موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
تو قدر خرمی نوبهار عمر بدان
بهاریه‌ای حکیمانه از پروین اعتصامی در سالروز در گذشت او
تو قدر خرمی نوبهار عمر بدان
باران گرفت نم‌نم و نو شد نوای تو
بهاریه ای از سیدوحید سمنانی
باران گرفت نم‌نم و نو شد نوای تو
امسال تا سرآمد...
بهاریه ای از محمدحسین نجفی
امسال تا سرآمد...
بهار دل دوستدار علی
قصیده بهاری حکیم ناصرخسرو در ستایش امام علی (علیه السلام)
بهار دل دوستدار علی
بهاریۀ نیمایوشیج همراه با ستایش امام علی (ع)
باز آمد نوروز مهِ دلبر و ساغر / زان گشت همه باغ، پر از ساغر و دلبر
بهاریۀ نیمایوشیج همراه با ستایش امام علی (ع)
چه دیر آمدی بهار!
دو شعر بهاری از علیرضا قزوه
چه دیر آمدی بهار!
بهار می‌رسد از دورها بیا و ببین
بهاریه ای از محمدمهدی سیار
بهار می‌رسد از دورها بیا و ببین
ذوق دوباره رُستن
بهاریه‌ای نیمایی از سیّدعلی موسوی گرمارودی
ذوق دوباره رُستن
صفحه 1 از 6ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  بعدی   انتها   
گزارش مشروح شب شعر بفرمایید فروردین ۱۳۹۶
شهرستان ادب: آخرین جلسه‌ی انجمن شعر شهرستان ادب در سال 1396 با عنوان «بفرمایید فروردین» در روز چهارشنبه بیست‌وسوم اسفندماه در محل شهرستان ادب برگزار شد. در ابتدای این جلسه، مرتضی امیری اسفندقه -مجری برنامه- پس از سلام و خوش‌آمدگویی به میهمانان اشاره کرد: «اسفند شما به خیر و خوشی؛ در بسیاری از مناطق ایران و از جمله خراسان به اسفند ماه‌بهار گفته می‌شود. یعنی ماهی که با خودش بهار را می‌آورد. این ماه‌بهار را به شما تبریک می‌گویم. در یک شب شعر دل‌خواسته و با حضور شاعران پیشکسوت و جوان، به همّت شهرستان ادب با شما همراه و هم‌دل هستیم. مراسم را با غزلی از دکتر قیصر امین‌پور آغاز می‌کنم. قیصر نه فقط بهار شعر معاصر بوده، بلکه فصب پنجم است؛ فصل نگفتنی، ناب و ندیده‌ی ادبیات معاصر ما بود و به تعبیر بهترین استادان معاصر یک سر و گردن از هم‌گنان خودش سر تر بود»: بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما... پس از این مقدّمه‌ی کوتاه، استاد اسفندقه از آقای محمّدرضا طهماسبی دعوت کرد تا شعری بهاری را برای حاضران در جلسه بخواند. وی دو غزل، یک رباعی و یک نیمایی را با این مطلع‌ها خواند: تو اردیبهشتی من امّا چو اسفند من از گریه سرشار تو لبریز لبخند... *** بهار می‌رسد از راه و من گرفته از آن‌ام که از تو هیچ نشانی نداده‌اند نشانم *** جان سیب فروخفته به زنبیل شما دل فندق بشکسته‌ی آجیل شما   عید است که در می‌زند و می‌گوید: این بسته‌ی سال نوست، تحویل شما *** شب، شب سربیِ وهم‌آلود شب، شبِ هذیان و ظلمت بود... پس از محمّدرضا طهماسبی، اسفندقه از خانم زهرا علی‌شاهی دعوت کرد تا اشعار خود را برای حاضران بخواند. وی پس از تریک سال نو، غزلی با این مطلع برای حاضران خواند: ابر بغضم، به سر شهر ببارم یا نه؟! مانده‌ام سر به بیابان بگذارم یا نه؟! سپس از سیّدجواد میرصفی دعوت شد تا اشعار خود را برای حاضران بخواند. وی غزلی آیینی تقدیم به امیرالمؤمنین -علی علیه‌السّلام- برای حاضران قرائت نمود: در دست من بود اختیار از ابتدا ای کاش تقدیر من تمکین نمی‌کرد از قضا ای کاش... پس از میرصفی، مجری برنامه از خانم محبّی دعوت نمود تا برای قرائت شعر حاضر شود. ایشان غزلی با این مطلع خواند که بسیار مورد استقبال حاضران در جلسه قرار گرفت: دست دعاست برگ تمام چنارها تا گل کند به روی درختان بهارها... پس از ایشان، از حسین صیامی دعوت شد تا برای حاضران شعری بخواند. وی غزلی با این مطلع خواند: مگر ابر از دل درمانده‌ها فرمان نمی‌گیرد تعجّب می‌کنم با گریه‌ام باران نمی‌گیرد... پس از این، اسفندقه از علی داوودی دعوت کرد تا برای خواندن اشعار خود حضور یابد. وی این اشعار را قرائت نمود: همیشه در سر این پیچ، میان دود و دم در شلوغ و بوق به روی یک پا ایستاده، سخت‌گیر و عبوس برای هیچ‌ و دگر هیچ برای این‌که چگونه، کجا و کی دگران خودت چه می‌شوی آخر، چراغ دل‌نگران؟ *** بعد عمری ایستادن در هواداری ریشه‌ها خطبه خواندن باد کم‌کم ریخت از شاخه‌ها   شاخه‌ها هم برگ‌های تو نقش زمین است حاصل دست‌رنجم همین است... اسفندقه پس از تشویق شعرخوانی علی داوودی، به آقایان اکرامی‌فر و سهرابی‌نژاد خوش‌آمد گفت. سپس از آقای شمس دعوت کرد تا برای شعرخوانی حضور یابد. وی غزلی با این مطلع خواند: ماه در کوچه‌ی دیرزمانی است که نیست از تو گفتند در این شهر نشانی است که نیست... پس از این، اسفندقه از آقای شهریار –شاعر خوب پاکستانی- دعوت کرد تا برای شعرخوانی حاضر شود. ایشان پس از تبریک عید، غزلی با این مطل...
ادامه مطلب