موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
رمان معناگرا
پرونده «رمان معناگرا»

اثر و مؤثر | یادداشتی از سیدحسین موسوی‌نیا

شهرستان ادب: نخستین صفحه از پروندۀ جدید شهرستان ادب با عنوان «رمان معناگرا» اختصاص یافته است به یادداشتی از سیدحسین موسوی‌نیا با عنوان «اثر و مؤثر». از این نویسنده به تازگی کتاب «خط مرزی» توسط انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده است. این یادداشت را با یکدیگر می‌خوانیم: خروجی و محصول در هر فرایندی، خواه آن فرایند عینی باشد یا ذهنی، نسبتی مستقیم و واقعی با جنس ورودی آن فرایند دارد. اساساً هر مخلوقی نسبتی قابل درک با خالق خویش دارد؛ از مصنوعات و دست‎سازه‎های انسانی گرفته تا خود انسان که خَلقی دارد از جنس «وَ نَفختُ فیه مِن روحی» و نیز این مسأله در حوزۀ مورد نظر که هنر و ادبیات و نسبت هنرمند با اثر مخلوق خود باشد نیز مصداق دارد. به همان میزان که اثری مانند رمان را «کالبدشکافی جامعه» می‎دانند و آن را معیاری برای تحلیل‎های جامعه‎شناسانه و مردم‎شناسانه در نظر می‎گیرند، نشانه‎ها و شواهد یک اثر خلّاقه مانند رمان نیز ما را رهنمون می‎شود به جنس دریافت‎ها و منبع‎انباشته‎های ذهنی هنرمند؛ چرا که محصول صادره از ذهن و فرایند تحلیلی او، زمینه‎های زیستی، فکری و مسیرهای دریافتی و جنس دریافت‎های او را آشکار می‎کند. دستگاهی که ورودی‎اش مادّه‎ای از جنس چوب باشد، امکان تولید محصولی از جنس شیشه را نخواهد داشت و بی‎شک محصول این دستگاه نسبتی در جنس و ماهیت با ورودی خود خواهد داشت؛ یا زمانی که صحبت از موج و صدف و ماهی می‎شود آنچه توقّع می‎رود جغرافیای دریاست و منطقه‎ای در آن حوالی، نه جایی در حاشیه کویر یا کوهستان. همان‎طور که از کلمۀ «اثر»، به معنی ردّ پا و نشان و معلول، نیز بر می‎آید آنچه هنرمند خلق می‎کند چیزی خارج از او نیست و در او و در ادامه و دنبالۀ اوست؛ لذا هر اثری، متأثّر از مؤثّر خود است، و آنچه بیش از زمانه در شکل‎دهی به اثر، مؤثّر واقع می‎شود «زمینه» است. در هنر، خلق کردن بیش از آنچه فعالیتی عینی و جسمانی باشد، امری ذهنی و نامحسوس است. از ایدۀ خلق تا عینیت یافتن هر مخلوقی، دنیای ذهن است که درگیر و مشغول آن می‎شود؛ برای همین در جایگاه مشاهده، درک و تحلیل آن نیز بیش از آنچه که عینیت و ظاهر و وجود یافته، معنا و باطن و جایگاهش حائز اهمّیت خواهد بود؛ از همین روست که در نویسندگی، نوشتن و مرحلۀ نگارش، آخرین گام از فرایند خلق یک رمان یا داستان است. در هنر نیز از آنجا که مبداء و مقصد، ذهن و روان انسان است، حجم عمدۀ فرایند خلق در ذهن به انجام می‎رسد و آنچه تبدیل به کلمه می‎شود صورت نظم‎یافته‎ای است از ایده، جهان‎بینی و نگرش برای عرضه. در پرداختن به موضوع این پرونده که «نسبت رمان و معنویت» است، می‎طلبد که ابتدا بستر و زمینۀ موضوع را فراهم نمود و مقدّماتی را عنوان کرد که شاید بیش از خود ادبیّات و رمان، به نویسنده و به طور کلّی هنرمند اثر توجّه و نظر داشته باشد؛ چرا که آنچه در همۀ این سال‎ها در تحلیل و کیفیّت‎سنجی آثار هنری مورد توجّه نبوده، کیفیتِ اندیشه و درونیات خود هنرمند بوده‎است. گاهی از سر تواضع، گاهی با نگاهِ عدم ورود به حوزه‎های شخصی و شخصیتی هنرمند و گاهی از هراس بی عمل بودن خود نسبت به آن تذکرات، از بررسی جهان و جهان‎بینی ذهنی خالق اثر، حتّی در مراحل آموزش هنرجویان فاصله گرفته‎ایم. عدّه ای معتقدند که هنرمند در اثرش حرف خود را بیان نموده‎است و دیگر لزومی ندارد شخص هنرمند را واکاوی کنیم. در این بیان هم غرض این نیست که اثر هنری را کنار بگذاریم و به هنرمند بپردازیم و هرگز چنین توصیه‎ای به منت...

ادامه مطلب