عاشقانه‌ای از سعدی

08 مرداد 1396 15:53 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
عاشقانه‌ای از سعدی

چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم

مرا هوشی نماند از عشق و گوشی
که پند هوشمندان کار بندم

مجال صبر تنگ آمد به یک بار
حدیث عشق بر صحرا فکندم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم

چنین صورت نبندد هیچ نقاش
معاذالله من این صورت نبندم

چه جان‌ها در غمت فرسود و تن‌ها
نه تنها من اسیر و مستمندم

تو هم بازآمدی ناچار و ناکام
اگر بازآمدی بخت بلندم

گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم

سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم

و گر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می‌پسندم

کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • عاشقانه‌ای از سعدی
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا
با حضور علیرضا سمیعی، ابراهیم اکبری دیزگاه، محمدرضا وحیدزاده، محمدقائم خانی و حسن صنوبری

«رضا داوری اردکانی و ادبیات» موضوع چهارمین میزگرد بوطیقا

عرض تسلیت به دکتر محمدرضا ترکی
در پی شهادت منصور عباسی هفشجانی

عرض تسلیت به دکتر محمدرضا ترکی

رمان «شاخ دماغی‌ها» ویژۀ نوجوانان به بازار کتاب آمد
نخستین کتاب «مدرسه رمان» شهرستان ادب و اثری از سیده‌عذرا موسوی

رمان «شاخ دماغی‌ها» ویژۀ نوجوانان به بازار کتاب آمد

نور حق را نیست ضدی در وجود | یادداشتی از فاطمه دلاوری
پرونده‌کتاب «همه‌چیز مثل اول است»

نور حق را نیست ضدی در وجود | یادداشتی از فاطمه دلاوری

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها