اما در چنین موقعیتی آن دو مشکل به طور جدی احساس می‎شود. یکم: روح کلی و رنگ‎آمیزی تصاویر خانم محمدی اندوهی شدید را در بر دارد و حتی تا حدی افسردگی و دلمردگی؛ چیزی که نه راوی دنیای نوجوان است و نه هماهنگ با روح کلی شعرهای حامد محقق، شعرهایی که با مادر بزرگ، پدر بزرگ، عشق، تاب، مدرسه و کودکی رنگ‎آمیزی شادی دارند. دوم: ایرانی نبودن تصاویر و نمادها و نشانه‎هایش. به جز تصویرپردازی شعر میرزا کوچک خان، اکثر تصاویر انگار مبتنی بر یک شعر اروپایی هستند و انگار راوی جهانی بیگانه با فرهنگ و تمدن ما و فرهنگ و جغرافیا و تاریخ مندرج در شعر حامد محقق. اگر این تصویرسازی‎ها را جدا از متن می‎دیدم احتمال خیلی کمی می‎دادم طراح ایرانی و مشرق‎زمینی باشد و احتمال خیلی کمتری می‎دادم نامش «نرجس السادات محمدی»!

نقد و بررسی موردی و دقیق‎تر تناسب تصویر و متن در این دو کتاب را برای یادداشتی دیگر می‎گذارم. اما اینجا یک خاطره جالب را تعریف می‎کنم:


هفت: برخورد با نظر صریح آن مخاطب خاص

وقتی بیشتر مطالب این یادداشت نوشته شده بود، سوار بر اتوبوس عازم محل کار بودم. هردو کتاب حامد محقق را همراه داشتم تا برای جمع‎بندی نهایی مرور کنم. غرق در خواندن کتاب‎ها بودم که حس کردم در طرف دیگر اتوبوس چشمانی مرا می‎پاید. نگاه کردم، یک آقا پسر نوجوان شادمان، کوله بر دوش، با چهره‎ای نمکین و گونه‎هایی برآمده چشم بر کتاب‎های من دارد. به مطالعه‎ام ادامه دادم؛ چند ایستگاه گذشت و وقتی دوباره به او توجه کردم دیدم چشم از کتاب‎ها برنداشته، آن‎هم چشم مشتاق. برای بازکردن سر صحبت گفتم: البته این کتاب‎ها برای دورۀ سنی شماست که من دارم می‎خوانمش. هر دو را تعارف کردم. مثل یک درخت را برداشت، گفت این کتاب به نظرم خیلی قشنگ است، موضوعش چیست؟ گفتم شعر. گفتم پسرها کمتر اهل مطالعه‎اند. گفت "اتفاقا من خیلی کتاب می‎خوانم و خیلی کتاب دوست دارم". گفتم: جدی؟ گفت: "من تبلت ندارم! حتی گوشی پدرم هم یک گوشی ساده است که فقط کاربرد تماس دارد". گوشی‎ام را از جیبم درآوردم نشانش دادم، گفت "دقیقا مثل همین!" گفتم با این حساب تو در آینده یا شاعر می‎شوی، یا داستان‎نویس یا دست‎کم دانشمند! سرجایم نشستم به ادامه مطالعه «از خودم سوال می‎کنم» و او هم مشغول مطالعه «مثل یک درخت» شد. دو خواننده کتاب شعر از دو نسل در یک اتوبوس. چند دقیقه گذشت و گفت: "چه جالب که این شعرها خیلی کوتاه هستند ولی خیلی عمیق!" اینجایش را دیگر تعجب کردم! گفتم تو واقعا پسر باهوشی هستی! بعد یکی دوتا از شعرها را نشانم داد و به من فهماند که معنایشان را فهمیده و دوست داشته ... «مثل یک درخت»م را هدیه دادم به مخاطب اصلی‎اش، خیلی خیلی خوشحال شد و تشکر کرد؛ در پایان سن و اسمش را پرسیدم، گفت به کلاس هشتم می‎رود و دوازده سال سن دارد، تا جایی که یادم مانده اسم آن نوجوان امروز و نخبۀ روزگاران آینده «امیررضا حقیقت‎جو» بود، شاید هم «احمدرضا حق‎جو» ... علی‎ای‎حال تفاوتی ندارد، این پاراگراف هدیه و قدردانی‎ام برای حامد محقق بود به خاطر صداقت، صمیمیت و جدیتی که در شعر نوجوان با خود دارد.


حسن صنوبری مرداد 1395

کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • یادداشت حسن صنوبری درباره نیمایی‎های نوجوانانه حامد محقق
  • یادداشت حسن صنوبری درباره نیمایی‎های نوجوانانه حامد محقق
  • یادداشت حسن صنوبری درباره نیمایی‎های نوجوانانه حامد محقق
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها