موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
امام خمینی و ادبیات
طورِ تجلی | شعری از احمد شهریار
به مناسبت سالروز رحلت امام خمینی رحمةﷲ‌علیه

طورِ تجلی | شعری از احمد شهریار

چهار مجلس با امام و حافظ | تأملاتی در نسبت امام خمینی و شعر حافظ
یادداشتی از «جواد شیخ‌الاسلامی» در پروندۀ «امام خمینی (ره) و ادبیات»

چهار مجلس با امام و حافظ | تأملاتی در نسبت امام خمینی و شعر حافظ

داستانی درباره یکی از اسطوره‌ای‌ترین موقعیت‌های جغرافیایی جهان | به قلم «محمدقائم خانی»
یادداشتی بر رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» اثر «محمدرضا شرفی خبوشان»

داستانی درباره یکی از اسطوره‌ای‌ترین موقعیت‌های جغرافیایی جهان | به قلم «محمدقائم خانی»

شعاع چشم تو | شعری از قیصر امین پور
به مناسبت سالروز رحلت امام خمینی رحمةﷲ‌علیه

شعاع چشم تو | شعری از قیصر امین پور

طلوع امید | شعری از ندا هدایتی فرد
پروندۀ «ادبیات انقلاب»

طلوع امید | شعری از ندا هدایتی فرد

امام خمینی به روایت شاعران و نویسندگان جهان
پروندۀ امام خمینی (ره) و ادبیات

امام خمینی به روایت شاعران و نویسندگان جهان

در و دیوار جماران | شعری از زکریا اخلاقی
به مناسبت سال‌روز رحلت امام خمینی رحمة اﷲ علیه

در و دیوار جماران | شعری از زکریا اخلاقی

پرونده «امام خمینی و ادبیات» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
به مناسبت چهاردهم خرداد، سالروز رحلت امام خمینی (ره)

پرونده «امام خمینی و ادبیات» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

حیدر کشته شد!
شعر تاریخی یوسفعلی میرشکاک برای امام خمینی رحمة الله علیه

حیدر کشته شد!

سه شعر برای امام خمینی از سه نسل شعر انقلاب
غلامرضا کافی، مبین اردستانی، فاطمه عارف‎نژاد

سه شعر برای امام خمینی از سه نسل شعر انقلاب

«امامِ شاعر» | یادداشتی از احمدرضا رضایی
ویژۀ سالروز رحلت امام خمینی (ره)

«امامِ شاعر» | یادداشتی از احمدرضا رضایی

خبر، پتک سنگین در آینه بود
ویژۀ سالروز رحلت امام خمینی (ره)

خبر، پتک سنگین در آینه بود

«در به سماع آمده است از خبر آمدنت» | به بهانۀ 12 بهمن
سالروز بازگشت امام خمینی به میهن و آغاز دهه فجر

«در به سماع آمده است از خبر آمدنت» | به بهانۀ 12 بهمن

شریعتی، امام خمینی و شعر انقلاب اسلامی
یادداشتی از امیررضا یزدانی

شریعتی، امام خمینی و شعر انقلاب اسلامی

انتظار در شعر امام خمینی
یادی از دو غزل زیبای رهبر فقید انقلاب

انتظار در شعر امام خمینی

امام خمینی به ما یاد داد
درس‎گفتارهای علی‎محمد مودب در اردوی شهرکرد آفتابگردان‎ها

امام خمینی به ما یاد داد

شعر هوشنگ ابتهاج در سوگ شهید مظلوم آیت الله بهشتی
سال‎روزِ انفجارِ دفتر حزب جمهوری اسلامی

شعر هوشنگ ابتهاج در سوگ شهید مظلوم آیت الله بهشتی

آسمانا! چه کنم بعد تو با این همه بال...
غزلی از محمدحسین نعمتی برای امام خمینی

آسمانا! چه کنم بعد تو با این همه بال...

عصر شعر «فانوس خیال» برگزار شد
بزرگداشت رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی

عصر شعر «فانوس خیال» برگزار شد

تو انقلاب نمی‌کردی انقلاب نمی‌شد
غزلی از امیرعلی سلیمانی برای امام خمینی

تو انقلاب نمی‌کردی انقلاب نمی‌شد

زنده‌تر از تو کسی‌ نیست، چرا گریه‌ کنیم؟
غزلی از استاد محمدعلی بهمنی برای امام خمینی

زنده‌تر از تو کسی‌ نیست، چرا گریه‌ کنیم؟

پاسخ جالب امام به نطق عباس زریاب خویی
حکایت باستانی پاریزی از دیدار با امام خمینی

پاسخ جالب امام به نطق عباس زریاب خویی

غزل قیصر امین پور برای امام خمینی
غزلی از قیصر امین پور

غزل قیصر امین پور برای امام خمینی

به مناسبت سالروز رحلت امام خمینی رحمةﷲ‌علیه

طورِ تجلی | شعری از احمد شهریار

طورِ تجلی | شعری از احمد شهریار

شهرستان ادب: به مناسبت 14خرداد، سالروز رحلت امام خمینی رحمة‌اﷲ‌علیه، پروندۀ «امام خمینی (ره) و ادبیات» را با شعری از «احمد شهریار» به‌روز می‌کنیم: چه شبی بود، شب فتنه، شبِ غم، شبِ مرگ شبِ سیلابِ سیاهی، شبِ توفان و تگرگ شبِ تاریک‌تر از مصدرِ تاریکی بود شبِ گمراه‌ترین باورِ تاریکی بود شبِ خون‌ریزتر از هرچه جنایتکاران شبِ طولانیی تا حدِ زمین، حد زمان شبِ ظلمت، شبِ غفلت، شبِ بیداد و گناه چه شبی بود، شبِ فتنه و توفان، آنگاه دیده آیینه‌ترین نورِ تجلی را دید مثل موسا همه‌جا طورِ تجلی را دید دید آن صاعقۀ رشکِ مهِ عالم را نورِ حق آمده در کالبدِ آدم را نورِ شب‌سوز و ضیاساز و سحرایجادی نورِ غفلت برِ دل‌ها و نظر ایجادی بر سرِ دیوِ شب از چار طرف می‌بارید نجمِ ثاقب شده از شهرِ نجف می‌بارید شبِ تاریک اسیرِ سحرِ مطلق بود زهق الباطل از آوازۀ جاء الحق بود سحر آمد که به عشاق سلامی بدهد مژدۀ آمدنِ نورِ امامی بدهد و امام آمد و شب محو شد و شاه گریخت شیر در بیشۀ خود آمد و روباه گریخت و امام آمد و سرتاقدمش ایمان بود قول و فعلش همه تفسیرگرِ قرآن بود حق گرا، مردِ خدا، عالمِ دین، فاتحِ جنگ دستِ رد زد همه بر سینۀ نیرنگِ فرنگ در اسارت همه سرشارِ رهائی برخاست هر که در بزمِ او بنشست، رجائی برخاست هر که در بیعتِ او ماند، چنین تحسین شد کاوه و باکری و همت و زین‌الدین شد آن‌که بیعت شکنی کرد به جائی نرسید هم از این قافله جا ماند و هم از خویش برید هرکه از قافلۀ عشق جدا می‌گردد حزبِ شیطان شده مقهور خدا می‌گردد عاقبت محنتِ یک عمر به بار آمده است قدم از خانه برون نه که بهار آمده است فصلِ گل آمد و با خاطرۀ یار آمد شبنم افشان شده با چشمِ گهربار آمد اشک دریا صفتم باز تلاطم کرده‌ست چه کند! صبح‌ترین آینه را گم کرده‌ست

ادامه مطلب