1-
خبر از یک بهار آشنا نیست
کسی حتا نمیپرسد: «چرا نیست؟»
اگر دست من و گنجشکها بود...
ولی دست من و گنجشکها نیست
2-
میان این همه فریاد در شهر
نمیپیچد صدای باد در شهر
اگر دست من و گنجشکها بود
درخت از پا نمیافتاد در شهر
3-
صدای جیکجیکی نیست در شب
نمیدانستم اینجا اینقدر شب...
تو و گنجشکهای خستهی شهر
کجا آرام میگیرید هر شب؟
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز