موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
بیست‌وپنجمین میزگرد بوطیقا: سیمین دانشور و ضرورت بازخوانی رمان سووشون
با حضور محمدرضا شرفی خبوشان، علی‌اصغر عزتی‌پاک، منیژه آرمین، مجید اسطیری و علیرضا سمیعی

بیست‌وپنجمین میزگرد بوطیقا: سیمین دانشور و ضرورت بازخوانی رمان سووشون

سوم شخص مفرد | مروری بر آثار داستانی سیمین دانشور
در زادروز تولد بزرگ‌بانوی نویسندۀ ایرانی

سوم شخص مفرد | مروری بر آثار داستانی سیمین دانشور

«عین یک باغچه» به روایت «سیمین دانشور» | از کتاب «سووشون»
یک صفحه خوب از یک رمان خوب | صفحۀ پانزدهم

«عین یک باغچه» به روایت «سیمین دانشور» | از کتاب «سووشون»

روایتی تازه از مرگ سیمین دانشور
چرا ویکتوریا دانشور به نکوداشت خواهرش نیامد؟

روایتی تازه از مرگ سیمین دانشور

 سیمین دانشور، برون یا درونِ سایۀ جلال | یادداشتی از پژمان سرلک

 شهرستان ادب: سیمین دانشور و جلال آل احمد زوج نویسنده‌ای بودند که همواره بحث بر سر برتری یکی بر دیگری وجود داشته است. پژمان سرلک این موضوع را دستمایۀ یادداشت تازه خود قرار داده است. این یادداشت را در ادامۀ پرونده‌پرترۀ سیمین دانشور می‌خوانیم:   «... دیدم نه، اصلاً روی پا بند نمی‌شوم. به نرس مراجعه کردم. نرس که اهل چین است و یک‌دکتر تمام‌عیار است. گفت برو در اطاقت بخواب من می‌آیم، آمد و معاینه‌ام کرد. تب نداشتم، گفت تمام روز را استراحت کن، بعد گفت به‌نظرم خیلی به فکر وطنت هستی و از حلقه‌ام فهمید که شوهر دارم. گفت بیچاره! شوهر هم داری؟ من زدم زیر گریه و برای اولین‌بار بلندبلند گریه کردم». (قسمتی از نامۀ سیمین به جلال)   در دنیای پیشین و در دنیای امروز معمولاً وقتی دو هنرمند با هم ازدواج می‌کنند در هرزمینه‌ای، یکی از ایشان در نگاه مردم، منتقدین و... در سایۀ سرد می‌شود. به این معنی که شهرت و آثار وی تحت‌الشعاع دیگری قرار می‌گیرد و او را باعنوان همسر فلان‌شخص می‌شناسند. ممکن است چنین دیدگاهی در آن خانواده هرگز وجود نداشته باشد، اما آن‌هایی که بیرون ایستاده‌اند، چنین برداشتی دارند و نمی‌شود در این مورد به کسی خرده گرفت. قاعدتاً در بسیاری از موارد دو شخص هم‌سطح نیستند؛ غالباً یکی از دیگری کار را زودتر آغازیده و شهرت بیشتری کسب کرده یا به‌طورمثال کار زن را نسبت به مرد برتری داده‌اند و از این قبیل. این دقیقاً همان مطلبی است که راجع به دو نویسندۀ بزرگ در این مملکت صدق می‌کند. کسانی که هرکدام به‌نوعی آغازکنندۀ کاری بزرگ یا نشان یک ‌قشر خاص هستند، اما یکی از دیگری در میان آحادِ جامعه از ابتدا شناساتر بوده است. کمتر دانش‌آموزی در دهه‌های شصت و هفتاد پیدا می‌شود که داستان‌های «جلال آل‌احمد» را همراه با تکه‌ای از زندگینامه‌اش با آن اتفاق‌های جذابی که در خود داشت، در کتاب‌های درسی نخوانده باشد و احتمالاً پیدا نخواهد شد کسی که در مدرسه، حتی در سال‌های اخیر، نامی از «سیمین دانشور» شنیده باشد و اگر بعدها نامی از او برده شده، تنها باعنوان «زن جلال آل‌احمد» بوده است. چنین پیش‌آمدی در تمام عرصه‌های هنر پیش آمده و بعدها نیز پیش خواهد آمد، اما در رابطه با «سیمین دانشور و جلال آل‌احمد» موضوع گسترۀ وسیع‌تری داشت، از قبیلِ جنجالی که برخی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها به راه می‌انداختند با این عنوان که سیمین سعی می‌کند خود را از شرّ سایۀ جلال خلاص کند و دیگر مسائلی که اکنون مجال پرداختن به آن‌ها نیست. در سال‌های اخیر و پیش از مرگِ سیمین، بسیاری سعی کردند سیمین دانشور را به هرطریقی آزار دهند و عده‌ای نیز او را در سایه‌ای که خودشان علم کرده بودند، کشاندند و بعد با بی‌انصافی او را در مقابل مردی که تمام زندگی‌اش را به او عشق ورزیده بود، قرار دادند. البته در این میان برخی حرف‌ها از سمت ایشان و بعضی رفتارها از سوی اقوام نزدیک جلال باعث گل‌آلودترشدن آب و تجمع هرچه بیشتر ماهی‌گیران نابلد فرصت‌طلب و مگس‌های گرد اردهِ شد. با این اوصاف در تمام این قضایا به‌نظر نمی‌رسید که سیمین دانشور با اینکه با نام «جلال آل‌احمد» شناخته شود، مشکلی داشته باشد. درواقع او اهمیتی برای این مسائل قائل نبود و مقام خود را بسیار والاتر از درگیری با چنین ماجراجویی‌های بچگانه‌ای می‌دید. دانشور ابایی از اع...

ادامه مطلب