موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
با ترجمه محمد پاک نیت

«آزادیِ خواهران دربند» | به بهانه رهایی نبل و الزهرا از محاصره چهار ساله

15 بهمن 1394 23:18 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.21 با 14 رای
«آزادیِ خواهران دربند» | به بهانه رهایی نبل و الزهرا از محاصره چهار ساله

شهرستان ادب: با شکسته شدن حصار چهار ساله دو منطقه شیعه نشین نبل و الزهرا واقع در ریف شمالی استان حلب در كشور سوریه، شاهد خوشحالی حق‎طلبان و مجاهدان در سراسر دنیا بودیم. مردم این دو منطقه با شجاعت تمام و بردباری مثال زدنی در برابر فشار تروریست‎ها و مخالفان مقاومت کردند و نگذاشتند این دو شهر به دست دشمن بیفتد.

در این میان پیام‎ها و متن‎های فراوانی درباره این اتفاق مسرت‎بخش (شکست محاصره) در شبکه‎های اجتماعی عرب‎زبان رد و بدل می‎شود که یکی از متن‎های نمادین و داستان‎وار بسیار محبوب آن‎ها متن زیر است. این نوشته گفت و گوی دو منطقه «نبل» و «الزهرا» با یکدیگر است که فضای شهر و اشتیاق این دو را برای استقبال از مجاهدان بیان می‎کند. ترجمۀ این روایت زیبا را به همت آقای «محمد پاک‎نیت» برای نخستین‎بار در شهرستان ادب می‎خوانید.


متن عربی
«الزهراء و نبل علی طریق الحریة»


نبل: زهراء عمتسمعی یلی عمبسمعو؟

زهراء: ای نبل عمبسمع وعمشوف.

نبل: خبرینی شو القصة شو عمیصیر؟

زهراء: عمشوف دبابات علیها اعلام حزب الله صارت کتیر قرییة من الضیعة. وعمشوف نسوان عمترکض عالدکاکین تشتری رز والصبایا بالحقالی عمتقطف ورد لیرشوهن علی الشباب الجایی من بعید.
نبل: وایمتا رح یوصلو الشباب؟ انا ما عاد اتحمل صبر تعبت صرلی أربع سنین ناطرة.

زهراء: طولی بالک یا اختی یلی نطر اربع سنین بینطر کم ساعة.

نبل: عمتحکی عن جد کم ساعة؟

زهراء: ای والله ویمکن اقل کمان یلا لحقی حالک وقومی نفضی الغبرة من البیت واسقی الوردات الدبلانین بسرعة... و ما تنسی تحضری اطیب عشا للشباب حرام صرلن زمان بلا اکل ناطرین لیوصلو یتعشو عنا.
نبل: یلا لکن انا رح قوم حضر لاستقبال الابطال... بتوصینی شی زهراء؟

زهراء: ای اکید بوصیکی ما تنسی تدعی الیوم بصلاة اللیل لاخواتنا کفریا والفوعة ما تخلی الفرحة تنسینا انو بعد فی عنا اخوة بالأسر...

نبل: أنا والله کل یوم بدعیلهن وکمان من وقت للتانی عمبطمن عنهن وبعرف انو فی رجال ربنا سخر کل حیاتهن لنصرتنا الله یحمیهن وینصرهن بکل مطرح حطو اجرهن


ترجمه
«نبل و الزهرا در مسیر آزادی»


نبل: زهرا، تو هم چیزی که من می‎شنوم می‎شنوی؟

زهرا: بله نبل، هم می‎شنوم هم می‎بینم.

نبل: به من بگو قصه چیست، دارد چه اتفاقی می‎افتد؟

زهرا: تانک‎هایی را می‎بینم که بالای آنها پرچم‎های حزب‎الله است، دیگر به روستا نزدیک شده‎اند. و می‎بینم که زن‎ها به سوی دکان‎ها می‎دوند تا برنج بخرند(١) و دختران در مزارع گل می‎چینند تا بر سر جوانانی که از دور می‎آیند بریزند.

نبل: این جوانان کی از راه می‎رسند؟ من دیگر خسته شده‎ام، نمی‎توانم صبر کنم، چهار سال است که منتظرم.

زهرا: آرام باش خواهر جان، کسی که چهار سال انتظار کشیده این چند ساعت را هم تحمل می‎کند.

نبل: راست می‎گویی؟ فقط چند ساعت؟

زهرا: بله به خدا شاید هم کمتر از چند ساعت! یالا خواهر از جا برخیز و شتاب کن! غبار خانه را بتکان و گل‎های پژمرده را زود آب بده... و فراموش نکن که برای این جوانان بهترین شام را درست کنی. طفلکی‎ها خیلی وقت است که گرسنه‎اند و منتظر بوده‎اند تا برسند و پیش ما غذا بخورند.

نبل: باشد، همین حالا برخواهم‎خاست تا برای استقبال این قهرمانان آماده شوم... حرف دیگری برایم داری زهرا؟

زهرا: بله البته! مبادا خواهرانمان "فوعه" و "کفریا"(٢) را در نماز شبت فراموش کنی و مبادا این شادی، برادران اسیر را از یادمان ببرد.

نبل: به خدا که من هر روز دعایشان می‎کنم و هر لحظه جویای حالشانم و می‎دانم مردانی هستند که خدای ما همه زندگی‎‎شان را صرف کمک به ما کرده است. الهی که هر کجا قدم می‎گذارند خدا یار و یاورشان باشد.



پاورقی:
١. از سنت‎های دیرین مردم شامات این است که در جشن و خوشحالی بر سر میهمانان برنج می‎ریزند. آنها برنج را نماد برکت و باروری می‎دانند.
٢. «فوعه» و «کفریا» از شهرهای  شیعه‎نشین شمال استان ادلب هستند که نزدیک به یک سال است در محاصره تروریست‎های مخالف نظام سوریه به سر می‎برند. مردم این دو شهر که ۴۰ هزار نفر جمعیت دارند، به دلیل محاصره از کمبود مواد غذایی و دارو رنج می‎برند.


 



کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • «آزادیِ خواهران دربند» | به بهانه رهایی نبل و الزهرا از محاصره چهار ساله
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

پروژه ارکسترال «قائد شهید» در رثای رهبر انقلاب
در برنامه «من ایرانم» مطرح شد:

پروژه ارکسترال «قائد شهید» در رثای رهبر انقلاب

بیشتر
پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی
14 شعر در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی

نامه علی‌اصغر عزتی‌پاک خطاب به بچه‌های ایران
با موضوع نویسندگان کودک و نوجوان

نامه علی‌اصغر عزتی‌پاک خطاب به بچه‌های ایران

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

بیشتر