در رثای سرو
سروده: نغمه مستشار نظامی
تشییع کردهایم هزاران هزار سرو
آزادهسرو، بیکفن و بیمزار سرو
تشییع کردهایم هزاران گل رشید
هر دم دوباره میدمد از این دیار سرو
تشییع کردهایم دلِ بیقرار را
در راه عشق، سبز شده بیشمار سرو
تشییع کردهایم، ولی خاک تا کنون
هرگز ندیده بود چنین ماندگار سرو
هرگز ندیده بود زمین و زمان به خود
بعد از عروج نیز چنین سایهدار سرو
دنیا ندیده بود گرهکرده مشتِ خود
در قلب انفجار شود ذوالفقار سرو
هرگز ندیده بود جهان اینچنین شگفت
در خاک و خون تپیده، ولی استوار سرو
ای سروِ سربلند که خوش میروی، ببین
در سوگ توست جامهدر و اشکبار سرو
هر قطرهای ز خون تو سروی رشید شد
مانده است از تو در دل و جان یادگار سرو
پیش از تو تکدرختِ لبِ جویبار بود
از تو گرفته است چنین اعتبار سرو
سخت است باورش که نمیبینمت دگر
سخت است فکر رفتنت، ای شهریار سرو
از ریشهٔ تو کوه وطن مانده استوار
تاریخ مینویسد از آن سروِ ماندگار
پیوند خورده راه سترگ تو با علی(ع)
همنام و همکلام: علی؛ هموفا: علی
روح خدا دمیده به جان جهانیان
مبعوث کرده بر دل عالم تو را، علی
شاگرد حکمت تو حکیمان روزگار
عرفان توست آینهٔ کبریا، علی!
ای از تبار نیکِ پیامآورِ خدا
ای گفته رازهای مگو با خدا، علی!
هم حافظ شریعت حق بودی از نخست
هم از محدثان و هم از اولیا، علی
در دست توست نبض قلم، ای امام عشق!
خون تپنده در نفس واژهها: علی
با ما بگو از آنچه که دیدی در آسمان
ای همنشین سفرهٔ آلعبا، علی!
ای قامت رفیع تو چون سرو ماندگار
طوفان کجا و نام بلندت کجا؟! علی!
ایمان تویی، امین تو و امن و امان تویی
ایران تویی که رهبری و رهنما، علی!
ایران تویی که خون عزیزت به خاک ریخت
تا خاک را کند به نظر کیمیا، علی!
هر خطبهٔ تو پشت عدو را شکسته است
ای در مسیر دین و وطن جانفدا، علی!
ایران تویی، همیشه بمان، تا ابد بمان
ایران تویی، دوباره بخوان خطبه: یا علی!
ایران سربلند بمان و بلند شو
با جوشنِ دعای علی، بیگزند شو
خورشید سربلندِ بهخونخفته، یا حسین
محشور گشته روح عزیز تو با حسین(ع)
اهل و عیال و بیت تو در آتش یزید
میسوخت آنچنان که دل خیمهها، حسین
مظلومی آنچنان که علی(ع) در شهادتش
بیتاب وصل دوست، چو خون خدا: حسین(ع)
ماه محرم آمده، دلتنگ روضهایم
عالم فدای آن سرِ از تن جدا، حسین
ای جانفدای عشق وطن، رهبر شهید
امسال برده است تو را کربلا، حسین
امسال در حسینیهٔ دل قیامتیست
پوشیده است بار دگر بوریا، حسین
یک نوگل شهیدِ بهخونخفته آمده
گهوارهٔ حسینیهها شد دوتا، حسین
همراه زینباند دو بانوی خونکفن
امسال تو شهیدی و صاحبعزا: حسین(ع)
امسال تو شهیدی و دلها اسیر غم
امسال داده داغ دلت را شفا، حسین
آقای مهربان حسینیهٔ امام
ما را کشانده با غم تو تا کجا، حسین
ای کاش بین روضهٔ تو برگردی از سفر
با اشک شوق و آه بگوییم: یا حسین!
تنها تویی که حال مرا درک میکنی
ای با غم شکستهدلان آشنا، حسین(ع)
ای دل، محرم آمد و آن مهربان نبود
«ما را به سختجانی خود این گمان نبود»
ماییم و قلب سوختهای، بیقرار تو
تا روز حشر، خونجگر و داغدار تو
چون شمع زندهایم در آتش، میان خون
همچون چراغ لاله به راه مزار تو
ای اشکِ بیشکیب بر این شعلهور ببار
ای بغضِ کهنه، رفته ز کف اختیار تو
صدها هزار جان گرامی فدای دوست
صدها هزار آینه چشمانتظار تو
ای عشقِ بیقرار شهادت، قرار عشق
خورشید شعلهور تویی و ما غبار تو
مشتت نشانهایست از آن راه ماندگار
انگشتر عقیق یمن، یادگار تو
گلهای سرخ سوی مزارت روانهاند
بال فرشته ریخته در رهگذار تو
پیر و جوان، کبوتر و کودک، گلاب و گل
آمیختند با نفس مشکبار تو
جان را چه شد که لایق وصلت نمیشود؟
میخواستم که یار تو باشم، نه بار تو
خون شد دلم به یاد شهیدان بیت نور
«دل را قرار نیست مگر در کنار تو»
جان را به راه دوست فدا کردهای، عزیز
این خاک را همیشه دعا کردهای، عزیز
امسال از ده رمضان، دل محرم است
این کوچهها پس از تو حسینیهٔ غم است
بعد از تو شعر، طفل یتیمیست، یا علی
در وصف تو هر آنچه بگوید، غزل کم است
وقتی رقیه عمهٔ زهرای کوچک است
یعنی بساط روضهٔ مادر فراهم است
یعنی تمام شهر تو را گریه میکنند
یعنی تو رفتهای و جهان غرق ماتم است
آن روضههای زخمیِ مکشوفه را بگو
بیت شهید، کربوبلایی مجسم است
دست عزیز تو همهجا رهنمای ما
مشت تو تا همیشه نگهدار پرچم است
این خاک سرخ تا به ابد وامدار توست
اندوه ما ز داغ فراقت دمادم است
ای روضهخوان، به یاد شهید از وطن بخوان
«گویا عزای اشرف اولاد آدم است»