موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
از کتاب «اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟»

چشم‌های آبی‌ات | شعری از محمود اکرامی‌فر

12 شهریور 1397 21:49 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
چشم‌های آبی‌ات | شعری از محمود اکرامی‌فر

شهرستان ادب: ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعری از کتاب «اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟» سروده‌ی جناب آقای «محمود اکرامی‌فر» تازه می‌کنیم :

تو که هفت آسمان در چشم‌های آبی‌ات گم بود 
تو که خورشید پشت پلک‌هایت در تبسّم بود

تو که با من اگر گاهی نگاهی داشتی امّا 
تمام چشم‌های مهربانت وقف مردم بود

من و تو آخرین برگ کتاب زندگی هستیم 
چه فرقی می کند فصلی که خواندی، فصل چندم بود؟

همین اندازه می‌دانم به باران تو مدیونم
همین اندازه می‌دانم که عشقت فصل پنجم بود

من و آدم اگرچه سنگ تهمت می‌خوریم امّا
تمام فتنه‌ها زیر سر حوّا و گندم بود


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • چشم‌های آبی‌ات | شعری از محمود اکرامی‌فر
امتیاز دهید:
نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
الگوی من در نویسندگی فردوسی و عطار است
نشست نقد و بررسی رمان «تشریف» در محل کتابفروشی به نشر :

الگوی من در نویسندگی فردوسی و عطار است

«چو بر گورم بخواهی بوسه دادن    رخم را بوسه ده کاکنون همانیم»
یادداشتی به یاد«محمدسرور رجایی» به قلم «محمدامین اکبری»

«چو بر گورم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده کاکنون همانیم»

نقد و بررسی رمان «تشریف» اثر «علی‌اصغر عزتی پاک»
در سومین نشست «گروه داستانی خورشید» برگزار شد:

نقد و بررسی رمان «تشریف» اثر «علی‌اصغر عزتی پاک»

تولدی دوباره | روایتی از «محمدسرور رجایی»
حضور «محمدسرور رجایی» در برنامۀ «سلام ماه»

تولدی دوباره | روایتی از «محمدسرور رجایی»

«وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت!»
یادداشتی به یاد«محمدسرور رجایی» به قلم «علی داودی»

«وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت!»

بیشتر