موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

شعر محمدکاظم کاظمی برای کابل

11 خرداد 1396 17:46 | 1 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.38 با 8 رای
شعر محمدکاظم کاظمی برای کابل

شهرستان ادب: پنجم رمضان المبارک امسال، روزی است که به تاریخ سرخ و زخمی کابل پیوند خورد. در رثای شهدای این حادثه، به بازخوانی یکی از اشعار محمدکاظم کاظمی، شاعر بزرگ افغانستانی، می‌پردازیم:

 

حلق سرود پاره‌، لب‌های خنده در گور
تنبور و نَی در آتش‌، چنگ و سَرَنده در گور

این شهر بی‌تنفّس لَت‌خوردۀ چه قومی است‌؟
یک سو ستاره زخمی‌، یک سو پرنده در گور

دیگر کجا توان بود؟ وقتی که می‌خرامد
مار گزنده بر خاک‌، مور خورنده در گور

گفتی که «جهل جانکاه پوسیدۀ قرون شد
بوجهل و بولهب‌ها گشتند گَنده در گور»

اینک ببین هُبل را، بُت‌های کور و شَل را
مردان تیغ بر کف‌، زن‌های زنده در گور

جبریل اگر بیاید از آسمان هفتم‌
می‌افکنندش این قوم‌، با بالِ کنده در گور

 

گفتند «گُل مرویید، این حکمِ پادشاه است‌
چشم و چراغ بودن‌، روشن‌ترین گناه است‌

حدّ شکوفه تکفیر، حکم بنفشه زنجیر
سهم سپیده تبعید، جای ستاره چاه است‌

آواز پای کوکب در کوچه‌ها نپیچد
در دستِ شحنه شلاّق همواره روبه‌راه است»

مغز عَلَم‌به‌دوشان تقدیم مار بادا
وقتی که کلّه‌ها را خالی‌شدن کلاه است‌

صابون ماه و خورشید صد بار بر تنش خورد
امّا چه می‌توان کرد؟ شب همچنان سیاه است‌

ناچار گُل مرویید، از نور و نَی مگویید
وقتی به شهر کوران‌، یک‌چشمه پادشاه است‌

 

شهری که این‌چنین است‌، بی‌شهریار بادا
یعنی که شهریارش رقصانِ دار بادا

تا ردّ پای نااهل در کوچه آشکار است‌،
سنگ آذرخش بادا، چوب اژدهار بادا

قومی که خارِ وحشت بر کوی و بر گذر کاشت‌،
در کوره‌های دوزخ آتش‌بیار بادا

حتّی اگر اذانی از حلقشان برآید،
بانگ کلاغ بادا، صوت حمار بادا

گفتند «سر بدزدید» گفتیم «سر نهادیم‌»
گفتند «لب ببندید» گفتیم «عار بادا»

با پتک اگر نکوبیم بر کلّه‌های خالی‌
مغز علم‌به‌دوشان تقدیم مار بادا

 

 


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • شعر محمدکاظم کاظمی برای کابل
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تازه ها
حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل
مصاحبه عزتی‌پاک با «مهر»

حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل

شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران

بیشتر
پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

بیشتر