شهرستان ادب: شعری میخوانیم از حامد صافی در حال و هوای میهن عزیزمان، ایران :
سحر میروید از تاریکی شبهای ایرانی تنفس میکند صبح از دل فردای ایرانی
تمام قیسها مجنونتر از فرهاد میگردند اگر لب تر کند شیرینی لیلای ایرانی
خیال زعفران گل کرد در خرمای خوزستان نبات اصفهان خندان شده در چای ایرانی
عرب لر بختیاری کرد قشقایی بلوچ و ترک خلیج فارس یعنی جوشش دریای ایرانی
نه از رومم نه از زنگم؛ همان یکرنگ بیرنگم که دل دادم به رنگارنگی زیبای ایرانی
زمین یک روز میفهمد جهان یکسر نمیارزد بدون عشق، آری عشق _این کالای ایرانی _ !
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز