موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

غزلي از جواد شيخ الاسلامي

18 شهریور 1391 15:08 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
بيت بيتِ غزلم شرح پريشاني ماست

شرحي از کافري ما و مسلماني ماست

دوست داريم کنار تو بمانيم ولي

تا بدان جا که تو خوش هستي و آساني ماست

آتشي هست به جانِ تو و ما گريانيم

اين تمام همه ي بي سر و ساماني ماست

سر به صد سجده فرو برديم و خواب شديم

ننگ هر سجده چو صد داغ به پيشاني ماست

تو به درد دل خود سوز و به دردِ خود، ما

دوري و دوستيِ ماست که ارزاني ماست

دور بودن همه جا بد که نه، حتي خوب است

هرکه دور است زِ ما، يوسف کنعاني ماست...

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی
14 شعر در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

بیشتر