موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
پرونده پرتره فردوسی
هجونامه فردوسی برای محمود غزنوی
ایا شاه محمود کشور گشای
هجونامه فردوسی برای محمود غزنوی
شبی چون شبه روی شسته به قیر
وصف شب در داستان بیژن و منیژه فردوسی
شبی چون شبه روی شسته به قیر
اگر تندبادی براید ز کنج
مقدمه داستان سهراب فردوسی
اگر تندبادی براید ز کنج
انتخاب سرنوشت | یادداشتی از امیر مرادی
روایتی از داستان ضحّاک در شاهنامه
انتخاب سرنوشت | یادداشتی از امیر مرادی
«نبرد با سهراب درون»
به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی
«نبرد با سهراب درون»
تجاوز به حریم جزیرۀ فارسی
مقاله‎ای از حسن صنوبری
تجاوز به حریم جزیرۀ فارسی
فردوسی؛ معمار باستانی آن کاخ سربلند
به مناسبت زادروز فردوسی
فردوسی؛ معمار باستانی آن کاخ سربلند
روز پژوهش
۲۵ آذر
روز پژوهش
مرا برای نوشتن برانگیخته‌اند
میر‌جلال‌الدین کزازی:
مرا برای نوشتن برانگیخته‌اند
پرونده پرتره «فردوسی» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
شهرستان ادب: هم‌زمان با بیست و پنجم اردی‌بهشت‌ماه روز گرامی‌داشتِ حکیم ابوالقاسم فردوسی، تازه‌ترین پرونده پرتره سایت شهرستان ادب به این شاعر بزرگ و بی‌مانند ایرانی اختصاص پیدا می‌کند. در این پرونده، یادداشت‌ها، شعرها و مطالب اختصاصی تحریریه شهرستان ادب را درباره فردوسی و اثر گران‌سنگش «شاهنامه» می‌خوانید. این مطالب به مرور در سایت شهرستان ادب منتشر خواهد شد. * بایسته‌است همینجا از فردوسی بزرگ بابتِ به کاربردن واژه فرنگیِ «پرتره» در کنار نام ایشان عذر بخواهیم! واژه‌ای که معادل دقیق و روشنی که گویای معانی ضمنی کلمه باشد در زبان فارسی ندارد. صفحه اختصاصی پرونده پرتره فردوسی در زندگینامه فردوسی نوشته‌اند: «حکیم ابوالقاسم فردوسی» در سال ۳۲۹ هجری درروستای طابران«طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود. فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدریج، آن اموال را از دست داد و به تهی‌دستی گرفتار شد. وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او  بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. او در این باره می گوید: بسی رنج بردم بدین سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی  پی افکندم از نظم کاخی بلند / که از باد و باران نیابد گزند  بناهای آباد گردد خراب / ز باران و از تابش آفتاب   فردوسی در سال ۳۷۰ یا ۳۷۱، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.  اَلا ای برآورده چرخ بلند /  چه داری به پیری مرا مستمند  چو بودم جوان برترم داشتی / به پیری مرا خوار بگذاشتی  به جای عنانم عصا داد سال / پراکنده شد مال و برگشت حال   او توانست با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند، اما به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت.  بر خلاف آنچه که مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دلیل علاقه شخصی و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار، بتدریج ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاه بزرگی درآورد و با این تصور که سلطان محمود، قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود که بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی، به اشعار ستایش آمیز شاعران علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود، تشویق نکرد. علت اینکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست. برخی گفته اند که به سبب بدگویی حسودان، فردوسی نزد سلطان محمود به بی دینی متهم شد. در حقیقت، ایمان فردوسی به شیعه- که سلطان محمود آن را قبول نداشت- هم به این موضوع اضافه شد و از این رو، سلطان به او بی اعتنایی کرد.... پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند. تنها سروده‌ای که روشن شده از اوست، خود شاهنام...
ادامه مطلب