ارتباط با ما
|
فارسی
|
العربية
|
English
|
Français
شعر
اتاق شاعر
داستان
اتاق نویسنده
نگارخانه
انتشارات
انتشارات
خرید اینترنتی (ادب بوک)
خانه
رادیو
موسیقی
درباره ما
پرونده ها
پرونده کتاب
کتاب روحالله
من پناهنده نیستم
سایه های باغ ملی
گودال اسماعیلی
حوای سرگردان
کجا بودی الیاس
نعلین های آلبالویی
شاه کشی
خط مرزی
بی چشمداشت
شب های بی ستاره
لیلی آذر
بی کتابی
وقت معلوم
همه چیز مثل اول است
عطر عربی
دخیل هفتم
جشن باغ صدری
ویلای کاکایی ها
رمان رمق - مجید اسطیری
پرونده پرتره
پرونده علی اصغر عزتی پاک
هادی حکیمیان
مجید قیصری
حمیدرضا شاه آبادی
محمدحسین شهریار
قیصر امین پور
فردوسی
طاهره صفارزاده
سهراب سپهری
محمدرضا شفیعی کدکنی
نادر ابراهیمی
محسن پزشکیان
رضا امیرخانی
احمد عزیزی
زنده یاد امیر حسین فردی
Gabriel García Márquez
محمود دولت آبادی
حافظ
سیمین دانشور
محمد سرور رجایی
محمدرضا شرفی خبوشان
پرونده موضوعی
ده سالگی شهرستان ادب
شعر کرونایی
بررسی ادبیات در کتابهای درسی
ترانه خوانی
بهترین شعرها روز دختر
امام خمینی و ادبیات
ادبیات کودک و نوجوان
بهترین شعرها برای امام رضا
شعر عاشقانه
رمان معناگرا
ادبیات ضدآمریکایی
ادبیات و فوتبال
ادبیات عاشورایی
رمان فانتزی
ادبیات مقاومت
ادبیات انقلاب
شعر نیمایی
شعر فاطمی
بوطیقا
ادبیات جنگ و دفاع مقدس
پرونده مناسبتی
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
شهید محسن فخری زاده
دیدار شاعران با رهبر انقلاب
برفیه
شعر پاییزی
عاشقان محمد
پرونده بهاریه
رمضانیه
سالنامه شهرستان ادب
شعر انتصار - میانمار
حماسه غواصان شهید، به روایت اهالی ادبیات
نامه هایی به آقای رییس جمهور
پرونده جشنواره خاتم
به امید دیدار نصرالله l سرودههایی برای سید مقاومت
04 اسفند 1403
21:00
|
0 نظر
|
امتیاز:
5 با 1 رای
شهرستان ادب: شهادت مظلومانۀ سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، داغی نیست که با گذر ایّام و دگرگونی روزگار، از یاد و خاطر دینداران و خداباوران ایران و جهان، فراموش شود. به مناسبت خاکسپاری این مجاهد نستوه و حماسۀ بشکوه، گزیدهای از تلاش شاعران برای ادای دین به وی را با یکدیگر مرور میکنیم.
1- علی داودی
تو رفتی، رفتنت را من بگویم با چه تعبیری؟
تو رفتی، گرچه با ما مانده میراث از تو شمشیری
تو گفتی زندگی جنگ است، ما را غیر از این ننگ است
به خون خود نوشتی زندگانی را چه تدبیری
تو خط خونی از کربوبلا در عصر ما بودی
که از بیروت تا تهران کشیدی سرخ تصویری
تو ای تنها میان ورطۀ جغرافیای زخم
هنوز انگار هر دم با هزاران جبهه درگیری
تو را با مرگ نسبت نیست، گفتی باز باید زیست
شهادت میدهد دنیا، شهادت را تو تفسیری
تو را کشتند؟ نه تو کاشتی بذر نمردن را؟
تو را کشتند اما تو نمیمیری، نمیمیری
2- حسنا محمدزاده
پرچم تکان میداد آرام، جغرافیای بادها را
مرز میان رنگها و بیداد قوم عادها را
پرچم تکان میداد آرام، گهوارۀ درد زمین را
قنداقههای غرق خون و بیرحمی جلادها را
از جایجای نقشه برداشت، یک مشت خون و ریخت در باد
پیوند زد آجر به آجر، دیوار عشقآبادها را
ای شانههایت کوه، برخیز! ای غیرت نستوه، برخیز!
از تیشههای تشنه پر کن! اندیشۀ فرهادها را
از گونههای خیس لبنان، رودی بکش تا قلب ایران
از سینۀ بیتالمقدس، آزاد کن فریادها را
والعَصرها، والفَجرها را، آیه به آیه زجرها را
آزاد کن از نای قرآن، سوز «لبِالمِرصاد»ها را
باید بپیچانند هر روز، فریادهای شعلهافروز
در گوش اهرام ثلاثه، «فرعَونَ ذِی الاوتاد»ها را
از دفتر مشقت بجوشان، خون گلوی کودکان را
باید بلرزاند کتابت، با فصل فصلش یادها را
روزی به گردن خواهد آویخت، دنیا مدال عزتت را
کِل میکشد با تو جهانی، ویرانی بیدادها را
از موجها باکی نداریم، این گنج سهم قهرمانهاست
کشتی به ساحل میرساند، یک روز توفانزادها را
3- اعظم سعادتمند
آرام از سواحل بیروت رد شدی
بیاختیار باعث این جزر و مد شدی
دریا نداشت طاقت دیدار با تو را
رودی که رو به سوی فلک میرود، شدی
آنسان در انفجار شکفتی که گفتهاند
خورشیدهای شعلهور بیعدد شدی
سرخوش میان خیل شهیدان نشستهای
اما دلیل این غم بیحصر و حد شدی
از ما هم ای طنین گل سرخ! یاد کن
در نزد او که عاشقیاش را بلد شدی
4- محمدمهدی خانمحمدی
نمیفهمند ما را عقلهای بیجنون هرگز
بگو سید نباشد راه ما بی فتح خون هرگز
نشستن را نمیدانیم، در سوگت به پا خیزیم
که طوفان نسبتی هرگز ندارد با سکون هرگز
درنگ و جنگ ما در فتنهها موقوف فرمان است
نباشد سربلندیهای ما بیآزمون هرگز
الا إنّ الدعیّ ابن الدعی قد رکّز... هیهات
که بیسر میشویم امروز اما سر نگون هرگز
متون را خواندهام، ما آنچنان پیروز فرداییم
که حتی نامشان باقی نماند در متون هرگز
چنان در خون نصرالله صهیون غرق خواهد شد
که از یادش نخواهد رفت «نحن الغالبون» هرگز
5- عاطفه جوشقانیان
شصتوسه سال اهل بکاء و نبرد بود
در اوج این زمانۀ نامرد، مرد بود
شصتوسه سال مثل نبی، مثل مرتضی
مانند حاج قاسم ما، اهل درد بود
دلتنگ کودکان و یتیمان بیپناه
دلگرمی همیشۀ شبهای سرد بود
سنگی رها شد از کف دیوانهای، سپس
ذکر تمام آینهها «بازگرد» بود
وقتی که بود، غزه از او رنگ و رو گرفت
وقتی که رفت رنگ جهان –آه- زرد بود
نصر خداست شامل او، پس شهید شد
شصتوسه سال در دل زخم و نبرد بود
6- فاطمه عارفنژاد
هزار سوگ چشیدیم و داغدار شدیم
چه شد که نسل خبرهای ناگوار شدیم؟
صدای شیون بیروت در جهان پیچید
شبی که باز پر از بهت انفجار شدیم
چهقدر دیر به خود آمدیم وقت وداع
چهقدر زود به نادیدنت دچار شدیم
دوباره روضه به سمت نیامدن رفت... آه
دوباره خیره به یک اسب بیسوار شدیم
آهای سیبِ سر نیزه! یاد ما هم باش
ببین چهطور به خون جگر انار شدیم
نگاه تو همه را برد سمت سرچشمه
تو رفتی و همه با اشک، آبشار شدیم
اگر به خاک نشستیم، از شکست نبود
که گرم خواندن آیات سجدهدار شدیم
قسم به ماه که ما پیشمرگ حضرت صبح
قسم به سرو که قربانی بهار شدیم
شعر مقاومت
سیدحسن نصرالله
لبنان
شعر مناسبتی
شعر
حزبالله
شهدای مقاومت
تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
1
2
3
4
5
نظرات
Website
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
اردوی اختتامیۀ آفتابگردانهاl دورۀ یازدهم
جمعه, 07 آذر,1404
گزارش مشروح جشن انتشار کتاب «توجه» سرودۀ علی داودی
دوشنبه, 05 آبان,1404
گزارش تصویری l نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
چهارشنبه, 31 اردیبهشت,1404
آمیزهای خلاقانه l نگاهی به کتاب «عهد» اثر عباس همتی
ﺳﻪشنبه, 16 اردیبهشت,1404
بیش از سههزار کلمه l نگاهی به کتاب «پیشانینوشت» اثر عاطفه جعفری
ﺳﻪشنبه, 16 اردیبهشت,1404
مطلبی در این بخش وجود ندارد
مطلبی در این بخش وجود ندارد
دوره آموزش نویسندگی و عناصر داستان
فراخوان دوره یازدهم آفتابگردان ها
برای سپهبد قاسم سلیمانی
پرونده برفیه
پرونده شعر عاشقانه
پرونده رمان فانتزی