موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
شعر برای امام رضا
هشتمین چراغ | شعری از غلامعلی مهدی‌خانی
به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت امام رضا علیه السلام

هشتمین چراغ | شعری از غلامعلی مهدی‌خانی

روز هشتم هفته | یادداشتی از علی داودی
مقدمه ای بر شعر رضوی با نگاهی به یک کتاب شعر سپید؛ "هفته اگر هشت روز بود" سروده مجید سعدآبادی

روز هشتم هفته | یادداشتی از علی داودی

۴۰شعر از بهترین شعرها برای امام رضا (ع)
سلام شاعران به ماه خراسان در پرونده شعر رضوی

۴۰شعر از بهترین شعرها برای امام رضا (ع)

پرونده‌ای ویژه بهترین شعرها برای امام رضا در سایت شهرستان ادب گشوده شد
پرونده تخصصی شعر رضوی، همزمان با سالروز شهادت امام رضا

پرونده‌ای ویژه بهترین شعرها برای امام رضا در سایت شهرستان ادب گشوده شد

خورشيد بی‌غروب خراسان‌مان سلام | شعری از محمدرضا وحیدزاده
از کتاب تازه منتشر شده‌ی «پیشواز» به مناسبت روز زیارتی مخصوص امام رضا علیه‌السلام

خورشيد بی‌غروب خراسان‌مان سلام | شعری از محمدرضا وحیدزاده

کبوتر گنبد | شعری از مریم کرباسی
به مناسبت سالروز میلاد امام رضا علیه السلام

کبوتر گنبد | شعری از مریم کرباسی

«اجازه سفر» آهنگ تازه شهرستان ادب برای میلاد امام رضا
با آواز مجید حسین‌خانی و شعر سید علی لواسانی

«اجازه سفر» آهنگ تازه شهرستان ادب برای میلاد امام رضا

شب شعر بزرگ «مقام رضا» برگزار می‌شود
به مناسبت میلاد امام رضا (ع)

شب شعر بزرگ «مقام رضا» برگزار می‌شود

سه شعر برای شهادت امام رضا علیه السلام
جواد حیدری / سید محمد بابامیری / استاد محمدجوادغفورزاده(شفق)

سه شعر برای شهادت امام رضا علیه السلام

هشت شعر از هشت دختر آفتاب‎گردان تقدیم به امام رضا (علیه السلام)
همزمان با آغاز اردوی جدید بانوان آفتابگردان‎ها

هشت شعر از هشت دختر آفتاب‎گردان تقدیم به امام رضا (علیه السلام)

سه شعر بلند اخوان ثالث برای امام رضا (علیه السلام)
سه زیارت، همسفر با بزرگ‎مرد شعر ایران

سه شعر بلند اخوان ثالث برای امام رضا (علیه السلام)

قصیدۀ فریدون توللی برای امام رضا (علیه السلام)
«بزرگوار امامی که فیض رحمت عامش...»

قصیدۀ فریدون توللی برای امام رضا (علیه السلام)

از کبوترهای روی گنبدت آموختیم
غزلی از حسین طاهری

از کبوترهای روی گنبدت آموختیم

ای مهربان‎تر از پدر و مادر
غزلی از جواد شیخ‎الاسلامی

ای مهربان‎تر از پدر و مادر

کشتۀ دستان و زبان‎ها
قصیده‎ای از محمدسعید میرزایی

کشتۀ دستان و زبان‎ها

غافل از این که باختم عمری
غزلی از محسن کاویانی

غافل از این که باختم عمری

خانه‎ام را بساز از اول
غزلی از الهام عظیمی

خانه‎ام را بساز از اول

اگر هر بار عهدم را شکستم
غزلی از سعید تاج‎محمدی

اگر هر بار عهدم را شکستم

شعری که دعبل خزاعی برای امام رضا خواند
همزمان با شب شهادت امام رضا

شعری که دعبل خزاعی برای امام رضا خواند

من طبیبی سراغ دارم که
دو غزل از جواد اسلامی

من طبیبی سراغ دارم که

قصیده انتقادی و طنزآمیز کفاش خراسانی
در شوخی و شکایت از فراشان آستان امام رضا

قصیده انتقادی و طنزآمیز کفاش خراسانی

جواد حیدری / سید محمد بابامیری / استاد محمدجوادغفورزاده(شفق)

سه شعر برای شهادت امام رضا علیه السلام

سه شعر برای شهادت امام رضا علیه السلام

شهرستان ادب : در سالروزشهادت امام مهربانی ها حضرت علی ابن موسی الرضا سه شعر از سه تن از شاعران خوب کشور را تقدیم می کنیم . یا آنکه بخوانید به بالین پسرم را یا بر سر زانو بگذارید سرم را شب تا به سحرچشم به راهم که نسیمی از من ببرد سوی مدینه خبرم را کی باور من بود که از آن حرم پاک یک روز جدا گردم و بندم نظرم را مجبور به تودیع حرم بودم و ناچار در سایه اندوه نشاندم پسرم را هنگام خدا حافظی از شهر،عزیزان شستند به خوناب جگر رهگذرم را گفتم همه در بدرقه ام اشک ببارند شاید که نبینند از آن پس اثرم را دامانم از این منظره پر اشک شد اما گفتم که نبیند پسرم چشم ترم را باکس نتوان گفت ولیعهدی مأمون خون کرده دلم را و شکسته کمرم را من سر به ولیعهدی دونان نسپارم بگذارم اگر بر سر این کار سرم را تهمت زچه بندید به انگور، که خون کرد هم صحبتی دشمن دیرین جگرم را آفاق همه زیر پر رأفت من بود افسوس بدین جرم شکستند پرم را آن قوم که در سایه ام آرام گرفتند دادند به تاراج خزان برگ وبرم را بشتاب بدیدار من ای گل که به بویت تسکین دهم آلام دل در به درم را روزم سپری شد به غم،اما گذراندم با یاد تو ای خوب،شبم را سحرم را استاد محمدجوادغفورزاده(شفق)               در خاک می پیچد تنش را مرد غربت        دارد در این حالت تماشا مرد غربت               باید تماشا کرد و خون از چشم بارید       دریا به دریا همنوا با مرد غربت               هرم نفس هایش پر از تاثیر زهر ، است       در آتش افتاده ست گویا مرد غربت               او آب را پس میزند ای وای، ای وای       در فکر عاشوراست آیا مرد غربت ؟               یک شهر عاشق داردو سرگشته اما       تنها تر از تنهاست اینجا مرد غربت               دردانه ای بوی مدینه با خود آورد       خوبست دیگر نیست تنها مرد غربت               یک کهکشان راه است تا فهمیدن او       هفت آسمان شد فاصله تا مرد غربت               سید محمد بابامیری       با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین       آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین               وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت       ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین               این چه زهری است که داری به خودت می پیچی       گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین               از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد       از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین               دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی       ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین               داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه       دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین               زهر اول اثرش بر جگر مسموم است       پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین               پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید       طاقت...

ادامه مطلب