غزلي از حسين رضاييان

03 مرداد 1391 15:11 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.33 با 3 رای

خون می چکد ز دست حقوق بشر، چرا؟
داغی نشسته بار دگر بر جگر، چرا؟
آری شرف دوباره به تقصیر برده شد
برپا منای آدمیت، سر به سر، چرا؟
کوهی بنا ز کشته ی طفل و جوان و پیر
کز هر خطا و جرم و گنه بی خبر، چرا؟
کوچه به کوچه خشم و خشونت چه کرده است
کشته به روی کشته هزاران نفر، چرا؟
ای مسلمین به زیر گلو تیغ کینه است
آخر نشسته اید چرا بی شرر، چرا؟
دراين مصيبت از چه توان گفت جز دريغ
از این سکوت ناله زند چشم تر: چرا؟

در كنج عافيت به چه دلخوش نشسته ايم
در شب نشسته منتظران سحر، چرا؟
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد
تازه‌ترین مجموعه‌داستانِ «قصه زمانه» شهرستان ادب به انتخاب محمدرضا بایرامی

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا
با حضور علیرضا سمیعی، ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا وحیدزاده، محمدقائم خانی و حسن صنوبری

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی
پرونده‌کتاب «همه‌چیز مثل اول است»

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری
فیلم شعرخوانی در شب شعر ضدآمریکایی «هرچه فریاد» در حمایت از فلسطین

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها