موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

شاه کشی

گشایش پرونده کتاب «شاه‌کشُی» در سایت شهرستان ادب
دهمین پرونده‌کتاب سایت شهرستان ادب

گشایش پرونده کتاب «شاه‌کشُی» در سایت شهرستان ادب

«دغدغۀ دین هرگز رهایم نمی‌کند!» | گفتگو با ابراهیم اکبری‌دیزگاه پیرامون رمان شاه‌کُشی

شهرستان ادب: آنان که دستی در آتش ادب دارند، ابراهیم اکبری دیزگاه را می‌شناسند، یا نام او را شنیده‌اند و یا رمانی و نوشته‌ای از او خوانده‌اند. انتشار رمان «شاه‌کشی» از وی بهانه‌ای شد برای گفتگو با این نویسندۀ پرکار و جدی. این مصاحبۀ اختصاصی  را، که توسط حمید بابایی انجام شده است، تنها در پرونده‌کتاب شاه‌کشی سایت شهرستان ادب مطالعه می‌کنید:  حمید بابایی: آقای دیزگاه در رمان قبلی شما «برکت» به زمان اکنون اشاره داشتید و بیشتر مفاهیم دینی دغدغۀ شما بود اما در این اثر به مفاهیم دیگری پرداختید، به‌نظر می‌رسد یک‌باره جهان‌تان تغییر کرد؟ این تغییر از کجا نشأت گرفته است؟ ابراهیم اکبری دیزگاه: هرداستانی مسائل و موضوع‌ها و در نهایت عالمِ خودش را دارد. در «برکت» من می‌خواستم وضعیتِ دین‌داری در حرمان و غربت را نشان بدهم، بنابراین جنابِ شیخ یونس برکت در روستایی به دام می‌افتد و حالات و آناتِ خود و مردم را به زبان می‌گیرد و ناله سر می‌دهد! اما در شاه‌کشی مسألۀ من بیشتر کشتن و نکشتن بود! سهرابِ سخنور، فرزند آمیزابوالقاسمِ شهید، می‌خواهد برود سراغِ شاه برای این‌که او طغیان کرده است، برای این‌که دیکتاتوری او نظامِ زندگی ایرانی را به‌هم زده است. از این رهگذر عوالمِ این دو اثر به‌طورکلی فرق می‌کند. بابایی: نمی‌خواهم سؤال اولم را نقض کنم، اما ردپایی از مباحث مشترک میان «شاه‌کشی» و «برکت» دیده می‌شود، جهان طلبگی و دینی شاید دغدغۀ هر دو اثر باشد. این جهان مشترک گویا یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فکری شما هم هست؟ اکبری: دین یکی از مقوله‌هایی است که من از آن رهایی ندارم. به هر سمت‌وسویی بروم نشان یا نشانه‌هایی از آن را در رفتار و کردار خودم و دیگران می‌بینم. بنابراین هراثری را خلق کنم یا در هرجایی بخواهم سخنرانی کنم یقیناً به یک چیزی از دین ارجاع خواهم داد؛ چراکه فکر می‌کنم انسانی که از عالمِ بالا ببُرد، وجودش دچارِ حرمان و فساد خواهد شد. به هرمیزان ارتباط با امرِ والا، وثیق باشد و اندیشیدن به آن با دقت صورت بگیرد، وجود انسان نشاط پیدا خواهد کرد و انسان با آرامش بیشتری زندگی خواهد کرد. البته در دل آرامش و نشاط ممکن است موریانۀ خشونت و جهالت هم رخنه کند، وجود انسان را به مخاطره بیاندازد و عالمی را ویران کند. اندیشیدن به این مسأله‌ای است. بگذار یک نکته‌ای را بگویم؛ هنوز هم فکر می‌کنم بهترین و زنده‌ترین و پرنشاط‌ترینِ کتاب‌ها قرآن و کتب مقدس آسمانی است و هرنویسنده‌ای که بتواند با این متون گفت‌وگو کند به همان میزان، متنش به جاودانگی نزدیک‌تر خواهد بود. بابایی: اکنون به‌طور اخص به رمان شاه‌کشی بپردازیم. تاریخ و مواجهه با تاریخ را سوژه قرار دادید، چطور سراغ این سوژه رفتید؟ اکبری: واقعۀ انقلابِ 57 همیشه دغدغۀ من بوده است؛ یعنی این‌که برای انسانِ ایرانی چه پیش آمده، چه بر او گذشته است که او در برهه‌ای از تاریخ این‌چنین بر حاکمِ خود شوریده و با قاطعیت، سلطنتِ او را پاره کرده است! من در خیلی از کارهایم سراغِ این واقعۀ مهم تاریخِ معاصر و ریشه‌هایِ آن رفته‌ام و در چندوچون آن تأمل زیادی کرده‌ام. مثلاً در مجموعه‌داستانِ کوتاه «چشم‌هایش گریان دست‌هایش خونی» قطعه‌قطعه حالات انسان‌هایِ دهۀ چهل و پنجاه را کاویده‌ام. در رمانِ «آفلین» که هنوز منتشر نشده است، یک‌جور دیگر انسان‌های آستانۀ ا...

ادامه مطلب