موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
مخواه بشکنم آن عهد را به این غزل، اما

عشق | شعری از فریبا یوسفی

07 شهریور 1398 14:13 | 1 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای
عشق | شعری از فریبا یوسفی

شهرستان ادب: ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعری از سرکار خانم «فریبا یوسفی» به‌روز می‌کنیم:

مخواه بشکنم آن عهد را به این غزل، اما
سکوت می‌شکند می‌رسم همین که به دریا

سکون به مرگ می‌انجامد و رکود به برکه
مرا به زندگی آورده است، عشق، به دنیا

نه، مرزهای زمین را نمی‌شناسم از این پس
خوشم که رودم و پایین، خوشم که ابرم و بالا

خوشم ـ اگرچه در این دره سنگلاخ بریدم ـ
به رنج ِ کندن امروز و گنج وصل تو فردا 

خودم به موج بدل می‌شوم، به آب، به ماهی
قدم قدم که به امواج می‌دهم تن خود را 

مرا ببر، ببر آن سو که بی‌کران ِ دو آبی 
رسیده‌اند به هم، مثل واقعیت و رویا


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • عشق | شعری از فریبا یوسفی
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی
14 شعر در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

بیشتر