موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
بادی وزید و دشت سترون درست شد

شمشیر و جغرافیا | شعری از محمدکاظم کاظمی

22 اردیبهشت 1398 14:00 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 3 رای
شمشیر و جغرافیا | شعری از محمدکاظم کاظمی

شهرستان ادب: گاه‌گاهی بهانه‌های سیاسی باعث شده‌اند که ما بر پیوندمان با برادران و خواهران افغانستانی تأکید بیشتری داشته باشیم. این‌روزها نیز شاهد همدلی هموطنان خود با عزیزان افغانستانی هستیم. به این بهانه، شعری می‌خوانیم از «محمدکاظم کاظمی»، شاعر بزرگی که بر گردن بسیاری از شاعران ایرانی، حق معلمی دارد. این شعر از کتاب «شمشیر و جغرافیا» سرودۀ این شاعر گرامی، ‌انتخاب شده است.

بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد

شمشیر روی نقشۀ جغرافیا دوید
این‌سان برای ما و تو میهن درست شد

یعنی که از مصالح دیوار دیگران‌
یک خاکریز بین تو و من درست شد

بین تمام مردم دنیا گل و چمن‌
بین من و تو آتش و آهن درست شد

یک‌سو من ایستادم و گویی خدا شدم‌
یک‌سو تو ایستادی و دشمن درست شد

یک‌سو تو ایستادی و گویی خدا شدی‌
یک‌سو من ایستادم و دشمن درست شد

یک‌سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یک‌سو همه دگرمن و تورَن درست شد

آن طاق‌های گنبدی لاجوردگون‌
این‌گونه شد که سنگ فلاخن درست شد

آن حوض‌های کاشی گلدار باستان‌
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد

آن حله‌های بافته از تار و پود جان‌
بندی که می‌نشست به گردن درست شد

آن لوح‌های گچ‌بری رو به آفتاب‌
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب‌
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد

سازی بزن که دیر زمانی است نغمه‌ها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد

دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد

شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان‌
با کاروان حلّه بیاید به سیستان‌

وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب می‌رسد از جوی مولیان‌

سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»

ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌

با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوض‌های کاشی گلدار باستان‌

بر نقشه‌های کهنه، خطی تازه می‌کشیم
از کوچه‌های قونیه تا دشت خاوران

تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان

کانال بله شهرستان ادب
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • شمشیر و جغرافیا | شعری از محمدکاظم کاظمی
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
در اخبار نبشته‌است... | شماره بیست و ششم
گزیده اخبار مهم هفته با موضوع کتاب و ادبیات در ایران و جهان به روایت شهرستان ادب

در اخبار نبشته‌است... | شماره بیست و ششم

کیست این پنهان مرا در جان و تن
گزارش مشروح و تصویری سومین روز اردوی بانوان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

کیست این پنهان مرا در جان و تن

دیوار سکوت | سه رباعی از حمیدرضا مداح
عضو دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

دیوار سکوت | سه رباعی از حمیدرضا مداح

بیدل چگونه در شعر دلبری می‌کند؟
گزارش مشروح و تصویری سومین روز اردوی آقایان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

بیدل چگونه در شعر دلبری می‌کند؟

آفتاب حُسن | شعری از سیدرضا مؤید
به مناسبت میلاد امام موسی کاظم علیه‌السلام

آفتاب حُسن | شعری از سیدرضا مؤید

عرض تسلیت خدمت سرکار خانم عاطفه شیرمحمدی
پیام تسلیت مؤسسۀ شهرستان ادب

عرض تسلیت خدمت سرکار خانم عاطفه شیرمحمدی

بیشتر
پر بازدیدترین ها
آفتابگردانی‌های «شهرستان ادب» به مازندران رفتند
اردوی آخر از دوره هفتم شعر جوان ویژه آقایان

آفتابگردانی‌های «شهرستان ادب» به مازندران رفتند

شاعری، جدی ترین ساحت انسان است
گزارش مشروح و تصویری اولین روز اردوی آقایان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

شاعری، جدی ترین ساحت انسان است

نگاه و رویکرد، مهمترین ثروت ما در شعر است
گزارش مشروح و تصویری اولین روز اردوی بانوان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

نگاه و رویکرد، مهمترین ثروت ما در شعر است

در تحلیل زیبایی‌شناسی شعر لازم نیست به کُنه زیبایی آن برسیم
گزارش مشروح و تصویری دومین روز اردوی بانوان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

در تحلیل زیبایی‌شناسی شعر لازم نیست به کُنه زیبایی آن برسیم

بحران شعر مدرن، بحران مخاطب
گزارش مشروح و تصویری دومین روز اردوی آقایان دورۀ هفتم آفتابگردان‌ها

بحران شعر مدرن، بحران مخاطب

ده ترانه از ده شاعر جوان آفتابگردان
پروندۀ تخصصی «ترانه‌خوانی»

ده ترانه از ده شاعر جوان آفتابگردان

بیشتر