غزلی از ماشاالله دهدشتی

03 مرداد 1391 11:33 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.29 با 7 رای
دعایی ، نذر ، یا کاری ، سحر یا وقت افطاری
که هر کس دارد از یارش توقع ، دیده ی یاری
تنش درگیر آتش شد ، چنان پروانه و پیله
که موجب می شود گاهی به آزادی ، گرفتاری
شهادت رود جاری شد ، نشان افتخاری شد
برایت اعتباری شد ، مسلمانِ میانماری
اگر روزی مسلمانی ، چه از برمه چه از ایران
صدا می زد تورا حس کن به روی شانه ات، باری
...
نبودن های او اینجا ، زده هی تیشه بر ریشه
بگو با شیر این بیشه، که بودا شد سگ هاری

کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد
تازه‌ترین مجموعه‌داستانِ «قصه زمانه» شهرستان ادب به انتخاب محمدرضا بایرامی

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا
با حضور علیرضا سمیعی، ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا وحیدزاده، محمدقائم خانی و حسن صنوبری

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی
پرونده‌کتاب «همه‌چیز مثل اول است»

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری
فیلم شعرخوانی در شب شعر ضدآمریکایی «هرچه فریاد» در حمایت از فلسطین

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها