موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

حاج‌قاسم سلیمانی در فلسطین | معرفی کتاب «من پناهنده نیستم» اثر «رضوی عاشور»
یادداشتی از «پرستو علی‌عسگرنجاد» در پرونده‌کتاب «من پناهنده نیستم»

حاج‌قاسم سلیمانی در فلسطین | معرفی کتاب «من پناهنده نیستم» اثر «رضوی عاشور»

نظر دانش‌آموزان یک دبیرستان دربارۀ کتاب «من پناهنده نیستم»
ریویوی هشت دانش‌آموز پایۀ نهم دربارۀ رمان «رضوی عاشور»

نظر دانش‌آموزان یک دبیرستان دربارۀ کتاب «من پناهنده نیستم»

پرونده‌کتاب «من پناهنده نیستم» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
هجدهمین پرونده‌کتاب سایت شهرستان ادب به مناسبت روز جهانی غزه:

پرونده‌کتاب «من پناهنده نیستم» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

Al-Tantouria by Radwa Ashour published in Persian by Shahrestan Adab
by the iranian publisher «shahrestan-e-adab

Al-Tantouria by Radwa Ashour published in Persian by Shahrestan Adab

چرا باید «من پناهنده نیستم» را بخوانیم؟ | یادداشتی از مریم رحیمی‌پور
به مناسبت ۹ مهر سالروز همبستگی با کودکان فلسطینی

چرا باید «من پناهنده نیستم» را بخوانیم؟ | یادداشتی از مریم رحیمی‌پور

یادداشتی از «پرستو علی‌عسگرنجاد» در پرونده‌کتاب «من پناهنده نیستم»

حاج‌قاسم سلیمانی در فلسطین | معرفی کتاب «من پناهنده نیستم» اثر «رضوی عاشور»

حاج‌قاسم سلیمانی در فلسطین | معرفی کتاب «من پناهنده نیستم» اثر «رضوی عاشور»

شهرستان ادب:‌ در تازه‌ترین مطلب پرونده‌کتاب «من پناهنده نیستم» یادداشت پرستو علی‌عسگرنجاد بر این رمان را با هم می‌خوانیم: موشک. سپاه. قاسم سلیمانی. آمریکا. امنیت. این روزها سر هر بحث را که بگیریم و در مترو، صف اتوبوس یا نانوایی، رد هر گفتگو را که دنبال کنیم، احتمالاً به یکی از کلیدواژه‌های بالا می‌رسیم. این‌روزها خیلی‌ها از رویکردهای متفاوت، دربارۀ آن‌چه حاج‌قاسم سلیمانی در سوریه و عراق کرد و آن‌چه آمریکا با این‌سردار سرافزار کرد، حرف می‌زنند. در عمق همۀ این‌حرف‌ها، مفهومی مشترک و پررنگ حضور دارد: «امنیت». سال‌هاست که خبر انتفاضه‌ها و تظاهرات فلسطین را می‌شنویم. سال‌هاست از مقاومت لبنان حرف می‌زنیم. با این‌همه، سال‌هاست که به تعداد انگشتان یک‌دست هم، اثر ادبی از فلسطین و لبنان ندیده و نخوانده‌ایم. مستند بسیار بوده است و بسیار دیده‌ایم. خبر و تحلیل هم. اما داستان نه. رمان. اثری که در بستر هنر و روایت، عواطف و احساسات ما را با خاک سرزمینی اشغال‌شده و سال‌هادرستیز، درگیر کند. برای همین «من پناهنده نیستم» رمان بسیار مهمی است. «رضوی عاشور» اگرچه برای ما نویسندۀ چندان شناخته‌شده‌ای نیست، اما در مصر چهرۀ آشنا و بزرگی است. او بانوی نویسنده و تحصیل‌کرده‌ای است که به لطف همسر فلسطینی‌اش، این‌فرصت را داشته که از نزدیک با زیست و چالش‌های زیستی مردم فلسطین آشنا شود. من پناهنده نیستم، حاصل سال‌ها زیستن کنار مردی فلسطینی است؛ حاصل سال‌ها از فلسطین شنیدن و خواندن و گفتن. شخصیت اول رمان رضوی عاشور، «رقیه» است؛ زنی که در بحبوحۀ روزهای آغازین اشغال سرزمینش، طعم آوارگی را می‌چشد و از خاک خود رانده می‌شود. در طول رمان، ما سال‌ها با رقیه می‌مانیم، روایت کودکی تا بزرگسالی او را می‌خوانیم و به هر خاک آشنا و ناآشنایی که پا می‌گذارد، با او همراه می‌شویم. سفرهای رقیه، سفرهای اجباری و به‌ناچار رقیه، نه فقط بیرونی و از سرزمینی به سرزمینی دیگر، که درونی و از حسی به حس دیگر نیز هستند و همین، جذابیت روایت رضوی عاشور را دوچندان می‌کند. این‌رمان با توصیفات درخشانی از «طنطوریه»، روستای زادگاه رقیه آغاز می‌شود؛ روستایی که نام خود را بر پیشانی نسخۀ عربی کتاب هم گذاشته و در ایران، خوش‌ذوقانه به عنوان فعلی تغییر یافته است. قلم رضوی عاشور، مثل آبی که در صفحات آغازین کتاب وصفش می‌رود، نرم و سیال است. کلمه‌ها صیقل‌یافته‌اند و خوب بلدند عاطفۀ خواننده را با خود درگیر کنند. وقتی در رمان پیش می‌رویم و به روایت آوارگی می‌رسیم، زاویۀ دید می‌چرخد و با سه‌روایت، با سه‌نگاه، زجر آوارگی و بی‌پناهی را می‌خوانیم. همراه رقیه از فلسطین تا لبنان می‌رویم و حتی سری هم به مصر می‌زنیم. این تنوع جغرافیای رمان در کتابی که اصلاً دغدغه‌اش جغرافیای زیستی یک‌ملت است، بسیار جذاب است. اگرچه رضوی عاشور خط حقیقت را حفظ کرده و وقایعی که در کتابش می‌خوانیم، همه روزی روزگاری در واقعیت رخ داده‌اند، اما به ورطۀ مستندنگاری گزارش‌گونه نیفتاده است. گمانم مهم‌ترین‌نقطۀ قوت من پناهنده نیستم نیز همین است؛ این‌قالب ادبی پرطرفدار. نه مستند و نه گزارش؛ بلکه رمان با همۀ دشواری‌های صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی و توصیفات نه خسته‌کننده و نه بیش‌ازحدموجز. ما از کشتار صبرا و شتیلا می‌خوانیم و پابه‌پای رقیه زجر می‌کشیم؛ چرا که مختصات رمان و مهم‌ترین‌مشخصۀ آن که «شخصیت‌پردازی» است به ما این‌امکان را می‌دهد که به اتفاقات «نزدیک» شویم و به اندازۀ پانصدصفحه وحشت و ناامنی و درد را تجربه کنیم. از ترجمۀ خوب و چشمگیر «اسماء خواجه‌زاده» هم نباید غافل شویم که به جدّ کوشیده هم لحن نویسنده را حفظ کند و هم فارسی مخملی و خوش‌خوانی را ب...

ادامه مطلب