موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
پرونده انقلاب اسلامی ایران
صفحه 1 از 16ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   
درنگی در شعر «شانلی امام» سرودۀ سهند
شهرستان ادب: پروندۀ «چهل‌سال انقلاب» را با مطلب تازه‌ای از مهدی نعلبندی به‌روز می‌کنیم. نعلبندی در این یادداشت به یکی از اشعار بولود قاراچورلو، متخلص به سهند، که برای امام خمینی سروده شده است، پرداخته. این یادداشت و شعر را با هم می‌خوانیم: شعر «شانلی امام بولود قاراچورلو» بی‌هیچ تعارفی بهترین شعری است که برای امام‌خمینی سروده شده است. این‌که می‌گویم بهترین، نه از سر تعصب به امام است نه تعصب به شاعر شعر، بلکه با نگاه به مضمون شعر، تاریخ سرایش و قدرت آن می‌گویم بهترین است. بولود قاراچورلو متخلص به سهند، در سال 1305 متولد و در سال 1358 در سن 53 سالگی درگذشت. این شعر بولود، مولود انقلاب است و در روز 18 بهمن 1357 و شش‌روز پس از ورود امام به ایران در مراغه سروده شده است. آن‌چه مهم است این‌که بولود قاراچورلو، امام را همانند مسیح عصر و بدر تمامی که در شب سیاه ظلم طلوع کرده، می‌بیند. تعابیر بولود دربارۀ امام، نشان از رؤیت حقیقتی نورانی دارد؛ شرف علم و عمل، اشجع آیات عظام، آیت‌الله به‌حق، پشت و پناه اسلام، که این‌ها همه مقدمۀ تعارف این‌شاعر ستیهنده برای حضرت امام است و در بندهای بعدی این‌منظومه است که شاعر نقبی به گذشته‌های دور می‌زند و امام را از تبار پیغمبرانی چون حضرت عیسی و حضرت موسی علیهما‌السلام می‌انگارد و او را بازوی حق، دست حق و منادی حق می‌شمارد. زیباترین بخش‌های این‌شعر، همان بیت ترجیع آن است که او امام بلندمرتبه را رهبر ستمدیدگان و زادۀ خلف علی علیه‌السلام می‌داند و بر او سلام می‌فرستد. ای قارانلیق گئجه ده پارلاق اولان بدر تمام شرف علم و عمل اشجع آیات عظام آیت‌الله به‌حق پشت و پناه اسلام ای یازیق کوتله لرین رهبری ای شانلی امام ای علی نین خلف اوغلو سنه مین لرله سلام شاعر، نام روح‌اللهی حضرت امام را هبه‌ای الهی می‌داند که واسطۀ بروز و ظهور آن، پدر شهید امام بوده است، و از این روست که روح‌الله قرن بیستم، نور روشن باور را بر قلب‌های تاریک می‌افکند. گو این‌که این نفس عیسوی حضرت روح‌الله است که دل‌های تاریک را به نور باور و یقین روشن می‌کند؛ همان‌سان‌که شب تاریک را به بدر تمام، تمثال او روشن کرد و او به تعبیر سهند، بدری طالع است در شب تاریک و دور و دراز ظلم. هرچه باشد دوران طفولیت و نوجوانی بولود با استبداد کبیر رضاخانی و سپس استبداد پهلوی سپری شده است. شاید او خسته از همۀ راه‌های رفته، نوری می‌بیند که در سیمای انقلابیون پیشین ندیده است. شاهدم این‌که «نفس حقدن دی حقیقتده ده روح الله سان». کاش سهند بود و از او می‌پرسیدیم. سنه روح الله آدین وئردی شهید اولموش آتان نفس حقدن دی حقیقتده ده روح الله سان ای قارا قلب لره آیدین اینام نورو ساچان سنه شایاندی بو شوکت بو مقام ای یازیق کوتله لرین رهبری ای شانلی امام ای علی نین خلف اوغلو سنه مین لرجه سلام نقب سهند به تاریخ، شنیدنی است؛ فریادی به درازای عمری مبارزه. اینک او امام را مردی خدایی می‌بیند که فریاد قرن‌ها را با خود آورده و سیلی به راه انداخته که پهلوی را برچیده است. او خطاب به امام می‌گوید، تو سخن حقّ خلق هستی که قرن‌هاست در گلو مانده است: سن ائلین قرنلر آغزیندا قالان حق سؤزوسن. از طرفی امام را چشم حق‌ِّ حق‌بینی می‌داند که در میان تاریکی‌ها حق را می‌بیند و می‌نماید. اگر پهلوی مغلوب او شد، دلیلش تنها یک‌چیز و آن حق بود. شنیدن این‌سخن از زبان شاعری که عمری با تم...
ادامه مطلب