دسته ای کوچک بودیم
توپ ها به سمت مان شلیک می شدند
مثل همیشه
هرکس می سوخت
از بازی بیرون می رفت
احمد پر
فریبرز پر
ابراهیم پر
یکی دنبال دیگری پرپر
نوبت به ما رسید
جای گل
توپ ها آتش شدند
وبازی گرمتر
یکی از ما افتاد
یکی دیگر و
آن دیگری هم
ما سوختیم
اما از بازی بیرون نرفتیم
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز