موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
ویژه پرونده پرتره «فردوسی»

فردوسی و دو گانه ایرانی و اسلامی | یادداشتی از علیرضا سمیعی

25 اردیبهشت 1397 15:12 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 3 رای
 فردوسی و دو گانه ایرانی و اسلامی | یادداشتی از علیرضا سمیعی

شهرستان ادب: دومین مطلب از پرونده پرتره فردوسی سایت شهرستان ادب اختصاص دارد به یادداشتی از آقای علیرضا سمیعی، نویسنده و پژوهشگر گرامی:

                                فردوسی و دو گانه ایرانی و اسلامی

فردوسی در مثنوی ارجمند خویش به رسم هستی شناسانه‎ای، جهان را شرح می‎دهد. پس از ثنای آفریدگار، ترتیب سامان افلاک و زمین را به نظم می‎کشد و سپس گفتاری در ستایش پیامبر (صلی الله علیه وآله) پیش می‎آورد. سپس تر «کیومرث» را چونان اولین آدمی، معرفی می‎کند و قصه از پشت قصه تا کار به تاریخ می‎رسد. او در شرح خویش، از اجمال به تفصیل می‎رود. یعنی نه تنها از ثنای حق می‎آغازد، بلکه ماجراها از ابتدا با ایجاز بیشتر و بعد رفته‎رفته با جزئیات بیشتر پی گرفته می-شوند. چه، در نظر وی (چنانچه در ادیان گفته می‎شود) جهان، همانا صیرورت از وحدت به کثرت است. درواقع کثرت پس از وحدت مدام افزون می‎شود؛ لذا هرچه پیش می‎رود، جزئیات بیشتری را می‎پردازد تا نشان از شدت یافتن کثرت باشد. 

سیر از وحدت به کثرت، ذوابعاد است و حماسه و لطف و زیبایی و ... دارد. اما در هر دوری، شاعران به وفق زمانه، طوری از آن را یافته‎اند. یافت شاعر صرف بافته‎ی ذهنی نیست. فردوسی آینه‎گردان روح حماسی دوره‎ای از تمدن اسلامی شد که وقت ظهور جهانگیری آن بود. تمدن‎ها پس از ظهور به دوران جهانگیری می‎رسند و بعد به عرضه‎ی زیبایی می‎پردازند و آنگاه مشغول درون-نگری می‎شوند و همین‎طور پیش می‎روند تا عصر انحطاط فرا رسد. لااقل در تاریخ ایران که پس از ظهور اسلام به نوعی تاریخ اسلام محسوب می‎شود این رویه را می‎بینیم. یعنی ابتدا شعر حماسی و در مرحله‎ی بعد قصایدی که غالباً توصیف هستند (مدح نیز چون نیک بنگریم وصف است) و در مرحله‎ی پس از آن شعر عرفانی (که نشان از درون‎نگری دارد) پیش می‎آیند و ... چنانچه تاریخ شعر را تاریخ روح ایرانیان مسلمان بدانیم، تاریخ شعر خود مؤید این مدعاست. البته این وضع بدان معنی نیست که در عصر حماسه، شعر غیر حماسی نداریم. بلکه منظور غلبه روح حماسی بر دیگر شئون ادبی است. غلبه توصیف و غلبه نگرش عرفان در دوره‎های بعدی به چشم می‎آیند؛ ولی در عین حال استثناها نیز کم نیستند.

در نظر داشته باشیم که قرن فردوسی که صده‎ی شعر حماسی است، همان دوره‎ای است که کلام معتزلی گُل می‎کند. کلام معتزلی بر این مبنا نوعی جهانگیری است که از راه آن مسلمین شیوه‎ی یونانی استدلال را که منطق و فلسفه بود فتح کردند. رجوع فارابی و ابن‎سینا به فلسفه‎ی یونان که به-نحوی «از آن خود سازی» فلسفه‎ی یونانی بود و با قاعده‎کاهی‎ها و قاعده‎افزایی‎ها به اسلامی شدن فلسفه منجر شد، از همین سنخ است.

اما این تمدن همواره مانند دوگانه‎ای که در هم آثار متقابل داشتند پیش می‎رفت. این تمدن در آن واحد اسلامی و ایرانی بود. فردوسی، که نامی عربی داشت به زبان فارسی، تاریخ ایران را با ابتدا به ثنای حق و نعت رسول آغاز کرد. کسانی که شاهنامه را سرچشمه‎ی زیست ایرانی-اسلامی می‎دانند راه خطایی را نمی‎روند. گیرم که در این راه، از سربند دوگانگی و پیچیدگی آن اشتباهاتی داشته باشند. با مرور تاریخ ادبیات ایران، خواهیم دید شعر ما هرگز از نفوذ شاهنامه شانه خالی نکرد. حتی می‎توان تاریخ شعر ایران را تفصیل سروده‎ی فردوسی دانست. نظامی، اعتراف می‎کند که اشاره‎های فردوسی را بسط داده و خمسه را از آن برساخته؛ و مدت‎ها بعد عطار که از سرسلسله‎داران شعر عرفانی بود، منطق‎الطیر را به گونه‎ای نوشت که عرفان وی را عرفانی حماسی قلمداد کردند؛ این رویه البته ادامه یافت.

