موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
یادداشت علی داودی به بهانه تولد ناصر فیض

بار دیگر "فیضی" که دوست می­‌دارم

01 بهمن 1392 10:36 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.2 با 10 رای
بار دیگر "فیضی" که دوست می­‌دارم

بهار 1371 اولین باری که به یک جلسه شعر رفتم. سه شنبه‌­ای بارانی، آنقدر خیس که کتاب‌های مدرسه را از توی دستم شسته و برده بود. پله­‌های ساختمان برگزاری شب شعر را که بالا می‌رفتیم، صدایی آرام و آهنگین داشت پایین می­‌آمد. بین راه از کنارمان گذشت و رفت قاطی باران و ابر خیابان. سردمان بود با سید حبیب نظاری از کلاس فیزیک زده بودیم بیرون تا برسیم به "بار دیگر شهری که دوست می­‌دارم" تا هرچه از مدار برق و سرعت نور و فاصله و انرژی در سرمان سنگینی می­‌کرد دور بریزیم و به جای سیب­‌های نیوتن، که فصل شاعرانه آگاهی بود نارنج‌های باغ‌های شهرم را بنشانیم. صدا لحن اندوهناک نادر ابراهیمی را داشت "سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است و این‌چنین به شعر سلام گفتم.

***

بزرگ‌تر که می­‌شوی حافظه­‌ات پر می‌­شود از دنیای آدم‌بزرگ‌ها. از اخبار مهم بی‌ارزش. از چیزهایی که ربطشان را به خود نمی­‌دانی اما دیوانه‌­وار به خاطر می­‌سپاری‌شان. نگرانی مبادا گمشان کنی اما به خود که می­‌آیی خودت را گم کرده­‌ای. مثل نارنج‌ها که گم شدند. من سیب آقای نیوتن را کشف نکردم و حبیب نظاری فیزیک رایاد نگرفت و رفت دنبال گنجشک‌ها و دوبیتی. حالا "من دیگر برای تو از نهایت سخن نخواهم گفت. که چه سوگوارانه است تمام پایان‌ها....."

***

تکرارمره‌گی‌­ها، همه‌چیز و همه‌کس را ندید می­‌گیرد "انسان دوستانش را فراموش می­‌کند، کتاب­‌هایی را که خوانده است فراموش می­‌کند،و رنگ مهربان نگاه یک رهگذر را.... " اما هنوز و هر روز دلم تنگ می‌­شود برای حرف‌های شوخی و جدی­‌اش. برای گیردادن­‌های پدرانه­‌اش، برای ایرادات و وسواس‌هایش. و همیشه جای او خالی است مثل وقتی که شعر می‌­خوانی.

***

بارانی‌­اش غرق ابرست رد می‌­شود چتر بر سر

پیراهنش از پرستو شال و قباش از کبوتر



راز خزر بود گویا آیینه‌ي چشم‌هایش

لبریز یک حس آبی با آسمان‌ها برابر



مرد غزل­‌های شرجی می­‌گفت باید بپوشیم

پیراهنی آفتابی ای مردم ابر بندر



می‌گفت و می‌گفت و می­‌گفت...

...

خود را به باران رسانید یکریز بارید و بر خاک

رویید از او سبز و روشن آیینه‌­های مکرر



...هر عصر می‌­بینم اینجا از روزن شیروانی

مرد شنل­‌پوش شاعر رد می­‌شود چتر بر سر


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • بار دیگر "فیضی" که دوست می­‌دارم
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی
14 شعر در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

بیشتر