شهرستان ادب: ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعری از کتاب «اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟» سرودهی جناب آقای «محمود اکرامیفر» تازه میکنیم :
تو که هفت آسمان در چشمهای آبیات گم بود تو که خورشید پشت پلکهایت در تبسّم بود تو که با من اگر گاهی نگاهی داشتی امّا تمام چشمهای مهربانت وقف مردم بود من و تو آخرین برگ کتاب زندگی هستیم چه فرقی می کند فصلی که خواندی، فصل چندم بود؟ همین اندازه میدانم به باران تو مدیونم همین اندازه میدانم که عشقت فصل پنجم بود من و آدم اگرچه سنگ تهمت میخوریم امّا تمام فتنهها زیر سر حوّا و گندم بود
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز