موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

کجا بودی الیاس

هدیه‌ای به آستان شهدای غواص | مهدی طهماسبی
پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس؟»

هدیه‌ای به آستان شهدای غواص | مهدی طهماسبی

انتظاری سی‌ساله | یادداشتی از زیبا مدبر
پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس؟»

انتظاری سی‌ساله | یادداشتی از زیبا مدبر

پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
دوازدهمین پرونده‌کتاب سایت شهرستان ادب

پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

تراژدی و حماسه در «کجا بودی الیاس»
یادداشتی از علی ششتمدی

تراژدی و حماسه در «کجا بودی الیاس»

محمدکاظم مزینانی و حمید عبدالهیان «کجا بودی الیاس» را نقد می‌کنند
امروز ساعت 15:30 در نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در مصلی تهران

محمدکاظم مزینانی و حمید عبدالهیان «کجا بودی الیاس» را نقد می‌کنند

رونمایی از «کجا بودی الیاس»، پاسداشت 175 غواصان شهید
با حضور حجت الاسلام زائری، علیرضا قزوه,مجید قیصری

رونمایی از «کجا بودی الیاس»، پاسداشت 175 غواصان شهید

مجموعه داستان «کجا بودی الیاس» (برای شهدای غواص) فردا رونمایی می‎شود
با حضور حجه‌الاسلام محمدرضا زائری، مجید قیصری، علیرضا قزوه و...

مجموعه داستان «کجا بودی الیاس» (برای شهدای غواص) فردا رونمایی می‎شود

حضور شهرستان ادب در هفتمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس
هفتمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در مصلی تهران برگزار میشود

حضور شهرستان ادب در هفتمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس

پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس؟»

هدیه‌ای به آستان شهدای غواص | مهدی طهماسبی

هدیه‌ای به آستان شهدای غواص | مهدی طهماسبی

شهرستان ادب: پرونده‌کتاب «کجا بودی الیاس؟» را با یادداشتی از مهدی طهماسبی ادامه می‌دهیم:    کجا بودی الیاس؟ کجا بودی عشق؟! می‌شود عملیاتی لو رفته باشد، ولی تو از خط مقدم دشمن هم عبور کرده باشی! 15 کیلومتر! می‌شود غواص باشی ولی در آب، جان نداده باشی! می‌شود رزمنده باشی ولی نه در آب، که حتی روی زمین و هوا هم شهید نشده باشی! بلکه درون زمین، زیر خروارها خاک! می‌شود دستگیر عالمی شوی، می‌شود پرواز را به یاد روح مردم خاک‌گرفتۀ این روزهای ایران بیاوری! اما نه با دست‌و‌پا‌زدن‌های زیاد فرهنگی و... بلکه با دست و‌ پای بسته! می‌شود نور چشم همۀ تشنگان آب حیات بشوی! گرچه چشمانت را با خاک، بسته باشند...! و می‌شود نه غواص بوده باشی، نه رزمندۀ جنگ ولی با تمام وجودت بوی شهداء را بدهی! بوی ایثار، بوی انسانیت، بوی خدا. بهار 94 بود که جمع شهدای غواص کربلای 4، هوای ایران به سرشان زد و برگشتند تا ما را هوایی کنند. شهدایی که با دست بسته، دستگیر ما شدند. حکایتی بس عجیب بود؛ روایت پرواز آن‌ها! و طبعاً این حکایت، قلم‌ها را به پیروی از قلب‌های به‌تپش درآمده، به کار گرفت تا راوی این روایت آسمانی شوند. «کجا بودی الیاس»، مجموعه داستانی است هدیه به آستان این شهداء. حتماً اول، این نکته به ذهن می‌رسد که داستان‌ها باید حول کربلای 4 و نحوۀ شهادت آن‌ها باشد. اما این کتاب، وجهی را در خود داشت که تا به حال کم‌تر دیده بودم. روایت کتاب، فقط روایت شهدای کربلای 4 نیست، بلکه روایت زندگی رفتگان و ماندگانی است که شهیدگونه و انسان‌وار زیسته‌اند یا زندگی می‌کنند. «کجا بودی الیاس» برای ما روایت می‌کند از شهید، از برادران و خواهران شهید، از شهیدان دوست و دوستان شهید، از همسر شهید، از پدر شهید، از معشوقۀ منتظر شهید و... . روایت‌هایی از کسانی که زنده‌اند و در میان ما هستند و چقدر پاک، زندگی را در حیات خود محو کرده‌اند. «کجا بودی الیاس» برای ما روایت می‌کند از خود شهداء، از روحیات‌شان و از برخی مکنونات قلب‌شان. داستان‌های کتاب، تقریباً همه الیاس دارند و یونس! اما نقش اول داستان‌ها خیلی اوقات، هیچ‌کدام‌شان از میان الیاس و یونس نیستند! و شاید همین گستردگی ایده‌ها و نقش‌های داستان‌های این کتاب، نمی‌گذارد که در پس خواندن هر داستان، از خواندن داستان بعدی گریزان باشی. گاه داستانی در همان کربلای 4 است، و شرح به‌غایت زیبا و غمناک آرام‌آرام بالا آمدن خاک بر روی بدن‌های غواصان و به تصویر کشیدن رقص زیبای آنان در زیر خاک برای جان را به آسمان تحویل دادن. گاه داستان در متروی تهران است و قصۀ زنی شال‌فروش که 29 سال را در فراق عشقش، مردانه که نه! زنانه گذرانده. گاه داستان، روایتی می‌شود از دلهرۀ سربازی عراقی که بعد از 29 سال، هنوز عذاب آن لحظه‌های لعنتی را فراموش نمی‌کند. لحظه‌های خاک ریختن را... . و گاهی داستان می‌آید به میان کنگرۀ بزرگداشت شهدا؛ جایی که پدر دو شهید حق ندارد از آن پسرش که در کربلای 4 شهید شده، حرف بزند، چرا که مجلس بزرگداشت شهدای والفجر 8 است و او فقط باید در مورد آن یکی پسرش که شهید کربلای 4 است، صحبت کند.  رو به مجری کرد و گفت: «چه فرقی دارنه؟!... یونس هم مثل الیاس... و چه دارنی؟!»... «برنامۀ والفجر؟!... مگه شهید با شهید فرق دارنه؟!... یکی اروند... یکی کربلا... یکی جنگل... یکی کوهستان»... «دست سردار درد نکنه، ولی مگه شهید مال سرداره؟!... ...

ادامه مطلب