موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

مطالب موجود برای 'شعر عاشقانه'

عاشقانه‌ای از خاقانی

به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری به رهت چه گوش دارم که خبر دریغ داری نه منم که خاک راهم ز پی سگان کویت نه تو آفتابی از من چه نظر دریغ داری تو چه سرکشی که خاکم ز جفا به باد دادی تو چه آتشی که آبم ز جگر دریغ داری ندهیم تار مویی که میان جان ببن...
عاشقانه‌ای دیگر از حسین منزوی

دستش از گل، چشمش از خورشید سنگین خواهد آمد بسته بار گیسوان از نافۀ چین خواهد آمد از تبار دلستان لولیان بیستونی شنگ، شیطان، با همان رفتار شیرین خواهد آمد باز رسم سامری را ساحری آموز نازش تا دوباره از که بستاند دل و دین خواهد آمد با همان آنی، که ...
عاشقانه‌ای دیگر از سعدی

از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم ...
عاشقانه‌ای از هلالی جغتایی

برخیز طبیبا که دل آزرده‌ام امروز بگذار مرا، کز غم او مرده‌ام امروز چون برگ خزان چهره من زرد شد از غم کو آن گل سیراب؟ که پژمرده‌ام امروز چون گوشه دامان من از خون شده رنگین هر گوشه که دامان خود افشرده‌ام امروز امروز مرا چون فلک آورد به افغان من ...
عاشقانه‌ای دیگر از محمدرضا شفیعی‌کدکنی

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم ...
عاشقانه‌ای دیگر از هوشنگ ابتهاج
ای عشق تو ما را به کجا می‌کشی ای عشق!

عاشقانه‌ای دیگر از هوشنگ ابتهاج

29 آبان 1397 | 17:53

ای عشق تو ما را به کجا می‌کشی ای عشق! جز محنت و غم نیستی، اما خوشی ای عشق این شوری و شیرینی من خود ز لب توست صد بار مرا می‌پزی و می‌چشی ای عشق چون زر همه در حسرت مس گشتنم امروز تا باز تو دستی به سر من کشی ای عشق دین و دل و حسن و هنر و دولت و دا...
عاشقانه‌ای از نیلوفر بختیاری

من چای می‌نوشم، تو هم گویا دلت اینجاست از صافی لیوان چای ما جهان زیباست دریای سرخی هست و در نزدیکی ساحل مهمانی افتاده، غریقی خسته و تنهاست امواج ناآرام را سر می‌کشم، اما گوشم پر از فریادهای آی آدم‌هاست تو چای می‌نوشی و می‌گویی کمی تلخ است - ای...
شعر عاشقانه از عراقی

شعر عاشقانه از عراقی

27 آبان 1397 | 17:50

چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت سپاه عشق تو از گوشه ای کمین بگشود هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت حدیث حسن تو، هر جا که در میان آمد ز ذوق، هر که دلی داشت، در میان انداخت قبول تو همه کس را بر آشیان جا کرد مرا ز...
عاشقانه‌ای از محمدحسین نجفی

از حدود بیست و چار-پنج سال آزگار می‌رود به قطعۀ دوازده، ردیف چار پیرمرد عاشقی که سال‌هاست زائر است پنج‌شنبه‌های سال‌نامه‌های بی‌بهار «یاد چهارشنبه‌ای که عاشقت شدم به‌خیر در مسیر کوچه‌های توپخانه-لاله‌زار بعد سال‌ها هنوز خاطرم نرفته است ط...
عاشقانه‌ای دیگر از انوری

بی‌دلم ای یار! همچنان که تو دیدی دیده گهربار، همچنان که تو دیدی در کف عشق تو جان ممتحن من هست گرفتار، همچنان که تو دیدی وز گل رخسارت ای نگار سمن بر! بهرهٔ من خار، همچنان که تو دیدی کوژ چو چنگ تو همچو نالهٔ زیرست ناله من زار، همچنان که تو دیدی ...
صفحه 2 از 16ابتدا   قبلی   1  [2]  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   
تازه ها
«سازمان ملل» به روایت «رومن گاری» | از کتاب «مردی با کبوتر»
یک صفحه خوب از یک رمان خوب | صفحه چهل‌وپنجم

«سازمان ملل» به روایت «رومن گاری» | از کتاب «مردی با کبوتر»

حاج آقا خاص | شعری از اسماعیل امینی
تازه‌ترین سرودۀ انتقادی

حاج آقا خاص | شعری از اسماعیل امینی

دزدِ قدیم | شعری از مرتضی امیری‌اسفندقه
تازه‌ترین سرودۀ انتقادی

دزدِ قدیم | شعری از مرتضی امیری‌اسفندقه

فراخوان ثبت نام در چهارمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»
دفتر شعر شهرستان ادب برگزار می‌کند:

فراخوان ثبت نام در چهارمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»

بهشت | شعری از مبین اردستانی
به مناسبت میلاد امام رضا علیه‌السلام

بهشت | شعری از مبین اردستانی

بیشتر