موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
یادداشتی به یاد«محمدسرور رجایی» به قلم «محمدامین اکبری»

«چو بر گورم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده کاکنون همانیم»

11 مرداد 1400 14:01 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
«چو بر گورم بخواهی بوسه دادن    رخم را بوسه ده کاکنون همانیم»

شهرستان ادب: پرونده‌پرترۀ سایت شهرستان ادب را با یادداشتی به یاد «محمدسرور رجایی» به قلم «محمدامین اکبری»،  به‌روز می‌کنیم:

آلبر کامو در شاهکارش "سقوط" می‌نویسد:
《 مردم از انگیزه‌های شما و صداقت شما و امنیت رنجهایتان جز با مرگ شما متقاعد نمی‌شوند. تا وقتی که زنده‌اید وضع شما برایشان مشکوک است، فقط شایسته تردید آنها هستید.》

چون نیک بنگریم همین است و جز این نیست، بیشتر ما حتماً با مرگ یک شخص تردیدهایمان نسبت به او از بین می‌رود و تازه در فقدان اوست که به اهمیت حضورش پی می‌بریم، و به نظر من آدمها دو دسته‌اند، کسانی که حضورشان پررنگ است و دیگرانی که فقدانشان. به این معنا کسانی آنچنان جلوه‌گری و به قولی ارائه شخصیتی دارند یا به معنای فرنگیش خودشان را پرزنت می‌کنند که دیگران را مجاب می‌کنند که قدر و قیمتی برایشان قائل شوند به بیانِ دیگر نمودشان از بودشان بیشتر است. و تنها با فقدانشان می‌توان فهمید که عیار واقعیشان چه مقدار بوده است.

و اما دسته دیگر کسانی هستند که در فقدانشان جایگاه واقعی‌شان بیشتر و بهتر مشخص می‌شود اینان در پی جلوه‌گری نیستند و سربه‌زیر کارشان را پیش می‌برند، بودشان به مراتب از نمودشان بیشتر است و تازه پس از مرگشان با دیدن کارهای بر زمین‌مانده‌شان قدر و قیمت حضورشان درک می‌شود. محمدسرور رجایی از این دسته بود، واقعا بعید می‌دانم به این زودی‌ها کسی پیدا شود که قادر باشد نقش مهمی را که او در این سالها ایفا می‌کرد، ایفا کند. میانداری و کادرسازی نخبگان مهاجر افغانستانی. کاری سترگ.

مرحوم محمدسرور رجایی از آن دسته آدمهایی بود که از بس تکلیف‌محور و بی‌ریا بود، دیگران را به اشتباه می‌انداخت که همیشه حضور دارد، همیشه هست، همیشه در دسترس است. من در سالهایی که مسئول اجرایی شب شعر‌ و جلساتی از این دست بودم بعینه شاعران پرمدعای تنک‌مایه زیادی دیدم که فقط چون بلد بودند خودشان را پرزنت کنند دارای ارج و قربی شدند که با واقعیت وجودیشان همخوان نبود و امثال سرور رجایی را کم دیدم که با وجود تنگ‌دستی و معذوریتهای زیاد چنان مناعت طبعی دارند که حتی با اکراه حق‌الزحمه جلساتشان را قبول می‌کنند چرا که بیش از آنکه خودشان برایشان مهم باشد تکلیفشان برایشان مهم است. امثال محمدسرور رجایی‌ها بسیار کم هستند و واقعا فقدان او خلاء بزرگی را به وجود آورد.

از کامو گفتیم بگذارید از مولانا نیز بیتی بیاورم تا پایان‌بخش این یادداشت باشد:
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

ای کاش بیش از اینها قدرش را می‌دانستیم.
ضمن اینکه حتما و حتما حواسمان به خانواده‌اش باشد.


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • «چو بر گورم بخواهی بوسه دادن    رخم را بوسه ده کاکنون همانیم»
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل
مصاحبه عزتی‌پاک با «مهر»

حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل

شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران

بیشتر
پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

بیشتر