اولین ماجرای شاهنامه که سبقه‎ای داستانی دارد، مرگ سیامک، فرزند کیومرث (اولین انسان) به دست دیوان است. پس از پادشاهی جمشید، قصه‎ی ضحاک گفته می‎شود که از پرطمطراق‎ترین قصه-های همین سروده است. ضحاک فرزندان ذکور را می‎کشت. می‎بینیم که در این نامه «کشته‎گشتن» فرزندان ذکور (که عامل ادامه‎ی خون و نسل محسوب می‎شوند) دغدغه‎ی اساسی و اساس دغدغه است. چه در بسیاری از فقرات، فرزندان ذکور نه به دست پدران بلکه به دلایل دیگری کشته می-شوند. لذا شاید بتوان اصل دلنگرانی شاعر را ستبری و عقیم‎ماندن دانست، که بیشتر مربوط به حیات تمدنی می‎شود.

یکی از مضمون‎های نام کیومرث «زنده‎ی میرا» است، زیرا گویا پیش از وی موجودات نامیرا یا مرده بودند و این کیومرث است که امکان زندگی و به همان میزان امکان مرگ را حمل می‎کند. زمانه همچون حیات از سرچشمه‎ای در گذشته جاری شده، در حال مستقر است و روی به آینده دارد. اما چه چیز آینده را ضمان می‎کند؟ هر چه باشد به هرحال وحشت از ستبری تمدن همواره برقرار می‎ماند، زیرا امید و ترس نسبت به آینده، طبیعت هر صورتی از استقرار است. اما بیم و امید دو مفهوم کلی و بالطبع مبهم هستند و با بیان آن است که چیستی و حد و رسمشان به روشنگاه می‎آید و در نتیجه امکان التفات بدان و تدارکشان مهیا می‎گردد. شاهنامه نیز با نقل گذشته، در زمان حال سروده شده و با همین سرودن، بیم و امید نسبت به آینده رقم می‎خورد. استقرار که طبعاً وضعی حماسی دارد به واسطه‎ی در نبرد بودن با احتمال مرگ چهره‎به‎چهره است. حماسه در شرایط عبور از عینیت به ذهنیت به همان اندازه که حکایت از استقرار و اعتماد به قرار دارد با وحشت از بریده شدن آغشته است.

توجه کنیم که دوگانه‎ی بیم و امید سطح دیگری از دوگانه‎ی اسلامی و ایرانی است؛ ایرانیانی که دلبسته‎ی تاریخ و تمدن خود بودند همواره گمان می‎کردند با ورود اسلام کار آنها در هم پیچیده و روی به نابودی نهاده است؛ در مقابل غمخواران اسلام در این وحشت به سر می‎بردند که ایران‎پرستان با قلب اسلام به نفع ایرانی بودن، آیین محمدی را از حیّز انتفاع خارج کنند و به همین مناسبت گاهی ما را به تهمت رفض می‎آزردند. این نگرانی چه در درگیری‎های نظامی و چه در نزاع‎های اجتماعی و چه در هماوردی‎های نظری خود را نشان می‎داد. فردوسی که پیشینه‎هایی ایرانی و اسلامی داشت جهد کرد در شاهنامه هر دو را به سلم و صلح بیاورد؛ این تلاش در دوگانه‎ی «زنده‎میری» (فحوای نام کیومرث) نهفته. او که داستان مرگ سیامک را نقل کرد، داستان خویش را با پادشاهی هوشنگ (فرزند سیامک) ادامه داد و کار ضحاک را در هم پیچید تا تاریخ به سیر خود ادامه دهد. وی نوشته:

بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی

این بیت معمولاً در حجاب ناسیونالیسم پوشیده شده و در دو صد سال اخیر غالباً چون سندی ملی-گرایانه تحریف شده است. ولی همین بیت را می‎توان طوری تعبیر کرد که معنای «زنده‎کردن عجم» به رسم غیرطاغوتی اسلام را افاده کند. فردوسی که گمان می‎کرد حکومت‎های ایرانی در زمان پیروزی اسلام (ساسانیان) غیرایزدی و طاغوتی بودند گویا می‎خواسته با فائق آمدن بر دوگانه‎ی اسلامی-ایرانی رسم طاغوت را پشت سر بگذارد و آینده‎ای را پی ریزد که در آن این دوگانه به لطف و صفا در هم آمیزند. راستی که شاهنامه، نه نامه‎ی شاهان بلکه شاه نامه‎هاست. بی‎جهت نیست که پس از آن اشعار فارسی پیوسته در نفوذ آن به سر بردند. 


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  •  فردوسی و دو گانه ایرانی و اسلامی | یادداشتی از علیرضا سمیعی
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.