غزلی از محسن کاویانی

06 مرداد 1391 11:48 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
دوست دارم بمیرم از این غم ، شور اینکه غزل بگویم نیست
پدری که به خاک افتاده ، فکر نان بود صدر اعظم نیست
نان سرخ و پیاله ای گلگون ، آن طرف تر عروسکی در خون
سالیانی فقط ستم دیدند ، آه دیگر خوراکشان غم نیست
آب سرخی میان تنگ بلور ، رد پنجه نشسته بر بدنش
ماهی من گناه تو عشق است ، ماهی من گناه تو کم نیست!!!
جاهلان هزاره ی سوم ، قتل عام تمامی مردم
آی مردم ! صدای انسان است ، جنس ما که سوای از هم نیست
باشد اصلاً قبول سوزاندند ! جرم کودک چه بود ای بودا؟
او سرشت بهشتیان را داشت ، جای غنچه که در جهنم نیست
دوست دارم فرشته باشم تا ، به تمام فرشته ها گویم:
شک ندارم که کار شیطان است ، این جنایت که کار آدم نیست!
شهر قصه چه سرد و تاریک است ، مرز خورشید و ماه باریک است
شک ندارم سپیده نزدیک است ، انتهای مسیر مبهم نیست...
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد
تازه‌ترین مجموعه‌داستانِ «قصه زمانه» شهرستان ادب به انتخاب محمدرضا بایرامی

«ویلای کاکایی‌ها» داستان‌های ده نویسنده برای محیط زیست منتشر شد

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا
با حضور علیرضا سمیعی، ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا وحیدزاده، محمدقائم خانی و حسن صنوبری

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی
پرونده‌کتاب «همه‌چیز مثل اول است»

عشق با تو می‌شود معنی... | یادداشتی از مرتضی شمس‌آبادی

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری
فیلم شعرخوانی در شب شعر ضدآمریکایی «هرچه فریاد» در حمایت از فلسطین

«شاهکارهای برج آزادی» ؛ سروده حمیدرضا شکارسری

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها