در ابتدای نشست نقد و بررسی كتاب درختان تبعیدیِ محمد سرور رجایی مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان گفت: كتاب درختان تبعیدی كتاب زیبایی است كه تاكنون در فضای فرهنگ دو ملت ایران و افغانستان مخصوصا برای شعر افغانستان به این کیفیت كار نشده و جای آن خالی بود.
رجایی با اشاره به اینكه كتاب درختان تبعیدی در نمایشگاه كتاب امسال پر فروش ترین كتاب غرفه خانه ادبیات افغانستان بود، افزود: من معتقدم بعد از گذشت سی سال از حضور افغانستانی ها در ایران هنوز نتوانسته ایم ارتباط های فرهنگی خود را به درستی تعریف كنیم اما این كتاب با غزل های خود مخاطب را به شوق درآورد و زمینه ساز ارتباط های فرهنگی شد.
وی افزود: رسانه های ایرانی و افغانستانی نتوانستند تاكنون تعریف درستی از فرهنگ و ادبیات افغانستانی ارائه دهند. هنر، تعهد و رسانه از یكدیگر حمایت می كنند و اگر این گونه نباشد ما هیچ گاه به پیشرفت نمی رسیم . این كتاب سرآغاز روشنی است كه می تواند نگاهها را به فرهنگ مشترك ایرانی و افغانستانی تغییر دهد.
مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان خاطر نشان كرد: اگر ما كتاب درختان تبعیدی را نه از روی تفنن بلكه از روی دقت بخوانیم به پنجره ای می رسیم كه به روی باغی از مناظر آیینی، عاشقانه و اجتماعی باز شده است. این كتاب، اثری گران سنگ است و می تواند جای پای جدیدی از رفاقت های میان شاعران ایران و افغانستان را كه در دهه ۷۰ وجود داشت، تازه كند و تلنگر جدیدی در ما ایجاد نماید كه این غبار روبی به نفع ادبیات ایران و افغانستان است.
سرور رجایی در پایان سخنان خود گفت: سرآمدی جریان ادبیات مهاجرت افغانستان در ایران به دلیل حضور پرقدرت شاعران افغانستانی در ایران و ارتباط با شاعران این كشور است و مطمئن هستم این كتاب پاسخی به یاوه گویی های كسانی كه به فارسی ستیزی دامن می زنند، خواهد بود.
در ادامه این نشست صادق دهقان یكی از شاعران افغانستانی حاضر در این جلسه در سخنانی به درونمایه های ادبیات معاصر افغانستان اشاره كرد و گفت: جهاد و مقاومت، مهاجرت و آوارگی، عشق و تغزل كه آمیخته با غم بوده است، وضعیت اجتماعی جدید، حضور پر رنگ زنان و انسان امروز كه بر محور تنهایی دور می زند از درون مایه های ادبیات معاصر هستند.
دهقان نوع متفاوت نحوی و دستوری زبان افغانستانی را از ویژگی های شعر معاصر افغانستان دانست و گفت: این تفاوت سبب شد تا دوستان ما در ایران این ویژگی جدید را در برخورد خود با همزبانان افغانستان بیابند و كسانی مانند آقای قزوه این نوع نحوی و دستوری را در مطبوعات ایران گسترش دهند.
وی اضافه كرد: در كنار آن ویژگی نحوی و دستوری ما با واقعیات تلخ و شرینی در ساختار زندگی خود روبرو بودیم كه این فضای سیاه بدور از سیاه نمایی سبب شد شعر افغانستان تاثیر گذار گردد. بعد از ایجاد تحولات، شاعران افغانستان از رئالیسم سطحی و اولیه رو به نمادگرایی آوردند و اگر در گذشته به دلیل فضایی كه در دوران مقاومت بود، مضمون های انتقادی كمی را می دیدیم اما اكنون در اشعار افغانستانی ها افزایش اشعار انتقادی را شاهدیم و با مطالعه بیشتر شاعران مفاهیم فلسفی و اندیشه ای به شعر وارد شده است. همچنین نگاه انتزاعی كه در اشعار شاعران جوان و معاصر افغانستان وجود داشت تبدیل به عینیت گرایی شده است.
وی با بیان این كه ركودی كه بر شعر افغانستانی سایه افكنده توجیهی ندارد، گفت: ما اكنون شاعران تحصیل كرده و فضای های بیشتر برای سخن گفتن داریم اما مانند گذشته تلاش نمی كنیم. همچنین از تحولات شعری در دنیا بی خبر مانده ایم و با تجربه های فاخری كه در ایران وجود دارد، برخورد مناسبی نداشتیم. ما زبان مستقل ادبی و شعری نداریم و این به دلیل این است كه با زمان هماهنگ نیستیم كه این موارد باعث می شود نتوانیم از هویت مستقل سخن بگوییم.
دهقان در پایان با ذكر این مطلب كه از تحولات ادبی شعر ایران غافل هستیم، گفت: پیوند میان شاعران دو كشور اكنون به چشم نمی خورد و یا بسیار كمرنگ شده است . من پیشنهاد می كنم فضای تبادل نظر میان شاعران احیا شود و نشست ویژه ای به صورت هفته ای با حضور شاعران افغانستانی و شاعران از نحله های مختلف تشكیل شود.