موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
غزلی از مرتضی حیدری آل کثیر

از دور می بینی ّو روشن نیست،خاموشم

29 اردیبهشت 1392 15:28 | 1 نظر
Article Rating | امتیاز: 3.5 با 2 رای
از دور می بینی ّو روشن نیست،خاموشم
عریانی بازوی پاییز است آغوشم
شب را به یاد مرگ صدها برگ می پوشم

گاهی صدایم را به یمن شعر می بلعم
گاهی سکوتم را به پاس عشق می نوشم

از اینکه با پای خیابان می روم تا اوج
بگذار صدها پله بگذارند،بر دوشم

یک پلک از چشمت برای خلوتم کافیست
تافکرهای مرده برخیزند از هوشم

مردم نمی گویند اما من حواسم هست 
با زخمهایم چون پلنگی خسته می جوشم

از دور می آیی ّ و معلوم است سوزانی
از دور می بینی ّو روشن نیست،خاموشم


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • از دور می بینی ّو روشن نیست،خاموشم
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تازه ها
در رثای سرو
ترکیب‌بندی از نغمه مستشار‌نظامی

در رثای سرو

میدان تبلور فرهنگ شیعی
یادداشتی از هادی حکیمیان

میدان تبلور فرهنگ شیعی

حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل
مصاحبه عزتی‌پاک با «مهر»

حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل

شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

بیشتر
پر بازدیدترین ها
شعرهای بی‌شخصیت
یادداشتی از علی‌رضا میرزایی

شعرهای بی‌شخصیت

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: سرایش شاهنامه معاصر

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: هدم ایران با روایت ایران

در رثای سرو
ترکیب‌بندی از نغمه مستشار‌نظامی

در رثای سرو

بیشتر