موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
یادداشتی از الهام عظیمی

او یک نویسنده است

06 شهریور 1392 08:41 | 2 نظر
Article Rating | امتیاز: 2.44 با 39 رای
او یک نویسنده است
شهرستان ادب: اتفاقات پی در پی ادبی موسسه باعث شدند تا صفحه‌های پایانی پرونده آقای امیرخانی با تاخیر منتشر شوند. یازدهمین برگ از پرونده رضا امیرخانی اختصاص دارد به یادداشت داستان نویس و منتقد گرامی خانم «الهام عظیمی» که نگاهی کلی به آثار ایشان داشته اند.




باسمک یا من تواضع کل شیء لعظمته

سخت است نویسنده به جایی برسد که، اسمش روی کتاب، دلیل شود برای خریدنش. که برای خودش «طرفدار» داشته باشد و «باشگاه هواداران». که وقتی کتاب جدیدش چاپ می شود، فروش فلان تعداد تیراژ قطعی باشد. سخت است در داستان نویسی ایران، سری توی سرها درآوردن. نه از آن باب که این رشته سران بسیاری دارد. از این باب که داستان همیشه در مقابل شعر قرار گرفته – نه کنارش - و مخاطب ایرانی، شعر را روی چشمش می گذارد و داستان را در جیب مخفی اش. وقتی این مخاطبِ شعر دوست، نویسنده ای را انتخاب می کند تا دوستش داشته باشد و بخواهد بخواندش، یعنی توانسته از هفت خان رد بزرگی رد شود. همان طور که رضا امیرخانی توانسته است.

رضا امیرخانی، منحصر به فرد است. نمی شود گفت زبان نوشته هایش ذهن ما را به سمت و سوی نویسنده ی دیگری می برد، یا محتوا و بن مایه ی سخنش، تحت تاثیر کسی است. نویسنده ای است که در سبک خودش، پیشرو است و می تواند پیرو داشته باشد. اما در حال حاضر،  به نظر می رسد قبل از هرچیز خودِ امیرخانی سبکش را درست پیدا نکرده است. یا اگر پیدا کرده است، نتوانسته است آن را کاملا پردازش کرده و پخته شده تحویل مخاطب دهد. 

هنوز در داستان های امیرخانی چیزهایی وجود دارد که برای مخاطب قابل هضم نیست. یا قرارِ امیرخانی با خودش بر این است که مخاطب را به این سبک عادت دهد، یا مخاطب باید صبوری کند تا امیرخانی پخته تر شود. او هنوز نویسنده ی جوانی است که تا پیش از قیدار، می توانستیم بگوییم با هر کتاب بهتر از قبل توانسته است رشد خودش و نوشته هایش را نشان بدهد، و هنوز فرصت دارد برای آن که خودش را به سرسخت ترین منتقدانش هم، اثبات کند.

این که چرا رضا امیرخانی اصرار به وارد کردن امور ماورایی و غیرعادی به داستان هایش دارد، هنوز جای سوال است. داستان های واقع گرای امیرخانی، همیشه با حوادثی غیرمانوس، و آن هم جزئی، دچار خلل می شوند. مانند جایی که در رمانِ من او شخصیت مریم، قلب ابوراصف (همسرش) را در هنگام مرگ می بلعد و در اثر آن کودکی که به دنیا می آورد، دارای دو قلب است! یا رفت و آمد شهیدی به نام سهراب در رمان بی وتن ، که قابل رویت است. 

شگردهای خاص امیرخانی همچنان برای مخاطبانش شگفتی ایجاد می کند. از خالی گذاشتن چندصفحه ی کتاب و قرار دادن اثر انگشت در رمان منِ او گرفته، تا علامت های سجده ی واجبه در کنار رقم های نجومی در کتاب بی وتن و رسم الخط خاصی که تقریبا در همه ی آثار او، رعایت می شود. 

با همه ی مهارتی که امیرخانی در داستان نویسی دارد و غیر قابل انکار است، عده ای معتقدند کتاب های مستند و پژوهشی او بهتر از آثار داستانی اش هستند. به خصوص سفرنامه های او. نگاه خاص و البته نزدیک او به رهبری در داستان سیستان و زبان گویای او در جانستان کابلستان. و حتی عده ی دیگری با تنها تجربه ی امیرخانی در داستان کوتاه، معتقدند امیرخانی در رمان به درازه گویی می افتد و بهترین اثر او همان ناصر ارمنی ست که به اصول ساختاری، پایبند مانده است.

با این همه، رضا امیرخانی نویسنده ی جوان، توانمند و پرکاری است که اسمش روی کتاب، دلیل بر خریدن آن می شود و برای خودش طرفدار دارد و در داستان نویسی ایرانی سری توی سرها درآورده و... شهرستان ادب، برای او پرونده ی ویژه کار می کند.


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • او یک نویسنده است
امتیاز دهید:
نظرات

حسن
ﺳﻪشنبه, 12 شهریور,1392 | 03:16 ق.ظ
یادداشت دقیقی بود.
ممنون از شهرستان ادب و نویسنده.

عقیق
پنجشنبه, 07 شهریور,1392 | 07:46 ب.ظ
آدم گاهی فکر میکند امیرخانی دارد برای خودش می نویسد نه مخاطب.
بیشتر سعی دارد چارچوب خاص خودش اعمال شود نه نگاه و سطح شعور مخاطب.

گاهی وقتی دارم کتاب هایش را می خوانم فکر میکنم به نوعی دارم دفتر خاطراتش را می خوانم.


مطلب خوبی بود.ممنون.

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: