موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

جشن باغ صدری

انقلاب از دریچۀ نگاه زنان
پرونده‌کتاب «جشن باغ صدری»

انقلاب از دریچۀ نگاه زنان

رقص‌های بی‌جشن! |  یادداشتی از علی ششتمدی
پرونده‌کتاب «جشن باغ صدری»

رقص‌های بی‌جشن! | یادداشتی از علی ششتمدی

مشروح سخنان وجیهه علی‎اکبری و آرزو خمسه در نشست نقد و بررسی «جشن باغ صدری» عذرا موسوی
«روایت تاریخ واقعۀ گوهرشاد، به دور از کلیشه‎های مرسوم سریال‎ها»

مشروح سخنان وجیهه علی‎اکبری و آرزو خمسه در نشست نقد و بررسی «جشن باغ صدری» عذرا موسوی

نشست نقد و بررسی «جشن باغ صدری» برگزار شد
با حضور وجیهه علی‎اکبری، آرزو خمسه و سیده عذرا موسوی

نشست نقد و بررسی «جشن باغ صدری» برگزار شد

کمی مرد باش لطفاً! | یادداشتی از یوسف یوسفی
پرونده‌کتاب «جشن باغ صدری»

کمی مرد باش لطفاً! | یادداشتی از یوسف یوسفی

برگزیدن زندگی انسانی نقطۀ مشترک داستان‌های «جشن باغ صدری» |  گفت‌وگویی با سیده‌عذرا موسوی

شهرستان ادب: مصاحبۀ  اختصاصی شهرستان ادب با نویسندۀ کتاب، بخش پرطرفدار پرونده‌کتاب‌های شهرستان ادب است. پرونده‌کتاب «جشن باغ صدری» را با مصاحبۀ محمدقائم خانی با سیده‌عذرا موسوی ادامه می‌دهیم: محمدقائم خانی: برای سؤال ابتدایی خوب است از شکل‌گیری جشن باغ صدری بگویید. این که برنامه‌ای برای نوشتن آن داستان‌ها و انتشارشان داشتید، یا مثل اکثر مجموعه‌داستان‌ها، داستان‌های کوتاهی که تا آن‌موقع نوشته بودید را جمع کردید و به ناشر دادید؟ این سؤال از آن جهت مهم است که امروزه کمتر کسی مجموعه‌داستان در یک حال و هوا می‌نویسد و بیشتر سعی می‌کند برای فضاهای نزدیک به هم، به سراغ رمان برود. سیده‌عذرا موسوی: پاسخم به این پرسش هم مثبت است و هم منفی؛ از آن جهت که در هنگام نگارش هیچ‌یک از داستان‌ها به انتشار آن‌ها در قالب یک مجموعه فکر نمی‌کردم. درواقع نگاهم به هر سوژه و داستان منفرد بود. ولی زمانی بود که من در این حال‌وهوا قرار گرفته بودم. ذهنم به‌شدت درگیر این موضوعات بود و هرچه بیش‌تر مطالعه می‌کردم، به سوژه‌های جدید و ناب‌تری برمی‌خوردم که انگیزۀ مرا برای نگارش بیش‌تر می‌کرد. بعد از مدتی دیدم چند داستان دارم که از نظر موضوعی به هم مربوطند؛ بنابراین تصمیم گرفتم آن‌ها را در یک مجموعه گرد آورم. ضمن این‌که در برهه‌ای قصد داشتم توانایی خود را برای نگارش داستان تاریخی محک بزنم. «جشن باغ صدری» مجموعۀ هفت داستان کوتاه است که در عین وحدت موضوع، هر یک در فضایی متفاوتی از دیگری رقم می‌خورد؛ برای همین تصور نمی‌کنم که بتوان در قالب یک رمان به تمام این سوژه‌ها پرداخت. محمدقائم خانی: دهۀ پنجاه به اندازۀ کافی در کشور ما مورد توجه قرار نمی‌گیرد، درحالی‌که ریشۀ اتفاق مهمی چون انقلاب، عمدتاً در آن دهه است. بخش مهمی از داستان‌های شما در این کتاب به دهۀ پنجاه برمی‌گردد. در آن دهه، چالش‌ها و تناقضاتی که در جامعه روزبه‌روز خود را می‌نمایانند، گویای خیلی چیزها هستند که به انقلاب منتج می‌شوند و اتفاقاً خیلی دیده نمی‌شوند. سیده‌عذرا موسوی: نقطۀ مشترک داستان‌های این مجموعه قیام علیه استبداد، ولی با آرمان و عقیده‌ای واحد است. بااین‌حال هر شخصیت با توجه به زمان، مکان و موقعیتی که در آن قرار گرفته، راه متفاوتی را برای مبارزه در پیش گرفته است. گاهی مانند زن عامی داستان «مردی روی بالکن شیرینی‌پزی» همین از دستش برمی‌آید که توی گوش یک توده‌ای فریبکار سیلی بزند و گاهی مانند زن داستان «گلدان شکسته» اسلحه دست می‌گیرد، زندان می‌بیند و شکنجه می‌شود. شاید اگر همۀ این شخصیت‌ها در یک نقطه از تاریخ به هم می‌رسیدند، یک راه را در پیش می‌گرفتند، ولی قرار گرفتنشان در موقعیت‌های مختلف آن‌ها را وادار به واکنش‌های متفاوت کرده است. هم‌چنین نگرشم این بود که آن‌چه در سال 57 رقم خورد، تنها نتیجۀ حوادث دهۀ پنجاه نبود. مگر می‌شود انقلابی به بزرگی انقلاب اسلامی پشتوانه‌ای نداشته باشد؟ مگر می‌شود ملی شدن صنعت نفت، 15 خرداد 42 و مبارزات شهید نواب صفوی را از دایرۀ انقلاب بیرون کرد؟ بنابراین کوشیدم به جنبه‌های مختلف این انقلاب نگاهی بیندازم. محمدقائم خانی: جشن باغ صدری موقعیت‌های بسیار متنوعی دارد. از شهرهای مختلفی در آن داستان هست و قصۀ شخصیت‌های متنوعی گفته می‌شود؛ ولی درنهایت احساس پراکندگی به مخاطب دست نمی‌دهد و ذهن...

ادامه مطلب