موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

رمق - مجید اسطیری

مشروح جلسۀ نقد و بررسی رمان «رمق» در فرهنگسرای شفق
با حضور «پری رضوی»، «شهریار عباسی» و «مجید اسطیری»

مشروح جلسۀ نقد و بررسی رمان «رمق» در فرهنگسرای شفق

پرونده‌کتاب «رمق» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
هجدهمین پرونده‌کتاب سایت شهرستان ادب:

پرونده‌کتاب «رمق» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود
با حضور مجید اسطیری (مؤلف) شهریار عباسی (منتقد) پری رضوی (مجری کارشناس)

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود

داستان انتخاب‌ها | یادداشتی از «معصومه خوانساری»

شهرستان ادب: در تازه‌ترین مطلب پرونده‌کتاب «رمق» شما را به خواندن یادداشتی از «معصومه خوانساری» دعوت می‌کنیم:      تاکنون در جهان، انقلاب‌هایی مثل انقلاب روسیه و انقلاب کبیر فرانسه و... شکل گرفته که ادبیات داستانی کشورها را تحت‌تأثیر قرار داده است. نمونه‌های خوب ادبی مثل آثار تولستوی و مارکسیم گورکی و دیکنز و هوگو و... برگرفته از همین انقلاب‌هاست. نویسندگان نگاه‌های متفاوت جانب‌دارانه و یا انتقادی به انقلاب و حواشی آن داشته‌اند که دستمایۀ داستان‌های‌شان شده است. در ایران هم پس از برپایی انقلاب، ادبیات انقلاب با نوشته‌شدن داستان‌هایی با همین شکل و شمایل به عرصه آمد. داستان‌های انقلاب معمولاً از مردم و برای مردم نوشته شد و مهم‌ترین‌شان از حوادث سال 32 محتوا و تخیل می‌گیرند.   «رمق» در معنی به نیرویی که باقی جان را نگه می‌دارد، (فرهنگ عمید) اطلاق می‌شود؛ ماجرایی که باعث شد شخصیت اصلی سبک و روش زندگیش را بیابد. کتاب رمق «مجید اسطیری» از شهرستان ادب ما را راهی امجدیه می‌کند تا تاریخ فوتبال آن سال را با یک رخداد تاریخی در 19 اردیبهشت 47 موازی‌سازی کنیم که در آن روز مردم به‌واسطۀ آن به میدان آمدند. «رئوف» نقش مهمی در شکل‌گیری آن دارد.     توالی رخدادها و وقایع در جهان داستان رمق، منظم است و طرح، مستقیم پیش می‌رود. داستان خوش‌خوان و سرراست نقل می‌شود. زبان ساده و نوجوان‌پسند کتاب به فضا و انتخاب‌هایی که «رئوف» شخصیت اصلی باتوجه به سنش دارد، برمی‌گردد. اطلاعاتی که نویسنده از همان پاراگراف‌های ابتدایی به‌صورت قطره‌چکانی به مخاطبش می‌دهد، باورپذیری و علت و معلولی اثر را می‌سازد.   دستمایۀ هنری و بینامینیت داستان، سیمرغ ِمنطق‌الطیر و مادر گورکی و بینوایانِ ویکتور هوگو است. اسطیری از نشانه‌هایی مثل نقاشی رنه ماگریت و موسیقی بیتلز هم برای فضاسازی و پیش‌برد داستانش سود می‌برد. بازی با داستان سیمرغ در انتها با جریانی تاریخی و مهم قرینه‌سازی می‌شود که نویسنده چندین بار در طول کتاب آن را یادآوری می‌کند. رئوف با حوادث پیش آمده در موقعیت انتخاب به کشف رسیده است. او خودش، سبحان، صدیقه، نیکو و بقیه را به پرندگانِ سیمرغ و هادی را به هدهد تشبیه می‌کند. هادی یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های داستان است که از خلال روایت‌ها با او آشنا می‌شویم؛ شخصیتی که در سراسر داستان به‌جز فصل سیزدهم غایب است. همچنین با معرفی و کنش‌های شخصیت‌هایی مثل مرتضی و هادی و سبحان با رویکرد و شخصیت ذاتی خود راوی و اینکه بالأخره کار را تمام می‌کند یا نه، درگیر می‌شویم. شخصیتی که برای فرار از درگیری‌های ذهنی و تنهایی‌هایش به شلوغی و غوغای ورزشگاه امجدیه پناه می‌برد.     فضاسازی با اسامی اسبق خیابان‌ها و ورزشگاه و اتوبوس دو طبقه و دو قرانی گاهی کم و زمانی کافی به نظر می‌رسد، البته کمک‌گرفتن از لحن و تکه‌کلام‌های طبقۀ کارگری آن دهه می‌توانست فضاسازی بهتری را بسازد. به گفتۀ لئونارد بیشاپ: «از شیوۀ آماده‌سازی در وضعیتی از زمان حال استفاده می‌شود تا به واقعه‌ای که در آینده رخ خواهد داد، اشاره شود». این آماده‌سازی از طرفی با صحنه‌هایی مثل آتش‌زدن پرچم و پخش‌کردن اعلامیه‌های چاپی و دستی ایجاد می‌شود و ...

ادامه مطلب