غزلی از امیرعلی سلیمانی

06 مرداد 1391 11:44 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 3.67 با 3 رای
  برداشتند سفره  ی مهمانی تو را
لبخند می زنند پریشانی تو را
هی نسل پشت نسل پدرهایشان خوش اند
چون دیده اند کودک زندانی تو را
فانوس هایشان به سلامت ، که دیده اند
شب های تیره ، غربت بارانی تو را
 سخت است کافران جهان باخبر شوند
 تفسیر های محکم قرانی تو را
 صیاد های خسته ی از شهر آمده
 ترسیده اند خیل فراوانی تو را
 با اسم حق پرستی از بین می برند
 حتی حقوق ساده ی انسانی تو را
 آتش بیار معرکه ها سخت می کنند
شب های پر تلاطم طوفانی تو را
 از دین نمی شوی تو پشیمان که سال هاست
 خلقی معطل اند پشیمانی تو را
 در ظاهر از تو باک ندارند و در خفا
یک عمر داده اند نگهبانی تو را
 این گوش ها به قدر شنیدن نمی رسند
 راز و نیاز و سجده ی عرفانی تو را
حتی اگر خزان به زمین برگ ریخته
حتی اگر بریده گل افشانی تو را
اما قسم به عشق که اسلام زنده است
 هرگز نمی کُشند مسلمانی تو را
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد
تازه‌ترین مجموعه‌داستانِ «قصه زمانه» شهرستان ادب به انتخاب محمدرضا بایرامی

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا
با حضور علیرضا سمیعی، ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا وحیدزاده، محمدقائم خانی و حسن صنوبری

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی
پرونده‌کتاب «همه‌چیز مثل اول است»

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری
فیلم شعرخوانی در شب شعر ضدآمریکایی «هرچه فریاد» در حمایت از فلسطین

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها