موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
از کتاب «در چهارراه بهار نارنج»

گمِ غبارِ غروبِ راهم | شعری از مصطفی علی‌پور

09 شهریور 1397 19:08 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای
گمِ غبارِ غروبِ راهم | شعری از مصطفی علی‌پور
شهرستان ادب: ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعری از کتاب «در چهارراه بهار نارنج» سروده‌ی جناب آقای «مصطفی علی‌پور» تازه می‌کنیم:

به باد خود را سپرده‌ای تا نشانی‌ات را کسی نداند 
کجاست آن‌که زبان گشاید تو را به نام دلت بخواند

گمِ غبارِ غروبِ راهم – وَ ماهیِ کوچک سیاهم 
به غیر چشم تو هیچ رودی مرا به دریا نمی‌رساند

بر آتشِ تفتِ تیغ صحرا، هزار سال است آبله‌پا 
کرشمه چشمه‌ای دلم را پیِ نگاهِ تو می‌دواند

صنوبر قامتت نماید مگر درستی و راستی را 
وگرنه گیسوی پیچ‌پیچت مرا به بیراهه می‌کشاند

تو و نماز و شب و سکوتم، شکفته‌ای باز در قنوتم 
دوباره یک زخم باستانی، به شانه ام ریشه می‌دواند
کانال بله شهرستان ادب
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • گمِ غبارِ غروبِ راهم | شعری از مصطفی علی‌پور
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

کیست او | شعری از سیدمحمدمهدی شفیعی
به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

کیست او | شعری از سیدمحمدمهدی شفیعی

آخرین آیینه‌ها | شعری از کتاب «تا همین غزل»
سروده‌ی غلامعلی مهدی‌خانی

آخرین آیینه‌ها | شعری از کتاب «تا همین غزل»

حمیدرضا شاه‌آبادی: «داستان می‌تواند تاریخ را روایت کند»
مصاحبه‌ی ویژه‌ی محمدقائم خانی و حسین سامانی با حمیدرضا شاه‌آبادی در پرونده‌پرتره‌ی «حمیدرضا شاه‌آبادی»

حمیدرضا شاه‌آبادی: «داستان می‌تواند تاریخ را روایت کند»

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها