
یادداشتی از محمدقائم خانی:
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژهها
نوشته: محمدقائم خانی
دهه نود که رو به سرازیری گذاشت، چراغهای بازار کتاب هم کمسو شد. مثل روز برای اهالی کلمه معلوم بود که این قطار دارد به آخر خط میرسد. هرچند ظاهربینان خوشحال بودند که «روشهای نوین» فروش و حمایتها، دارد جای شکل سنتی خواندن کتاب را میگیرد، پس نباید بیخود نگران بود و نفوس بد زد، اهل واژه میدانستند که در غروب معنا به سر میبریم و آخرین لحظات فروغ کلمه در زندگی جمعی را تجربه میکنیم. همانچیزی که ظاهرگرایان را خوشحال میکرد، مایه بیم اهل معنا بود. فروش انبوه کتاب به کمک رسانهها، نشانه کالایی شدن کتاب بود؛ یعنی همان غروب نور کلمه. فروکاستن نور دانایی، روی دیگر رونق بازار بیمایگان و خوشحالی شبپرستان است.
معلوم بود که نمیتوان با کمکهای مالی و رسانهای، جلوی تعطیلی بازار کتاب را گرفت. ممکن است در ظاهر مسائلی با جایگزینی موقت صورتی جای صورت پیشین حل بشود، اما بالاخره حقیقت زندگیِ بیکلمه خودش را عیان خواهد کرد. بالاخره بحرانهایی پیش خواهد آمد که فریب و روی و ریا را کنار خواهد زد و تاریکی زندگی جدید را نمایان خواهد ساخت. اولین ضربه جدی را کرونا زد. چه ضربه محکمی هم بود! حین بحران معلوم میشود که مصرف مداوم مسکنها مسالهای را حل نمیکند چون بیماری سر جایش هست. وقتی پول به مخاطره بیفتد، معلوم می...
ادامه مطلب