موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
از کتاب «نامت را بگذار وسط این شعر» در پرونده «ادبیات جنگ و دفاع مقدس»

چه کِیفی دارد! | شعری از محمدرضا شرفی‌خبوشان

03 مهر 1398 18:44 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای
چه کِیفی دارد! | شعری از محمدرضا شرفی‌خبوشان

شهرستان ادب: پرونده ادبیات جنگ و دفاع مقدس سایت شهرستان ادب را با شعری از کتاب «نامت را بگذار وسط این شعر» سروده «محمدرضا شرفی‌خبوشان» به‌روز می‌کنیم:

 

از تارهای خاکی
از پودهای خاکی
از روی جیب سینه‌ات
از قرآن کوچک و
از لابه‌لای «لاتحسبّن الّذين قَتلوا...»
از «فی سیبل الله»
از «امواتا»
از زیر پیراهنِ سفید و
از بوی تشت و بند رخت حیاط بی‌بی
از بوی صابون تنت
گذشتم.
«بَل احياءُ» شدم و
آمدم
از پوستت
از زیر دنده‌ات توی قلبت نشستم. 
صدای «عند ربّهم یرزقون» می‌آمد.
ماندم
و همچنان و هنوز 
گوش می‌دهم.
راستش، چه کیفی دارد 
گلوله‌ی تو شدن!


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • چه کِیفی دارد! | شعری از محمدرضا شرفی‌خبوشان
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»

داستان، جنگ و جامعه
کاری از گروه داستان موسسه شهرستان ادب

داستان، جنگ و جامعه

بیشتر
پر بازدیدترین ها
داستان، جنگ و جامعه
کاری از گروه داستان موسسه شهرستان ادب

داستان، جنگ و جامعه

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»

داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت

بیشتر