موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
با موضوع سیل‌های اخیر کشورمان و همدردی با هم‌وطنان سیل‌زده‌مان در ایران

فراخوان سومین چالش شعر کوتاه

19 فروردین 1398 20:23 | 5 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 5 رای
فراخوان سومین چالش شعر کوتاه

شهرستان ادب: سایت شهرستان ادب به تازگی ستونی را به چالش‌های ادبی اختصاص داده است و هربار یکی از پرونده‌های سایت یا رویدادهای مهم ادبی یا اجتماعی جهان فارسی را بهانه‌ای برای این چالش‌ها می‌کند. 

در سومین چالش ادبیاتی شهرستان ادب به بهانه سیل اخیر که بسیاری از استان‌های ایران عزیز را گرفتار خود کرده است از شما دعوت می‌کنیم تک‌بیت، دوبیتی، رباعی و شعر نوی کوتاه خود یا دیگران را (با ذکر نام شاعر) با موضوع سیل‌های اخیر کشورمان و همدردی با هم‌وطنان سیل‌زده‌مان  برای ما بنویسید.

گزیده‌ای از بهترین‌های این چالش در سایت شهرستان ادب نیز منتشر می‌شود.

شعرهای کوتاه انتخابی و یا شعرهای خودتان را در در بخش‌کامنت‌های همین‌ مطلب یا اینستاگرام شهرستان ادب برای ما بفرستید
.
کانال بله شهرستان ادب
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • فراخوان سومین چالش شعر کوتاه
امتیاز دهید:
نظرات

سیداکبرسلیمانی
شنبه, 31 فروردین,1398 | 03:32 ق.ظ
هرگز به خیانت به وطن تن، ندهیم
از وسعت میهن، سر سوزن ندهیم
ما سیل به جان خریده اما از آن
یک قطره به آسیاب دشمن ندهیم !

سمانه وحید
چهارشنبه, 28 فروردین,1398 | 03:08 ب.ظ
بر گِل نشسته چندروزی کشتی ات اما

باد موافق می شناسد بادبانت را

برخیز باید تیر زد بر چشم اهریمن

آرش بیا زه کن شبی از نو کمانت را

سمانه وحید

#سیل#ایران

سمانه وحید
دوشنبه, 26 فروردین,1398 | 11:36 ب.ظ


هرشب تماشا می کنم اشک روانت را
چاقوی مانده تا ابد در استخوانت را
هرشب دعایت می کنم ...اما دعاهایم
پیدا کند ای کاش راه آسمانت را
سیلاب شد از چشمهایت هرچه باریدی
حالا چرا پر کرده خون و گل دهانت را ؟
بر آب دادی دسته گل ها را چه پی در پی
آلاله ها و غنچه های بی زبانت را
می دیدی و باور نمیکردی که بارانی
پرپر کند گلهای گلدان جوانت را
پاهات خیس و خسته است ایرانِ من اما
از من نگیری دستهای مهربانت را
ای مرزهایت معنی جغرافیای عشق
دنیای من ...آباد می خواهم جهانت را
بر گِل نشسته چندروزی کشتی ات اما
باد موافق می شناسد بادبانت را
برخیز باید تیر زد بر چشم اهریمن
آرش بیا زه کن شبی از نو کمانت را
سمانه وحید
#سیل#ایران

سارا قره تپه
پنجشنبه, 22 فروردین,1398 | 03:40 ب.ظ
دردیست که کس نمی تواند بکشد
این شهر نفس نمی تواند بکشد
انسان به جدال مرگ ناچار شده است
دیگر پا پس نمی تواند بکشد!
سارا قره تپه

سارا قره تپه _ کرمانشاه
پنجشنبه, 22 فروردین,1398 | 03:33 ب.ظ
۱)
دردیست که کس نمی تواند بکشد
این شهر نفس نمی تواند بکشد
انسان به جدال مرگ ناچار شده است
دیگر پا پس نمی تواند بکشد!
سارا قره تپه
۲)
امسال بهار سبزه و گل پژمرد
آن حس قشنگ سال تحویل افسرد
شده شادی عید غرق در حسرت و درد
این سیل چقدر آرزو با خود برد!
سارا قره تپه

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: