موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

رمق - مجید اسطیری

مشروح جلسۀ نقد و بررسی رمان «رمق» در فرهنگسرای شفق
با حضور «پری رضوی»، «شهریار عباسی» و «مجید اسطیری»

مشروح جلسۀ نقد و بررسی رمان «رمق» در فرهنگسرای شفق

پرونده‌کتاب «رمق» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
هجدهمین پرونده‌کتاب سایت شهرستان ادب:

پرونده‌کتاب «رمق» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود
با حضور مجید اسطیری (مؤلف) شهریار عباسی (منتقد) پری رضوی (مجری کارشناس)

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود

 مجید اسطیری: «الگوی اسطوره‌ای من حماسۀ عرفانی منطق‌الطیر بود»

شهرستان ادب: «مجید اسطیری» با مجموعۀ «تخران» خود را به‌عنوان نویسنده‌ای جوان مطرح کرد و بعد از آن با نوشتن رمان «رمق» نشان داد نویسنده‌ای است که دل‌بستگی‌های خاصی به مسائلی ازجمله تاریخ و مسئلۀ انقلاب دارد. به بهانۀ انتشار رمان رمق، حمید بابایی گفتگویی با این نویسندۀ جوان داشته است تا با نگاهش به ادبیات و جهان داستانی آشنا شویم. شما را به خواندن این مصاحبۀ اختصاصی در پرونده‌کتاب رمق دعوت می‌کنیم: قبل از پرداختن به رمان‌ مایلم کمی در مورد مجموعه‌داستانتان صحبت کنیم. شما کار را با مجموعه‌داستان شروع کردید، ایدۀ آن داستان‌ها از کجا آمده بود؟ ایدۀ آن داستان‌ها از دل‌ زندگی روزمرۀ مردم طبقۀ فرودست آمده بود و هرکس مجموعۀ «تخران» را بخواند، تصدیق می‌کند که مسئلۀ محرومیت و فقر نقش مهمی در این مجموعه دارد؛ یعنی من ایده‌هایم را از دل یک زیست روشنفکرانه و از کتاب‌ها پیدا نکرده بودم. برخورد آدم‌های این داستان‌ها با موقعیت‌ها هم خیلی غریزی و ناخودآگاه است و برآمده از یک زیست مستضعفانه است؛ اما نوع رویکرد داستان‌ها مخاطب را دعوت به یک مداقۀ عمیق می‌کند. شما جزء نویسندگانی هستید که به‌ جز فرم، به‌شدت مضمون برایتان مهم است و این به‌وضوح در برخی از آثارتان دیده می‌شود. نگران نبودید به مضمون‌گرایی افراطی متهم شوید؟ آیا در «آناکارنینا» به ‌جز فرم، مضمون به‌شدت برای تولستوی مهم نیست؟ آیا در «سلاخ‌خانۀ شمارۀ پنج» به ‌جز فرم، مضمون به‌شدت برای وونه‌گات مهم نیست؟ آیا در بینوایان به‌ جز فرم، مضمون به‌شدت برای هوگو مهم نیست؟ آیا در «خداحافظ گاری کوپر» به جز فرم، مضمون به‌شدت برای گاری مهم نیست؟ آیا در «پیرمرد و دریا» به جز فرم، مضمون به‌شدت برای همینگوی مهم نیست؟ واقعاً باید این سؤال‌ها را از خودمان بپرسیم. به نظر من سؤال فرم‌گرایی و مضمون‌گرایی تقریباً منتفی است. البته واقعاً من هیچ‌وقت از افراطی‌بودن خوشم نیامده و نخواسته‌ام در مضمون‌گرایی افراطی باشم. اگر کسی تصمیم بگیرد از مضمون‌گرایی فرار کند، این خودش به نظرم یک نوع افراطی‌گری است.  حرکتتان از داستان کوتاه به رمان چگونه بود؟ چرا سراغ رمان رفتید؟  این حرکت خیلی بطئی بود. اندک‌اندک احساس کردم باید به شخصیت‌های داستان‌هایم پر و بال بدهم و قصه‌های فرعی را هم جدی بگیرم و طرح‌های پیچیده‌تری بسازم، اما همۀ این‌ها کسی را رمان‌نویس نمی‌کند. رمان آن‌جایی شکل می‌گیرد که یک نویسنده با خودش بگوید «قصه‌ای دارم که جز در قالب رمان نمی‌توانم آن را بنویسم» و من واقعاً چنین قصه‌ای را کشف کردم که در رمان رمق همان ماجرای بازی‌های فوتبال جام ملت‌های آسیا در سال 47 و حواشی خاص آن است.  نقد و یادداشت هم می‌نویسید. این نوشته‌ها چقدر در رمان نوشتن‌تان تأثیر داشت؟  بی‌تأثیر نیست؛ از آن‌جایی که ناگزیرم با دقت آثار داستانی دیگران را بررسی کنم. اما هیچ‌کس با بازکردن قطعه‌های یک رادیو موفق به ساختن آن رادیو از صفر تا صد نمی‌شود؛ بنابراین می‌توان گفت منتقد خوبی بودن با نویسندۀ خوبی بودن، ارتباط زیادی ندارد. تابه‌حال هم نشنیده‌ام کسی که منتقد خوبی است، لزوماً داستان‌نویس خوبی هم باشد.  این روزها بسیاری از دوستان نویسندۀ‌مان قالب رمان را برا...

ادامه مطلب