ميخواستيم مقداري دربارۀ زبان فارسي صحبت بکنيم. البته با توجه به آن ديد و نگرشي که شما نسبت به زبان فارسي در کتاب «همزباني و بيزباني» داشتيد.
يک مطلب ديگر هم مشغلههاي شاعری و مشهور شدن است. يعني وقتي که مردم کسي را میشناسند، مراجعات مختلفي به او میشود و او هم بايد با همه برخورد خوب داشته باشد و بيتفاوت نباشد. خب، وقتي افراد مختلف از شاعر انتظار دارند و کارهای مختلفی را به او ارجاع میدهند، او هم نمیتواند به آنها توجه نکند تا باعث دلخوري افراد نشود. به همين دليل مراجعات مختلفي در عرصههاي متفاوتي به بنده میشود که من خودم را در قبال آنها مسئول میدانم و سعي میکنم اگر کاري از دستم برميآيد انجام دهم. چون بنده ذاتاً آدم مسئوليتپذيري هستم و از آن دسته آدمها نيستم که بگويم هيچ چيزي به من مربوط نيست. به همين دليل آن آرامشي که براي سرودن شعر لازم است را کمتر دارم. الآن هرگاه که يک هفته و ده روز وقتي به دستم آمده يک شعر نوشتهام. ولي آن يک هفته و ده روز فقط يکبار در سال اتفاق میافتد!
گفتگو از جواد شیخالاسلامی
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز