چهارشنبههای شعر l گزارش جلسۀ ۱ اسفند ماه ۱۴۰۳
05 اسفند 1403
20:00 |
0 نظر

|
امتیاز:
با 0 رای
شهرستان ادب: گزارش جلسۀ «چهارشنبههای شعر» به پیوست تصاویر این جلسه را میتوانید در ادامه بخوانید.
چهارشنبه، 1 اسفند ماه 1403، جلسۀ دیگری از جلسات «چهارشنبههای شعر» شهرستان ادب به دبیری علی داوودی برگزار شد. در ابتدا، مهمان جلسه، حسنا محمدزاده، به توضیحاتی حول مبحث بلاغت تصویر پرداخت. او با اشاره به اینکه اساسیترین رکن شعر، خیال است، خاطرنشان کرد که باید این خیال با عاطفه و دیگر ارکان شعر مثل موسیقی، زبان و... همراه باشد. همچنین اشاره کرد که سطح شاعران در تداعی کردن تصاویر شکل میگیرد؛ گاه این تصاویر سطحی و گاه این تصاویر عمقی است. وی پس از این صحبتها ایشان به شعرخوانی پرداخت. در ادامه از مبین اردستانی دعوت شد تا به نقد اشعار اولیه بپردازد.
آغاز کننده شعرخوانیها علی مولایی بود که غزلی با مطلع زیر را خواند:
«تو آن درخت دختر دیارهای دیگری
تو از تبار پاک ریشهدارهای دیگری»
دومین نفر، فاطمه امیریمقدم بود که شعری با این مطلع تقدیم کرد:
«هر چند زار و زرد و خزانم بدون تو
هی... روزگار میگذرانم بدون تو»
سومین نفر سیداحمدرضا فضیلتمنش بود که یک مثنوی برای کوه دنا خواند و در ادامه مهدیه نژادابراهیم غزلی با مطلع زیر را خواند:
«در نامه اشک و خاطره با هم گذاشتی
تکلیف را برای چه مبهم گذاشتی؟»
سپس از نوجوانان جلسه، رقیه نجمی، امیرحسین نجمی، محمدحسین خطیبی و ریحانهسادات حسینی به خواندن بخشهایی از گلستان و بوستان سعدی پرداختند. در ادامه امیرحسین رضاخواه غزلی با مطلع زیر به حضرت ولیعصر(عج) تقدیم کرد:
«چه کارمان شده؟ حال خراب نوشیدن
شراب غیر تو را بیحساب نوشیدن»
سپس مودت سعیدی به خواندن یک چارپاره پرداخت:
«میرسید از مسیر دستانش
عطر دریا و خاک و آتش و دود
خسته اما امیدوار و صبور
او خودش را به هر دری زده بود...»
علیرضا سالارکیا، معصومه جرّاحزاده، حامد مفرّحیان، سهیل حیدری و محمد علیمددی، دیگر شاعرانی بودند که به شعرخوانی پرداختند. سپس نجمه بناییان غزلی دوری با مطلع زیر را خواند:
«هوس آش کرده بود امّا زن که دیگر دل و دماغ نداشت
خانهاش زیر خاک مدفون بود، سبزی و رشته و اجاق نداشت»
حالا نوبت محمدرضا صبوریان بود که ترانهای در قالب چارپاره بخواند:
«چقد سخته خرج یکی دیگه شه
دوست دارمایی که مال تو بود
که شعرای تازهش برای تو نیست
محمدرضایی که مال تو بود...»
در ادامه حامد فلاحی راد نیز به خواندن یک چارپاره پرداخت:
«شبی ز پنجره با دود هم سخن بودیم
شبی که پُکبهپُکش سوختم بدون سخن
شبی سیاهتر از زنگیان در دهلیز
شبی کثیفتر از جوبهای راهآهن...»
سپس فاطمه قنواتی غزلی خواند که در ادامه به خواندن آن میپردازیم:
«دوری تو لحظهای آسان نبود
بعد تو در روح و تنم جان نبود
پیش همه گرچه قوی بودهام
حرف دلم از تو که پنهان نبود
عطر تو از خلوت من پر کشید
جامۀ گل بر تن گلدان نبود
کاش که آرامش دریاییام
دستخوش بازی طوفان نبود
پنجرهها راوی دلمردگی
رنگ به رخسار خیابان نبود
ابر غمت از دل من میگذشت
در سرم اندیشۀ باران نبود
حیف که آداب مسلمانیات
هر چه که بود از سر ایمان نبود»
در ادامه امیرحسین پورعزیز غزلی با مطلع زیر تقدیم کرد:
«چرا با دیدنت دیگر جنونم جان نمیگیرد
چرا همپای این شبگریهها باران نمیگیرد»
سپس محمدحسن افتخاریپور به خواندن چند رباعی پرداخت:
«تا دور شود بلا که سرما نخورد
هی میخواند دعا که سرما نخورد
مادر شده ابر و با لباسی از برف
پوشانده درخت را که سرما نخورد»
در ادامه افسانه غیاثوند غزلی تقدیم کرد:
«کی عشق این اندازه با خود دردسر داشت
از او مگر میشد دلی را بر حذر داشت...»
حال نوبت علیرضا نورعلیپور بود که غزلی بخواند:
«چنان مستم امشب که دیگر شرابم
میاور، میاور، خرابم، خرابم
پلنگی سراپا جنونم ولیکن
شبی آفتابی نشد ماهتابم
مترسانم از عشقش و سرنوشتش
که من آه را، اشک را، فوت آبم
به جز حسرت ای عشق چیزی نداری
ولی باز خوشحالم از انتخابم
ندارم به جز مرگ در دفتر عمر
که با زندگی بی حساب و کتابم
در ادامه سیدضیا موسوی غزلی تقدیم کرد:
«وقتی به عشق میرسی اندازهگر نباش
بخشندهاند اهل هنر، بیهنر نباش...»
سپس مرتضی ملکمحمدی غزلی با مطلع زیر را خواند:
«سرِ سازش ندارد با منِ درمانده دنیایم
به دست باد افتاده تمام آرزوهایم»
در ادامه عمادالدین ربانی به خواندن یک غزل پرداخت:
«سپردمت به خدا، جان من خداحافظ
پناه و نیمهی پنهان من خداحافظ...»
با نزدیک شدن به آخر جلسه نوبت به علیرضا میرزایی رسید تا شعری سپید تقدیم کند و پایانبخش جلسه، شعرخوانی امیرحسین پاسبان بود که غزلی با این مطلع خواند:
«دچار وسوسۀ بوسۀ تو بود لبم
سخن ز بوسه که شد میروی، یکی طلبم»
عکاس: هادی مؤدب
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.