• عرض تسلیت به آقای حسین علی‌پور
  • آغاز اردوی مرداد96 دوره تکمیلی آفتاب‌گردانها ویژه بانوان
  • اردوی دوم بانوان شاعر آفتاب‌گردان‌های دوره ششم آغاز شد
  • ادای دین شاعران به شهید حججی

فراخوان آفتابگردان ها دوره ششم

کدام رسانه در فراگیری شعر بیشتر موثر بوده؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج
شعر هجو؛ نگاهی به پیشینه، معنای اصطلاحی و بایدها و نبایدهای آن | محمدرضا وحیدزاده
شهرستان ادب: شنبۀ هفتۀ گذشته، 20 خرداد بود که رهبر فرزانۀ انقلاب در دیدار سالانۀ خود با جمعی از شاعران، با اشاره به خالی بودن جای ژانر هجو در ادبیات امروز کشور بر توجه به این مسئله تأکید کردند: «هجو جایش خالی است؛ باید هجو بشوند این‌ها که یک کارهایی گاهی می‌کنند. اینکه بیایند مثلاً فرض کنید کشوری مثل عربستان سعودی را بکنند [فلان‌کارۀ] کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل! دیگر از این جالب‌تر چیزی نیست! واقعاً جای هجو دارد، حیف است که هجو نشود!»بر همین اساس گروهی از شاعران و طنزپردازان توانای کشور در پی تذکر مهم و هوشمندانۀ ایشان به این دعوت واکنش نشان دادند و دغدغه‎مندانه به سراغ مسئله رفتند. اما در این میان بعضاً کسانی هم هستند که با توجه به مهجور بودن این ژانر و همچنین فراز و فرودهایی که شعر هجو در گذشتۀ ادبی ما با آن روبرو بوده است، هنوز تصور روشن و صحیحی از ماجرا ندارند و در ذهن خویش دربارۀ حدود و صغور شعر هجو و تفاوت آن با داشنام دادن و  ناسزا گفتن، درگیر سؤالاتی هستند. محمدرضا وحیدزاده، شاعر و منتقد، کوشیده است به برخی از این سؤالات پاسخ گوید.     هجو در اصطلاح ادبی هجو در لغت به معنی نکوهیدن، سرزنش، شمردن معایب و عیب کردن و دشنام دادن کسی را است. (معین : 5104) اما در معنای اصطلاحی به شعری گفته می‌شود که در مذمت کسی سروده شده باشد. بدگویی از کسی به شعر است به شرط آنکه آنچه بر کسی عیب گرفته می‌شود برای او واقعاً عی...
ادامه مطلب