غزلی از مرتضی حیدری آلکثیر
14 فروردین 1394 |
11:15
آسمان را مچاله کرد و گریست، یاد ِمنظومۀ جوان افتاد |
اشکهایش شهاب شد غلطید، و در آن سمت کهکشان افتاد |
رو به تسبیح آفتاب نشست، دانهدانه غروب را نخ کرد |
تو مگر تشنه نیستی پسرم؟ لب بزن، آتش از دهان افتاد
چند نیمایی کوتاه بهاری از فائزه فرزانه
12 فروردین 1394 |
17:18
درخت |
بهترین نشانۀ خداست در زمین |
بهخاطر همین |
بهار میزند به شاخههاش |
مهرسبز صدهزار آفرین!
غزلی بهاری از فاطمه سادات مظلومی
12 فروردین 1394 |
17:14
اصلاً شروع قصّه زیبا نیست بی تو |
این خانۀ دلمرده، دنیا نیست بی تو |
وقتی که بودن با تو را کم دارد امروز |
شوقی برای صبح فردا نیست بی تو
چارپارهای از سیداکبر میرجعفری
12 فروردین 1394 |
12:17
بنویسید: سال سختی بود |
مرگ، دائم در اين حوالی بود |
از پی ابرهای پی در پی |
هرچه بارید، خشكسالی بود
اشعاری بهاری از حمیدرضا شکارسری
10 فروردین 1394 |
15:48
روز و شب در کوه و بیابان رفتیم |
مُردیم هزار بار و بیجان رفتیم |
در چرخهی بیتمامی از بیم و امید |
دنبال بهار تا زمستان رفتیم